تبليغاتX
.:ecQom:.

در آستانه‌ي روز ملي سينما 51 تن از اهالي سينما آرزوهايشان را براي سينماي ملي ايران به بخش سينمايي ايسنا نوشتند.

1 ـ كمال تبريزي: آرزو مي‌کنم سينماي ايران:

هنري باشد ولي بي‌مخاطب نباشد!

پرمخاطب باشد ولي مبتذل نباشد!

جشنواره‌اي باشد ولي به هر قيمتي نباشد!

ديني باشد ولي شعاري نباشد!

اقتباسي باشد ولي کپي مو به مو از ديگران نباشد!

روشنفکرانه باشد ولي ضد فرهنگ و اعتقاد مردم نباشد!

کوتاه باشد اما براي بلند شدن کش نيامده باشد!

بزرگ باشد اما متظاهرانه نباشد!

تند و منتقدانه باشد اما نااميد نباشد!

شاد و مفرح باشد اما بي‌بو و خاصيت نباشد!

جسور باشد اما در محاق توقيف نباشد!

پرشکوه باشد ولي عوامل‌اش فقير نباشند!

مهم باشد ولي مورد بي‌مهري قرار نگيرد!

مورد توجه باشد ولي يک شبه و براي نمايش نباشد!

و بالاخره داراي قوانين متعادل نظارت و ارزشيابي باشد ولي هر کسي از هر کجا درباره آن تصميم نگيرد!!!

همه اين‌ها را گفتم ولي يک ضرب‌المثل قديمي هست که ميگه: آرزو بر سينماي جوان کشورايران عيب نيست!

حق نگهدار سينماي ايران باشد!

2 ـ عزت‌الله انتظامي: فيلم‌هاي خوب ساخته شود و سينما جهش بالايي داشته و سرازير نشود.

3ـ رضا كيانيان:آرزو مي‌كنم فيلم‌هايي كه بازي كردم نمايش داده شوند، به همين سادگي.

4ـ فرشته طائرپور:آرزو دارم اگر عمري باقي بود و چند سال بعد شما بازهم همين سئوال را از من كرديد، بتوانم بگويم خدا را شكر كه سينما حالش از چند سال پيش خيلي بهتر است.

5ـ فريدون جيراني: قدرت گرفتن بخش خصوصي در سينما از نظر سرمايه و فكر كه آگاهي صنفي را به همراه مي‌آورد.

6 ـ سيروس ابراهيم‌زاده: سينماي ايران به اعتلاي خودش ادامه دهد و طي اين 20 سال پيشرفت‌هايي كه داشته و جايگاهي كه پيدا كرده متوقف نشود و با رفع نگراني‌هاي موجود به نقش سازنده‌اش در جامعه‌ي ايران ادامه دهد.

7‌ ـ رضا ارحام صدر: سينما حداقل مانند تئاتر نشود و وجود داشته باشد و روزبه‌روز جلوتر رود و سينماگران ايراني در همه كارها بدرخشند.

8ـ مهناز افضلي: براي چيزي كه وجود ندارد نمي‌شود آرزو كرد.

9ـ محمدرضا اعلامي: سينما هميشه آزاد، مستقل و پيشرفته باشد.

10 ـ حميد آخوندي: همه با هم در سينما همدل شويم.

11 ـ داريوش بابائيان: آدم‌هايي كه به سينما خدمت كردند قدرشان توسط مسوولين دانسته شود و هميشه پايدار و با ارزش باشند.

12 ـ محمدعلي باشه‌آهنگر: صداقت ميان همه سينمايي‌ها حرف اول و آخر را بزند و هيچ كينه‌اي وجود نداشته باشد و فيلم‌هايي بسازيم كه دنيا به آن ببالد و به آن تكيه كنيم.

13 ـ عبدالحسن برزيده: بچه‌هاي فيلم‌ساز بتوانند فيلم‌هاي مورد علاقه‌شان را بسازند.

14 ـ ايرج تقي‌پور: سينماي ما روزبه‌روز باسوادتر شود.

15 ـ عليرضا خمسه: براي سينما آرزوهاي مختلفي مي‌شود كرد. آن‌هايي كه آرزو مي‌كنند فراموش مي‌كنند كه خود سينما يك آرزوي بزرگ است.

16 ـ منيژه حكمت: دوست دارم نگاه سياسي به سينما نشود و مسوولين آن را فرزند خلف اين آب و خاك بدانند.

17 ـ ابوالفضل جليلي: مسوولين سينمايي دست از اختلافات سليقه‌اي بردارند و اين پرچم برافراشته شده سينماي ايران را كه حاصل رنج دوستان قديم است برافراشته نگاه دارند.

18 ـ عليرضا رئيسيان: خداوند به سينماگران صبر ايوب عطا كند و به دولتمردان مربوط به حوزه فرهنگ هم شجاعت براي درك فرهنگ بدهد.

19 ـ كامبيز روشن‌روان: در همين امسال و سال آينده صنعت سينماي ما به گونه‌اي رشد كند كه بتواند توجه مخاطبين ايراني و خارجي را به خود جلب كند و مانند گذشته جزو آثار موفق جشنواره‌هاي بزرگ باشد.

20 ـ پوران درخشنده: در سينما درد دردمندان و بي‌عدالتي مطرح شود و مشكل آن‌ها را فرياد كشد و بتواند فرهنگ‌سازي كرده و وظيفه‌ي انساني‌اش را عمل كند.

21 ـ علي سرتيپي: تعداد سينماهاي تهران از مرز 70 به 200 سينما برسد تا بتوانيم به راحتي فيلم‌هايمان را اكران كنيم و مردم بتوانند به راحتي فيلم‌هايمان را ببينند.

22 ـ جمال ساداتيان: اين اختلافات تمام شود و سينما جايگاه اساسي خودش را پيدا كند و فيلم‌هايي كه شرايط اكران ندارند اكران شوند.

23 ـ محمدرضا سكوت: همدلي، يكرنگي و دوستي ميان اهالي سينما باشد و سينماي مظلوم‌مان به پيشرفت فرهنگي برسد.

24 ـ امير سماواتي: سينماي ايران هميشه پرواز را به خاطر بسپارد.

25 ـ محمدرضا شرف‌الدين: سينماي جوان كشورمان سروسامان بگيرد و عاقبت‌ بخير شود.

26 ـ مهدي صباغ‌زاده: سينما با حركت به سمت و سوي خوبي بتواند روي پاي خودش بايستد و جواب‌گوي مسايل فرهنگي و اقتصادي ما باشد و استقلال داشته باشد.

27‌ ـ ابوالقاسم طالبي: سينما تابعي از تابع انقلاب اسلامي باشد.

28‌ ـ حميد فرخ‌نژاد: مديران سينمايي‌مان از گذشتگان‌شان عبرت بگيرند.

29‌ـ فرهاد قائميان: سينماي ايران به شايستگي كه دارد برسد و اهالي سينما نيز به شايستگي و توانايي كه دارند در سطح بين‌المللي برسند.

30 ـ امير قويدل: همكاران من هميشه سالم باشند و انديشه‌شان روزبه‌روز شكوفاتر باشد.

31 ـ مهرداد فريد: دخالت‌هاي دولت در سينما به حداقل برسد و بخش خصوصي مسووليت فيلم‌هايي كه توليد مي‌كنند را خود بر عهده بگيرند، مردم هم در انتخاب فيلم‌ها انتخاب‌كننده‌هاي خوبي باشند.

32 ـ قاسم قلي‌پور: سينما از شر غوغاسالاري خلاص شود.

33 ـ مهتاب كرامتي: در سينما، به جز بيمه‌هاي معمول، روزي بيايد كه بتوانيم دل‌هايمان را هم بيمه كنيم... اين روزها عجيب دلتنگيم.

34 ـ احمدرضا گرشاسبي: سينما به سمت تعالي خودش برگردد.

35 ـ جهانگير كوثري: روزي برسد كه فيلم‌هاي فرهنگي و هنري با فيلم‌هاي تجاري اكران شود.

36 ـ‌پروانه معصومي: قصه‌هايي كه فيلم مي‌شوند، قصه‌هايي باشند كه بتوانند مقداري از واقعيت اجتماع را نشان دهند.

37 ـ غلامرضا موسوي: ارتقا كيفيت، كميت و سال فيلم‌نامه‌هاي خوب، سال فيلم‌هاي باارزش و سال افزايش مخاطبان و رسيدن به 2000 سالن در سراسر كشور با استانداردهاي جهاني.

38ـ احمد نجفي: سينما وضع و آينده‌اش درست شود.

39 ـ محمدعلي نجفي: اين سينما بخش فرهنگي و هنري‌اش از قيد سياستمداران و دولت رها شود و مجموعه خانواده سينما راجع به آن تصميم بگيرند.

40 ـ عبدالله اسفندياري : آرزو دارم كه در اين سينما چنان فيلم‌هاي خوب و عميقي ساخته شود كه تماشاچيان براي تماشاي آ‌ن‌ها جلوي درب سينماها صف بكشند.

41: مينو فرشچي: آرزو مي‌كنم سال آينده فيلم‌ها چنان جذاب و قوي باشند كه داوران جشن خانه سينما دلشان نيايد كه از وسط فيلمي بلند شوند و قصه فيلم‌ها نيز به گونه‌اي باشد كه از پاياني غيرقابل پيش‌بيني بهره برند.

42: فريدون فرهودي: شايد مهم‌ترين آرزو ارتباط مستقيم و قوي مردم با سينما باشد. آرزوي ديگري نيز كه مي‌توان براي اين سينما داشت كاهش محدوديت‌ها و نظارت مسوولان برروي مسايل مفهومي است. اميدوارم نظارت مسوولان بيش از آن‌كه برروي مسايل مفهومي باشد به مسايل اقتصادي سينما معطوف شود.

43: فريدمصطفوي: در سال جديد بيشترين آزادي براي فكر، بيشترين امنيت براي سرمايه‌گذاري و بيشترين سعه‌صدر و ثبات براي سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي را آرزومندم.

44ـ جابر قاسمعلي: آرزو مي‌كنم همه صنف‌هاي سينماي ايران در جايگاه شايسته خود قرار گيرند و از توانايي‌هاي فيلم‌نامه‌نويسان نيز به نحو احسن و در جايگاه مناسب استفاده كنند.

45ـ محمدهادي كريمي: تمام آرزوهاي خوب و دست‌نيافتني را براي سينماي ايران آرزومندم.

46 ـ در ميان مستندسازان نيز مهرداد اسكويي به طنز مي‌گويد: آرزوي من مدت‌ها پيش برآورده شده، چراكه همواره آرزو داشتم به مانند سايرين كه در روز تولدشان اتفاق مهمي مي‌افتد، در روز تولد من نيز اتفاقي افتد كه به طور تصادفي 12 سال پيش اين آرزو برآورده شود و اين روز را روز ملي سينما نام گذاشتند و بدين‌ترتيب آرزوي من سال‌ها قبل برآورده شده و ديگر هيچ آرزويي ندارم.

همچنين اميدوارم در سينماي مستند با برنامه‌ريزي و پشتيباني آموزشي و علمي و سرمايه‌گذاري مناسب و بهينه در سال بعد نيز همانند امسال شاهد رشد محسوس اين صنعت باشيم.

47ـ مهوش شيخ‌الاسلامي: در درجه اول براي تمامي مستندسازان آرزوي موفقيت دارم و بعد از آن اميدوارم فيلم‌سازان شهرستاني نيز پس از ساختن يك فيلم متوقف نشوند و همچنين اميدوارم فيلم‌هاي مستند نيز فروش داشته باشند و بدين‌ترتيب سينماي مستند با فروش و تغذيه مالي فيلم‌ها حيات خود را ادامه دهند.

48: پناه برخدا رضايي: اگر صادقانه بگويم براي سينما هيچ آرزويي ندارم.

49: مجتبي ميرتهماسب: از آنجا كه مي‌دانم آرزوي تمامي آنان برآورده شود. آرزوي ديگرم نيز اين است كه ابتذال در همه عرصه‌ها دست از سر سينماي ايران بردارد و اميدوارم مستندسازان به مرحله‌اي برسند كه بتوانند به شكل حرفه‌اي فعاليت كنند و مستندساز حرفه‌اي باشند و بتوانند از اين راه امرار معاش كنند.

50: حسين ايري: اميدوارم سينما آنقدر حرفه‌اي شود كه هر كس در جايگاه خود به بهترين شكل ممكن، ايفاي نقش كند و كسي نيز در كار او دخالت ننمايد.

و 51: محمد علي طالبي: فضاي سينما آزاد شود.

نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1387/06/20 |
شامگاه پنجشنبه تالار وزارت کشور ميزبان نخستين اجراي همايون شجريان به همراه گروه دستان بود. شجريان پسر در حالي اولين تجربه مستقل صحنه يي را تجربه مي کرد که پدر و استادش در همان روز اول اجرا به تماشاي کار او نشست. وقتي اعضاي سياه پوش گروه دستان روي صحنه ظاهر شدند، همايون شجريان که با پوشيدن جليقه يي روي لباس سياه خود، متفاوت با ديگر اعضاي گروه نشان مي داد براي لحظه يي از صحنه پايين آمد و پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و بعد از بوسيدن دست پدر به صحنه بازگشت. بخش اول برنامه با عنوان «قيژک کولي» به ساخته هاي حميد متبسم در مايه دشتي اختصاص داشت که با تصنيفي بر اساس شعري از خود «متبسم» آغاز شد. يکي از جذاب ترين بخش هاي قسمت نخست برنامه مربوط به دونوازي بهنام ساماني و پژمان حدادي بود که به نوعي امضاي گروه دستان محسوب مي شد. در هنگام اين دونوازي که با دو ساز تنبک و کوزه انجام شد تماشاگران چند بار به تشويق اين دو هنرمند پرداختند. بخش دوم برنامه با عنوان خورشيد آرزو در مايه بيات اصفهان به ساخته هاي سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه گروه اختصاص داشت. در اين بخش اشعاري از فريدون مشيري، عطار نيشابوري، عراقي و سياوش کسرايي مورد استفاده قرار گرفته بود که در اين ميان تصنيف «وطن» شور و حال ويژه يي در تالار ايجاد کرد. پس از پايان برنامه و ترک صحنه، تشويق حاضران براي اجراي قطعه درخواستي باعث شد که گروه بار ديگر به صحنه بازگردد و درحالي که تماشاگران کنجکاو بودند که چه قطعه يي اجرا خواهد شد همايون شجريان ناگهان خواند؛ مرغ سحر ناله سر کن... که با تشويق و استقبال حاضران در تالار روبه رو شد. البته اين بار مرغ سحر به روايت گروه دستان و همايون شجريان اجرا شد که کمي متفاوت با مرغ سحر آشنا بود. يکي از مهم ترين ويژگي هاي اين برنامه طول مدت و ريتم برنامه بود به گونه يي که به نظر نمي آمد کسي از ميان حاضران تالار را ترک کرده باشد. اگر در ميان کنسرت هاي تابستان ديده شد که گاهي خوانندگان با گروه هايي روي صحنه رفتند که در حد و اندازه هاي آنها نبودند حضور خواننده به گروه مي چربيد و جواب آواز ها در حد و اندازه آواز ها نبود همايون شجريان در همان گام نخست با گروهي روي صحنه رفت که خود از اعتبار و وزن ويژه يي برخوردار بود. اما در سوي ديگر شهر، در کاخ نياوران و همزمان با کنسرت تالار بزرگ کشور پاکو پنيا نوازنده نامي فلامنکو، دومين شب از کنسرت خود را در تهران با اجراي 10 قطعه سپري کرد. به گزارش ايسنا ابتدا پاکو پنيا سه قطعه متفاوت را در دستگاه هاي مختلف فلامنکو اجرا کرد. بعد از اجراي اين قطعات او با سلام و خوشامدگويي به حاضران گفت؛ ترجيح مي دادم به زبان مادري ام يعني اسپانيايي با شما سخن بگويم، ولي به رسم تمام برنامه هاي بين المللي ام با زبان انگليسي حرف مي زنم و مترجم برنامه، حرف هايم را براي شما ترجمه مي کند. او سپس با اشاره به تاريخچه پيدايش موسيقي فلامنکو و قطعات انتخابي خود براي اين برنامه يادآور شد؛ فلامنکو امروزه در تمام دنيا سبک شناخته شده يي است که از اندلس ـ اسپانياي جنوبي ـ آمده است و در گذر زمان و در مواجهه با فرهنگ هاي مختلف مدام تغيير شکل داده و تکامل پيدا کرده و در اين مسير از فرهنگ هاي مختلف تاثيرپذيري داشته است. او در پايان برنامه و بعد از تشويق پرشور حاضران دوباره بر صحنه حاضر شد و يک قطعه انتخابي ديگر را براي تماشاگران نواخت و سپس از آنها خداحافظي کرد. اجراي پنيا در ايران که با اجراهاي اين نوازنده در شيراز آغاز شده بود شب گذشته در تهران هم به پايان رسيد.
نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه 1387/06/03 |