تبليغاتX
.:ecQom:.

                                           آسایش خاطر

 

چند روزی است اتفاقات مهمی در مجموعه بزرگترین انجمن دانشگاه قم افتاده است که به دلیل سوالاتی که هرز گاهی پیش آمده است این پست را نوشتم.

 

 در هفته ی جاری با تصمیم گیری ارکان انجمن کامپیوتر به این نتیجه رسیدیم که دیگر فعالیت ها ی خود را با انجمن خواهران قطع نمائیم و بیش از این خودمان را متضرر نکنیم . دلایل بسیار زیادی در این تصمیم نهففته است که به دلیل برخی حرمت ها فقط به برخی از آنها اشاره می کنم.

 

در دو سالی که ما با انجمن واحد خواهران فعالیت خود را آغاز کردیم و بهترین نوع فعالیت را به نمایش گذاشتیم انجمن واحد برادران فشارها و استرسهای فراوان روانی زیادی را تحمل می کرد.

 

 علت این امر هم تفاوت فراوان فکری  - فرهنگی دو گروه بود .اکثر اعضای انجمن ما فعالیت در انجمن کامپیوتر اولین تجربه ی فعالیت اجتماعییشان نبوده و جدا از این همراه با فعالیت در انجمن کامپیوتر در ارگانهای دیگر نیز فعالیت گسترده ای داشتند ، برای مثال (از خودم مثال نمی زنم که باز نگویند مغرور است و .....چون تمامی دوستان از سابقه ی فعالیتهای اینجانب آگاه هستند) جناب  آقای حاجی پور دبیر کانون دنیای مجازی نیز می باشند و معاون هسته ی بسیج دانشگاه نیز هستند .جدا از این سر دبیر نشریه دانش نامه و دست راست امور فرهنگی به حساب می آیند ،آقای ایرانشاهی عضو شورای مرکزی مهمترین ان جی او ی استان (نسیم اندیشه ) و همین طور سایر دوستان نیز به مراتب وقت خود در ارگنهای زیادی مشغول به فعالیت اجتماعی بوده اند.

 

  اما در آنطرف گوی با گروهی برخورد داشتیم که تمامی اعضای آن اولین فعالیت اجتماعی خود را تجربه می کردند و غیر از این فعالیت نیز در هیچ جای و محیط دانشجویی دیگری در حال فعالیت نیودند و انجمن علمی کامپیوتر را به محیطی برای تجربه اندوزی و میدان "آزمون و خطای "خود  تبدیل کرده بوده اند و ما برای بسیاری از ارتباطات و فعالیتهای که در سایر محیط های دانشجویی کاملا متعارف است دچار مشکل بودیم .

 

   این نکته بحث بسیار مهمی است.شما فرض کنید که با گروهی فعالیت می کنید که نه تنها هیچ تجربه و دانش گروهی بیشتری ندارند ، بلکه همیشه نیز متعقد باشند که هم سطح و وزن شما در حال فعالیت هستند و هیچ و کمی . کاستی نسبت به شما ندارند.این حالت سبب میشود هیچ گاه نخواهند از تجربیات گروه دیگر استفاده کنند و همیشه بخواهند تجربه کنند تا به سنگ بخورند در حالیکه گروه دیگر می داند این راه جز به سنگ خوردن نمی انجامد.

 

-- در این دو سال فعالیتهای گسترده ای انجام دادیم ، اما به جرات می توان بگویم که بیش از 80 در صد آن فعالیتها اثر زحمات واحد برادران بود (آن 20 درصد هم شامل، زدن پوستر به دیوار آنهم  در واحد خوهران ، طراحی پوستر و دکور بود که البته دکور هم همیشه نواقصی شبیه برعکس خوردن صفر و یک – عدم طراحی مناسب پنگوئن برای سن و عدم نصب  آن روی سن و .....)

 

   اگر باور ندارید از این پس سطح همایش های آتی انجمن را که واحد خواهران برگزار می کند با همایشهای پیشین مقایسه کنید ، قضاوت با خودتان .

 

   اما این را بگویم دلیل اصلی اعلام پایان همکاری مابا انجمن واحد خواهران این مسائل نبود ، چون دو سال این مسائل را تحمل کردیم و امسال هم می توانستیم تحمل کنیم ، اما در روز یک شنبه ی هفته ی گذشته در مکالمه ی تلفنی که با یکی از اعضای انجمن واحد خواهران داشتم چند لفظ زشت و زننده که دور از شان دانشجویی و انسانی ما یود  از ایشان نسبت به خودم شنیدم که واقعا اینجانب را به فکر وا داشت.

 

  با مطرح کردن این مسئله با اعضای خودمان به این نتیجه رسیدیم که کم تجربگی و همه ی مشکلات را می توان تحمل کرد و کوتاه آمد ، اما اینکه پس از دو سال فعالیت این الفاظ بین افراد گروه رد و بدل شود واقعا زشت و تاسف بار است و نمی خواهیم این بدعتی برای ادامه ی راهمان باشد و بیش از این نخواستم حرمت ها شکسته شود ، درحالیکه همه خوب می دانند ما نیز در جواب دادن استاد هستیم ولی خوب گذشت از بزرگان است و ما هم بدین نتیجه رسیدیم که دیگر تا این دوستان در واحد خواهران هستند  فعالیتی در انجمن نداشته باشیم تا ببینیم این دوستان که ادعا می کنند پا به پای ما در دانشگاه فعاایت کرده اند  چه می کنند .

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در یکشنبه 1386/09/04 |
 

تابستان کم کم گرمی خودش رو به بادهای سرد پاییزی می ده و کم کم فصلی آغاز شده که باید  درس خوندن رو هم به کارهامون اضافه کنیم ، کم کم باز سر کلاس نشستن رو تجربه کنبم ، شاگرد بودن رو حس کنیم و خلاصه هر اون چه از محیط درسی و علمی دور بودیم مجددا باید به پای میزها بریم و گچ و تخته رو از خودمون بدونیم ،

 

اما و اما چی بگم از محیطی که ما توی اون هستیم و هر مهر که می آد انگار کله غصه های دنیا می آد دنبالم،انگار یکی می گه ،" هی تو!" ، اندک اندک غصه ها دارن می آن ، محیط دانشگاهی مثل دانشگاه قم که گویا کمر همت بسته آدم بودن و حق انتخاب داشتن رو از یاد ما ببره ،محیطی که تنها چیزی که توش نمی بینی احترام به فرهنگ و ادب و علمه ، محیطی که دانشجو توی دانشگاه که  خونش است  مدام تحقیر می شه ،محیطی که احساس و عشق معنا نداره ، محیطی که تعقل و آزادی معنا نداره و در آخر محیطی که اون کس برتر است که مطیع تر است و بله قربان گفتنش بلند تر و چربتر است.

  

 اگر دست به گراده ی قلم بببری و از احساس ، محبت و عشق بنویسی انگشتهای نشانه ی زیادی به طرفت می آد که هر کدوم یک نوع صدا را فریاد می زنند ، یکی می گه "آخی طفلکی کمبود احساس داره " یکی می گه "ندید بدید بودن بد دردیه " و حرفهایی از این قبیل که کم نیستند و اینقدر ذهن و فکرامون زنگار زدند که هنوز فرق آسیب شناسی و دچار آسیب شدن رو نمی دونیم .

 

 من می خوام از  آسیب و تهدیدی به نام "کمبود شعور عاطفی "در یبن اکثر بچه هایی که در محیط بسته هستند صحبت کنم ، حالا چه خودم در گیر این مسئله باشم و چه نباشم .

می دونید بچه هایی که کنار دریا بزرگ شده اند  اگر هم اتفاقی در هر جایی در آب بیفتند غرق نمی شند ، زمان و عبور لحظه ها همزیستی و خوب شنا کردن رو به اونها یاد داده ولی بچه هایی که در محیطهای نزدیک آب نیستند اگر به کلاس شنا نرند اگر یک روز در یک آب 3 متری هم بیفتند طرف حسابشون کراملکاتبین خواد بود ، داشتن شعور و آگاهی در هر زمینه ای امری بسیار مهمه .

 

 می خوام بگم دانشجوی دانشگاه قم به شعور اجتماعی  بودن و عاطفی بودن نمی رسه ، نمی خوام بگم دانشجویان دانشگاههای دیگه همه به این شعورها می رسند ، اما این قول رو به شما می دم اکثر دانشج.یان دانشگه قم هیچ گاه به این شعورها دست پیدا نمی کنند ،زیرا هیچ وقت بستر و مکانی مناسب برای تمرین در این حیطه ها نیافته اند ،وقتی همیشه از آب دور باشی می تونی شنا یاد بگیری؟؟؟ بچه های دانشگاه ما از آزادیهای احساسی ، سیاسی ، فکری ، ادبی برخوردار نیستند ، پتک استبداد ما رو به نفاق کشونده ، در محیطهای استبدادی استعدادها و تخیلات در همون بدو شروع خشک می شند ،احساس ، فکر ، نبوغ و عشق پاک بستر آماده می خواد که  در لجنزار روییدن محاله .....

 

می خوام شما دانشجویان دانشگاه قم را با مکانی آشنا کنم که می تونید اونجا کمی عاقلانه تر و آزادنه تر بیندیشید ، راحت تر نفس بکشید وحس نکنید برای راه رفتن در منطقه ای باید پاسخ گو باشید ، محیطی که عصاهای خشک پیرمردان بالای سر اون  نیست ، محیطی که می تونید حس کنید "دارید دانشجویی رو تجربه می کنید " حس کنید می تونید نظرات خودتون رو بدید و اونها رو هم محقق کنید ، محیطی که هر آ«چه می بینید حرام نیست و حلا لهای خدا حلال اعلام نشده و بر روی سر درش مهر تحقیر دانشجو نخورده  است.

 

سازمان ملی جوانان و یک انجمن که زیر مجموعه ی اون هست به نام نسیم اندیشه ،نسیم اندیشه یک دپارتمان غیر دولتی که متشکل از دانشجویان قمی سراسر کشور می باشه ، فکر کنم حدود 130 عضو رسمی داره ، اما فعالینش حدود 30 نفره ، فعالیتهای علمی مثل نشریه ، همایش های چند روزه ، گردش های علمی از جمله کارهای مهم این انجمن است ،در اونجا هر دختر یا پسری که اومده و توی اتاق کوچیک  انجمن وارد شده قصد کرده کار کنه و اگر لبخند ، شوخی  هم وجود داره همه زیر مجموعه ی هدف اصلی که رشد فکری و اجتماعی دانشجویان است می باشد .

 

 من این افتخار داشتم که در این جلد نشریه ی این انجمن به نام نسیما به عنوان دبیر سرویس علمی خدمت کنم ، این نشریه همین روزها به چاپ رسید و روز 3 شنبه بیستم همین ماه با بچه های نشریه به اردویی تفریحی رفتیم تا خستگی کار 2 ماه ی نشریه از تنمون در بیاد.همایش دو روزه ی انجمن هم که در شهریور ماه برگزار شد و مسولین دانشگاه قم هم توش شرکت داشتند .

 

اما جدا از این بحث ها از تک تک عزیزان دانشجو که غیر از درس خوندن وقتی هم برای فعالیتهای جنبی دارند و در مهد کودکی به نام  دانشگاه قم طلف شدن استعدادهاشون رو می بینند خواشمندم به این انجمن بیان و از نزدیک با این انجمن و محیط صمیمی و افراد پر اراده اون آشنا بشن ،در اونجا می تونید تمام همیشهریان خودتون رو که در دانشگاه های مختلف سرار کشور درس می خونند رو ببینید و خیلی از فضاها و حالتها رو تجربه کنید که در جای دیگه در نطفه خفه می شه ،

 

 در پایان این قلم زدن دوست دارم بگم که هر اگه  فرد دادی که از مشکلاتش توی دانشگاه قم داره رو فریاد کنه و و از حنجره بیرون بده ستونی برای  دانشگاه  نمی مونه که حکمرانی در دانشگاه باقی  بمونه و هیچ وقت این همه بلا سرمون نمی اومد   اما حیف که هممون دادهامون سر همدیگه  است و تعظیم ها و لبخندهامون برای بالادستی هایمان است  که بعضا از جنس بی کفایتی تمامند.

 

اردوی اعضای نشریه نسیما شهریور ۸۶

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در شنبه 1386/06/24 |
 

امروز امتحاناتم تمام شد.خستگی امتحانات رو می شه با حس کردن اینکه دیگه تموم شد از بین برد.

فردا عازم سفر هستم پس گفتم یک هدیه برای دوستاران چاوشی داشته باشم تا هم از تمام شدن امتحانات لذت ببرید هم از موسیقی و صدای دلنشین چاوشی

 

راستی یک چیزهای عجیب غریب این روزها دیدم . چیزهایی که اگر بشنوید تنها کاری که میتونید بکنید اینه که شاخ در نیارید .در نتیجه گیری حوادث عجیب این روزها می تونم بگم که:

 

"آدم ها این روزا عاشق نمی شن بلکه وابسته می شن و وابستگی رو هم خیلی راحت میشه شکست

پس اگه روزی شنیدید کسی عاشقتونه اول بخندید بعد باور نکنید  !!!

 

کلیه آلبوم ها و موزیک های محسن چاوشی را آماده کردم

[SND] barge_zard
[SND] ghese
[SND] kaftare_shahi
[SND] khabardar
[SND] mosafer
[SND] nefrin
[SND] shahif
[SND] zendegi

محسن چاووشی - خودکشی ممنوع

[SND] Banooye Man
[SND] Khashkhash
[SND] Khaterehaye Mordeh
[SND] Khodkoshi
[SND] Seshanbeha
[SND] ahay_khabar
[SND] emam reza
[SND] hasrat_khis
[SND] kalaf
[SND] khazoon
[SND] to va fasele
[SND] remix

 

آلبوم زیبای لنگه کفش

[SND] Bachehaye Jonub
[SND] Ghazal Khoon
[SND] Khaterehaye Morde
[SND] Lengeh Kafsh
[SND] Rahe Karbala
[SND] eshghe_do_harfi
[SND] hakan_and_chavoshi
[SND] jodaie
[SND] reise_khoshgela

آلبوم زیبای خود فریب

[SND] Khod_Faribi
[SND] Nemitonam
[SND] Refigh_Khob
[SND] Safa
[SND] sange-sabor


آلبوم زیبای متاسفم برات به همراه کلیه اجراهای چاووشی همراه با امید عامری و هاکان

[SND] Abraye_Paeez
[SND] Felestin
[SND] Gole_Sar
[SND] Kam_Tahamolam
[SND] Khianat
[SND] Khiyanat(new VER)(
[SND] Moteasefam
[SND] Nafas_boride
[SND] Parandeh
[SND] aroose_man
[SND] sange-sabor

امید عامری و محسن چاووشی

[SND] 01_Panjereh-Shabe
[SND] 02_Ansooye-Didar
[SND] 03.Poshte Sahnehye
[SND] 04_Nago-Direh
[SND] 05_Shabe-Iruni
[SND] 06_Poshte-Sahneh
[SND] 07_Zemestun
[SND] 08_Buye-Hossein
[SND] 09_Parastuha

محسن چاووشی و حامد هاکان


[SND] Ghatele-Herfey
[SND] Gheyd E Mano Bezan
[SND] Khaterehaye Mordeh
[SND] Seshanbeha
[SND] Shahd E Masmoom
[SND] delamo_nashkan
[SND] shere-sepid

dj irani

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1386/04/05 |

تو جه توجه

توهین های کاملا و کاملا مستقیم را می فهیم

در  صورت زورگویی ها و توهین های   غیر مستقیم هیچ مشکلی نخواهید داشت  !!!!

 

کبکی که سرش را زیر برف کرده فقط وقتی برای دفاع از خودش نوک می زند که به کنارش رفته و به اندامش فشاری وارد کنی

در غیر اینصورت می توانی هر بلایی خواستی سرش بیاوری فقط کافیست نزدیک نزدیکش نروی 

او فقط تجاوزهای مشهود و ملموس را درک می کند چون .... 

 

1)سرویس  به سمت بالا می رود ، چشم به راه می مانی تا که بیاید و سوارت کند ، اما اینقدر صبر می کنی که راضی می شوی  بلوار طویل دانشگاه را قدم زنان بروی اما منتظر سرویس نمانی ، اما یکبار هم ندیدم کسی معترض شود که چرا نظمی در امور سرویس ها و مینی بوس ها دیده نمی شود ؟؟؟

 

2)قضای سلف گاه گداری طمع های عجیبی می دهد ، بعضی از دوستان در سلف ، اشاره به کم شدن تعداد گربه ها می کنند و اشاره دارند شاید از گوشت این عزیزان جهت طبخ استفاده می کنند ، بو و طعم برنج هم که این روزها حال و هوای خود را دارد ، طعمی که چنان مستت می کند که از ادامه ی خوردن منصرف می شوی ، اما ندیدم کسی اعتراض کند .

 

3)زمان انتخاب واحد  ما از ابتکارات بدیع و تازه  از ابتدای خلقت دانشگاه ها تا به حال می باشد ، در حالی انتخاب می کنی که هنوز امتحان آن درس را نداده ای ، در حالیکه هنوز نمی دانی آیا می توانی سالم سر جلسه ی امتحان حضور پیدا کنی یا خیر و ....

اما ندیدم کسی اعتراض کند

 

4)دخالت نگهبانان در عبور و مرور دختران که از ضایع کردن حقوق اولیه شهروندی می باشد

اما ندیدم کسی اعتراض کند

 

 

5)عدم دسترسی راحت  دختران  .به اساتید و مشکلات حادی که در این زمینه دارند

اما ندیدم کسی اعتراض کند

 

6)ممنوع کردن پخش موزیکهایی که وزرات فرهنگ  و ارشاد اسلامی هم آنان را تایید کرده .

اما ندیدم کسی اعتراض کند .

 

7)دخالت در وضع حجاب دختران بیش از حدی که قانون جمهروی اسلامی تعیین کرده است

اما ندیدم کسی اعتراض کند

 

8)کم کردن سهمیه دوره های روزانه در واحد خواهران

اما ندیدم کسی اعتراض کند

 

9)عدم  برپایی همایش های اعتقادی  و سیاسی.

اما ندیدم کسی اعتراض کند.

 

10)بسته شدن درب انجمن  اسلامی

اما ندیدم کسی اعتراض کند .

 

11)عدم وجود حتی یک (خوب دقت کنید"حتی  یک")نشریه انتقادی در زمینه ی اجتماعی یا سیاسی یا صنفی یا فرهنگی

اما ندیدم کسی اعتراض کند

 

توهین روز چهارشنبه قابل دفاع نیست و همگان خواستار پیگیری آن هستند اما در این میان مسئله ای که هر ذهنی را در گیر خود می کند این است که چرا در دانشگاه قم هیچ کسی به خود این جرات را نمی دهد و سایر زمینه ها (که بدان اشاره شد)فریاد بزند و حق خود را مطالبه کنند ؟؟؟

 

آیا واقعا سایر مشکلات را می بینیم و حرفی نمیزنیم یا  اصلا متوجه این مشکلات نیستیم ؟

 

اگر می بینیم و چیزی نمی گوییم پس حق نداریم در مورد این مشکل هم اینقدر کاسه ی داغ تر از آش شویم .

اگر هم اصلا متوجه سایر مشکلات نیستیم ، اصلا حق نداریم به خاطر این مشکل فریاد بزنیم .

دانشجویی که ضایع شدن حقوق اولیه خودش را نمی بیند حق اعتراض در این مسئله را ندارد.

 

خواهران محترمی که به خاطر یک توهین لفظی محیط دانشگاه را تغییر دادند و خواستار حق خود شده اند چطور در مقابل سایر توهین ها (که به مراتب سنگینتر ازست )سکوت کرده اند ؟؟؟؟

 

و آیا پاسخ جز این است که  چون در اینجا طرف حساب ما دانشجو است و تا می توانیم داد زدیم که یک دانشجو اخراج شود یا نشود !

 

اما در سایر مشکلات چون طرف مواخذه مسولینند هیچ گاه این شهامت را به خود نمی دهیم که فریاد  بزنیم.

در برابر مشکلات و توهین هایی که به مراتب سنگینتر   هستند همگان سکوت کردیم و خوب توانستیم کاری کنیم که یک دانشجو اخراج شود !!!!

 

 

در پایان عرض می کنم در اینجا هیچ اشاره ای به توهین و جساراتهایی که در باب تفکیک می شود نکرده ام و فرض را بر این گذاشتم که اصل تفکیک برای همگان شناخته شده بود و کسی اگر نمی خواست نمی بایست در این دانشگاه می آمد .

 

اما سایر موارد همه جز نقض حقوق حقه و اولیه دانشجویی و حتی انسانی می باشد.

آیا نقض حقوق دانشجویی خود را می بینید؟

اما نمی بینیم  کسی اعتراض کند

 

پاسخی به نظرات این پست:

در مورد پرسش دوستان ۴سوال مطرح می کنم

امید داریم در این بار خوب پاسخ های مرا بخوانید سپس اگر نقدی دارید بیان کنید

 

1)آیا ما اشاره ای کردیم که اینگونه اعمالی رو قبول داریم؟

2)آیا ما با قبول مرتکب شدن اشتباه نظرمان بر این بوده است که اشتباهی سهوی رخ داده و مجازات و پیگردی نباشد؟

3)آیا ما گفتیم در مقابل توهین ها ساکت باشید و اعتراض نکنید؟

4)منظور این پست چه بود؟ آیا این مطلب جایش اینجا بود یا نیود؟

 

1)اگر لطف کرده باشید و پست را خوانده باشید این مطالب که ما این اعمال را قبول داریم در همان مرحله ی اول رد می شود.

 

2)ما علاوه بر اینکه اینکار را توهین می دانیم در خود پست هم متذکر شدیم که خواهان پیگیری هستیم

""توهین روز چهارشنبه قابل دفاع نیست و همگان خواستار پیگیری آن هستند""

 

3)چه کسی گفته شما در مقابل مشکلات ساکت باشید؟

 

منا :در سته که باید اعتراض کنم و حقم رو بخوام ولی آیا اینکه اینجا بنا به هر دلیلی اعتراضی نکردم دلیل می شه که وقتی فردی در خیابون های این شهر حریم ها رو می شکنه و بهم توهین می کنه باز هم ساکت بشینم و به پلیس مراجعه نکنم؟

 

در مورد اینگونه پرسش ها باید بگویم که از کجای پست همچین برداشتی شده است؟؟؟اما منظور من این بوده است که همانند کبک فقط وقتی توهین ها و جسارتهای مستقیم می بینید آتش خشمتان شعله ور می شود.

اما کبک هم وقتی فشار زیاد و مستقیم می بیند فریاد می زند و کسی هم توقع فریاد نزدن ندارد .

 

4)و اما کل بحث من در این بند خلاصه می شود.

دوستان من

کسی را که سرطان داشته باشد را فرض کنید.دیگر از سرما خوردن او (حتی از نوع شدید آن )کسی برای آن فرد بی تابی نمی کند ، همه در مقابل آن بیماری اصلی این نوع مرض ها را قابل علاج و حل می بینند .

 

اما کسی منکر سرما خوردگی و اینکه او باید دکتر برود نمی شود .اما خود فرد هم چون مشکلات عظیم تری دارد این مشکلات را زیاد نمی بیند.

 

دوستان ما کی گفتیم در مقابل توهین ها ساکت باشید؟اتفاقا داد ، فریاد و گریه ی ما سر این است که چرا فریاد نمی کشید.

 

خواهران محترم شما سالیان سال است که حقوقتان تضییع می شود و توهین می بینید.

تضیع ها  و جساراتهای که وقتی با این مورد مقایسه می کنی می بینی این مورد بیار کوچک و خوار است(همانند مقایسه ی  سرطان و سرماخورذگی) اما کسی منکر آن نیست که این مورد هم مشکل است و باید پیگرد شود (همانند سرماخوردگی گرفتن یک فرد سرطانی)

 

تضییع حقوق دانشجویی و شهروندی را نمی خواستم زیاد معنا کنم و دوست خوبم آتنا معنایش را گفت.شما خیلی وقت است جز درس خواندن تمام حقوقتان تضییع شده است.

 

ما نمی گوییم چرا داد می کشید ، اما فقط خواستیم بگوییم از دید کسانیکه کمی  در این دانشگاه دویده اند این دادها کمی مزحک است .دادهایی که بر سر موضوعات و حقوق اولیتان نمی کشید را اینجا میزنید ، کاش در سایر موارد هم داد می زدید . حداقل نشان می دادید که دلخورید.

 

در جواب ونوسی عرض کنم که وجه شبه کبک با این دادها همین است که کبک هم فقط و فقط وقتی تعرض و مزاحمت مستقیم کنی ناراحت می شود و نوک می زند ، در حالیکه سرش لای برف است اگر خاندانش را هم به یغما ببری کاری با شما ندارد..

 

 

 

جای این پست همین جا بود تا بگویم

:آنکس که ندادند که نداند که نداند

در جهل مرکب ابد الدهر بماند

در پایان باز می گویم که این حرکت را هیچ کس تایید نمی کند و همه خواستار پیگیری آن هستیم اما داغهایی از این بزرگتر را می بینیم و صدایی نمی بینیم.

 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در یکشنبه 1386/02/30 |
گزارش تصويري اردوي تيم ملي فوتبال بانوان

 عكس ها از ايسنا

 

        

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1386/01/21 |

محمد جان از اینکه  شیندیم در عید مراسم عقدت برگزار شده بسیار خوشحال شدیم.

واقعا یک روح و انگیزه ی مضاعف برای ادامه راه زندگی  ، به دوستانت دادی.

 

محمد جان گرچه قرار بود ابتدا صبا تن به ازدواج بدهد و پس از آن نوبت تو بود اما شهامت و اقدامت همه ی ما را خوشحال کرد.

 

از اعماق وجودمان بهت تبریک می گیم.خیلی دوست داریم .

 

تبصره: از این لحظه سایر اعضای انجمن حداکثر دو ماه فرصت دارند که به اقدامی مشابه دست بزنند.

 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1386/01/14 |

       هر چه گروههای دیگر همایش نگذاشتند و نشریه نزدنند ما جبران کردیم.

 

گزارشی از فعالیت های گسترده انجمن علمی علوم کامپیوتر در ترم گذشته:

 

انجمن علمی علوم کامپیوتر در ترم گذشته با همکاری مستمر و دلسوزانه ی انجمن واحد خواهران توانست فعالتهای شگرفی از خود به یادگار بگذارد.در اینجا مختصرا به آنها اشاره میگردد.

فعالیت های این ترم انجمن به 4 بخش

 

1)همایشها

2)نشریه

3)فعالیت در سطح وب و اینترنت

4)اردوها

 

تقسیم می گردد.

 

1)همایش ها:

 

در ترم های گذشته انجمن علوم کامپیوتر همانند سایر انجمنها اقدام به برپایی یک همایش می نمود.

اما در این ترم انجمن به پرباپی سه همایش اقدام کرد.

الف)معارفه ی جدیدالورودهای 85 :

این همایش با برنا مه ریزیهایی که در نابستان 1385 صورت گرفته بود برای ایجاد روحیه  و ایجاد انگیزه در انان صورت گرفت.

در سالهای گذشته معارفه در هر واحد جداگانه آنهم به صورت بسیار ساده  (در یک کلاس) صورت می گرفت که اصلا رنگ و بوی دانشجویی نداشت.

اما امسال با برنامه ریزی توانستیم کمی حال و هوای دانشجویی به آن بدهیم و مجموعه ی جدید را با ساختار دانشگاه ، انجمن و... آشنا کنیم.

ب)linux

این همایش که در سطح استانی برگزار شد به قدری گستره و عظیم بود که حیرت مدیریت محترم فرهنگی دانشگاه و مسولین ذی ربط را در پی داشت.

در این همایش برای اولین بار در همایشهای دانشجویی به دلیل ازدحام  درب سالن طبقه بالای آمفی تئاتر هم باز شد.

در این همایش که برخی شرکتهای قوی رایانه ای در سطح قم  (جهان نما-تراشه و..) آن را از لحاظ هدایا حمایت می کردند استقبال دانشجویان دانشگاههای دیگر (پردیس-آزاد-پردیسان-پیام نور) بسیار گسترده بود.

ج)روباتیک:

کنفرانسهای هفتگی روباتیک هم که هر هفته سه شنبه برگزار می گشت (به صورت مختلط) اقدامی نو و جدید از سوی انجمن علمی علوم کامپیوتر بود.

 

همايش لينوكس

 

2)نشریه:

چاپ چهارمین جلد آنلاین نیز حرکتی کاملا علمی و در جهت ارتقای سطح علمی دانشجویان بود.

این نشریه که نسبت شماره های سابقش رشد چشمگیری داشت، مورد تایید جناب آقای دکتر شیردل مدیر محترم گروه علوم کامپیوتر بود.جالب است بدانید علوم کامپیوتر تنها گروهی است که در طی 5 ترم حضورش در دانشگاه 4 شماره نشریه چاپ نماید.

 

3)فعالیت در سطح وب و  اینترنت :

این فعالیتها به قدری گسترده و قوی ادامه می یابد که لغات در توصیف آن عاجز هستند.

در قسمت فروم ثبت نام بیش از 200 نفر در یک ترم و به اشتراک گذاشتن انواع کتابهای درسی، ایجاد تالارهای علمی و آزاد، ایجاد بحثهای دانشجویی (همانند حجاب ،ارتباط دختر و پسر و..) در تالارها، ارتباط جزوات و کتابهای اساتید از طریق عضویت در فروم، ارتباط با گروه روباتیک از طریق فروم و.... از جمله حرکتهای مثبت و راهگشا بود.

در وبلاگ تحليل فضای دانشجویی ، به بحث گذاشتن مباحث سیاسی، نقد مسئولین و .... هم در نوع خود ابتکاری بدیع بود.

در بخش سایت كه كاملاَ رويكردي علمي داشته، علاوه بر مقالات تخصصي مباحث مختلف كامپيوتر، جديدترين اخبار از دنياي فن آوري اطلاعات، نرم افزارهاي روز و پركاربرد، كتب در زمينه هاي گوناگون و ... به صور مستمر در اختيار اعضا قرار گرفته است.

4)اردوها:

در این ترم یک اردو به شرکت داده پرداز ايران (DPI) داشتیم تا دانشجویان علوم کامپیوتر بتوانند آشنایی با شرکتهای بزرگ رایانه ای داشته باشند.

 

 

در پایان عرض می کنیم که با وجود این فعالیتهای گسترده خود را مبری از خطا و اشتباه نمی دانیم و با دستی باز آماده ی پذیرفتم هرگونه انتقادات و پیشنهادات شما دوستان عزیز هستیم.

 بدیهی است به حمایت و کمک شما سروران گرامی می توانیم بهتر و پر فروغتر از همیشه ظاهر شویم.

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1385/11/17 |

صندوق انتقادات پیشنهادات سلف

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در جمعه 1385/10/22 |

                   از این پس اگر می خواهید فعالیت داشته باشیدکنکور بدهید

                                       که در دبیرستان ها قبول شوید !!!

در دانشگاه ما امسال شورای صنفی که یکی از مهم ترین ارگان های دانشجویی  یک دانشگاه است به جهت عدم استقبال دانشجویان  تشکیل نشد .

ببینید در دانشگاه چه جو مرده و کودکانه ای وجود دارد که دانشجویان ( خصوصا خوابگاهی ها ) که با انتخابات شورای صنفی قوی می توانند برای تمامی مسائل خود از جمله غذای سلف ، ساعات  و مکان های حرکت  سرویس و ....... تصمیمی مورد پسند و مطلوب دانشجو بگیرند ، این انگیزه را ندارند که در این انتخابات شرکت کنند .

جای افسوس دارد که اندک اندک داریم فضایی بسته تر و کودکانه تر  از دبیرستان ها  را در دانشگاهمان شاهد می شویم .

دانشگاهی که باید منشا تحول و اثر و رهنمون گر حرکت اجتماعی ( حداقل ) شهر خود باشد امروز به جایی رسیده است که در امور اجتماعی و فرهنگی میدان مسابقه را به کوچک ترهای خود در دبیرستان ها و مدارس می بازد .

در حال حاضر در کشور ما  مسئولین سعی دارند در مدارس ابتدایی شورا ها ، نظارت ( حتی بسیار خفیف ) دانش آموزان بر مدیران ، مشارکت دانش آموز در اجرای مراسم ها را ، آموزش دهند تا این دانش آموزان هر چه بر برگ زندگی تحصیلیشان افزوره  می شود از لحلظ اجتماعی و فرهنگی هم حرفی برای خود داشته باشند و تحلیلی هر چند کوتاه از مسائل داشته باشند .

اما نکته ی تاسف بار این است که در دانشگاه ما هیچ بویی از نشاط دانشجویی ، فعالیت صنفی ، سیاسی و فرهنگی دیده نمی شود .

ما در دانشگاه قم  حتی برای کوچک ترین مسائل ( که در سایر دانشگاه ها بسیار عادی برگزار می شود ) دچار مشکل و بحران هستیم .

دوست دارم مسئله را روشن کنم اما می گویند " هنر بهترین زبان تفهیم است " .

بنابراین در انتها چند عکس از انتخاب شهردار مدرسه در یک مدرسه را تماشا کنید و فقط و فقط به حال خودتان تاسف بخورید .

کاش ما هم در دبیرستان قبول شده بودیم !!!!

تصاويري جالب " از دوازدهمين دوره انتخابات شهردار مدرسه "
 

 
نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در پنجشنبه 1385/10/07 |
"حاشيه هاي تصويري" سخنراني رييس جمهور در دانشگاه امير كبير

نوانديش- حضور امروز رييس جمهور در دانشگاه اميركبير با حاشيه هاي بسياري همراه بوده است.

حضور يكي از نامزدهاي منتسب به طيف حاميان دولت - كه انتقاد يك خبرگزاري اصولگرا را نيز به همراه داشت - ، تنشج در جريان اين سخنراني و شعارهاي دانشجويان در له و عليه دولت از جمله حاشيه هاي اين مراسم بوده است.

تصاوير زير توسط خبرگزاري ايسنا و مهر مخابره شده است: (اين تصاوير متعاقبا تكميل مي شود)

 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1385/09/21 |

آقا اجازه ؟!

من می خوام نفس بکشم !!!!

 

دیروز همایش داشتیم ، همایش که دو ماه روی لحظه لحظه ی آن کار کرده بودیم ، همایشی که برای ثانیه ثانیه آن کاری کرده بودیم که یک کار کیفی و عالی به دست دانشجو تحویل بدهیم .

 

اما برای لحظه لحظه ی آن ما را دچار مشکل کردند ، تا هر چه که می توانستند خواستند کاری کنند که کار درخور توجهی شکل نگیرد .

 

من واقعا متوجه نمی شوم گفتمان این دوستان مزاحم چیست که از آن گفتمان با آنان بحث کنیم و آنان را متوجه سازیم که کارشان 100% اشتباه است .

 

به خدا قسم اگر گفتمان دینی را پیش روی قرار داده اید طبق این گفتمان در احکام ثانویه نظر ولی فقیه نظر لازم الجرا می باشد .

 

آهنگ ، موزیک و فیلمی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آن را پخش می نماید به چه دلیل پخش آن در دانشگاه قم که زیر مجمو عه ای از ایران اسلامی است ممنوع است ؟؟؟

 

به چه دلیل و به چه جراتی مسئولین به خود اجازه می دهند تصویربرداران صدا و سیما را که با هزار و یک زحمت برای ضبط و پخش همایش دعوت شده اند را از درب مقابل دانشگاه باز می گردانند ؟

 

این چه اجازه و قدرت بی نفوذی است که به آنان اجازه می دهد هر کاری دوست دارند انجام بدهند و هیچ کس هم جرات ندارد حرفی بزند .

 

به چه دلیل برخی انسان ها که حق هیچ دخالت در برخی موارد را ندارند اینقدر قدرت یافته اند که هر بند و تبصر ه ای می خواهند به هر قسمت دانشگاه اضافه کنند تا کم کم به جایی برسیم که کم کم این بند را اضافه کنند  " لطفا برای نفس کشیدن با برخی بخش ها هماهنگ کنید  "

 

من چند جمله در مورد دانشگاه  خودم بگم که بقیه درک کنند که ما در چه بهشتی داریم درس می خونیم

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون .......................

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن ما می توانیم براحتی در زمین چمن فوتبال بازی کنیم .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون ما می توانیم براحتی به سلف سرویس برویم و غذا بخوریم .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون چمن هایش بسیار مرتبند .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن ما این حق و این آزادی را داریم که از دستگاه بهداشتی آن تا هر زمان که بخواهیم استفاده کنیم .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن کسی به جز درس  به چیزی فکر نمی کند .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن کسی به کار فرهنگی فکر نمی کند .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن به راه رفتن ما گیر نمی دهند .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن کسی ما را نمی زند .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن ما اینقدر آزادی داریم که براحتی می توانیم در بلوار راه برویم .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن ما براحتی فعالیت می کنیم .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون نگهبانی های آن اصلا به کسی گیر نمی دهند و برخورد محترمانه دارند .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن قانون حرف اول را می زند نه روابط .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون چارت آن کاملا مشخص است و می دانی با چه افرادی طرف هستی .

 

دانشگاه ما دانشگاه خوبی است چون یک مرتبه می بینی که یک نفر در همه ی بخش ها دستی دارد .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن گناهان کبیره ای  که در سایر دانشگاه ها می شود ( همانند پخش آهنگ ، اجرای تئاتر ، نمایش نامه خوانی ، همکاری دختر ها با پسر ها ، کار علمی بین دختر ها و پسر ها و ... ) انجام نمی شود .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن یک نشریه صنفی نداریم .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن یک نشریه سیاسی ندارم . 

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن (نعوذ بالله) انجمن اسلامی حق فعالیت ندارد .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن در هیچ کلاسی رتبه های علمی مشخص نیستند و هیچ هدیه ای به آنان داده نمی شود .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن سرویس ها سریع به سریع  دختر ها را سوار می کنند که خدای نکرده خسته نشوند و پیاده بلوار را پیاده  طی کنند .

 

دانشگاه ما دانشگاه خوبی است چون در آن اگر کاری هم بکنی آخرش از شما تشکر فراوان می شود .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن کسی  عاشق کسی نمی شود .

 

دانشگاه ما دانشگاه  خوبی است چون در آن کسی فکر نمی کند دانشجو است .

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در دوشنبه 1385/09/20 |
دانشگاه دولتی قم نسبت به دیگر دانشگاه های کشور مزیت ها و محسنات بی شماری را داراست . که البته بخش اعظمی از این محسنات شامل حال خانم های دانشجو می شود ( زین پس به جای واژه ی بیگانه و منحوس خانم از واژه ی آشنای خواهر استفاده خواهم کرد ) .
چند روز پیش هنگام ورود به دانشکده با متن جدیدی دقیقا در مقابل در ورودی رو به رو شدم . متنی که روی برگه ای عریض و طویل و با حروفی بغایت خوانا نگاشته شده بود .
" با توجه به اعتراض بعضی از اساتید نسبت به پوشش نا مناسب خواهران در محیط علمی آموزشی خواهشمند است نسبت به آیین نامه انضباطی موارد ذیل را حتما رعایت فرمایید . در غیر این صورت مطابق مقررات رفتار خواهد شد .
1. حجاب کامل اسلامی
2. مانتو ، تنگ و کوتاه و نازک نباشد
3 .شلوار مناسب محیط علمی
4 . مقنعه و پوشش کامل موی سر
5 . هر گونه آرایش در محیط آموزشی خلاف مقررات است . "
"سرپرستی واحد خواهران "
بعد از دیدن این متن واقعا از اینکه دانشجوی چنین دانشگاهی هستم بر خودم بالیدم . مخصوصا این که به خواهران هشدار داده شده بود در صورت سر پیچی طبق مقررات با آن ها رفتار خواهد شد و این نشانگر عزم راسخ مسئولین دانشگاه در احیای حقوق خواهران است ( حتی اگر خود مایل به گرفتن این حقوق نباشند )
از طرف دیگر این موضوع کاملا منطقی به نظر می آید . چرا که در این برگه به جای درخواست از تعداد اندک اساتید مبنی بر کنترل نگاه ، صدها خواهر دانشجو را ملزم به رعایت کامل پوشش اسلامی کرده اند .
به منظور صحه گذاری بر بیاناتم از بخشی از آیین نامه انضباطی واحد خواهران هم کمک می گیرم . در این آیین نامه ، صفحه 12 تبصره 4 آمده است :
" پیاده روی بین ساختمان آموزشی خواهران تا ساختمان های آموزشی برادران و نگهبانی ورودی دانشگاه ، خلاف مقررات است و موجب برخورد انضباطی خواهد شد . رفت و آمد با سرویس های رفاهی الزامی است . "
این امر مایه ی مباهات ما خواهران است . چرا که این قانون منحصر به دانشگاه ما است و بس .
از آنجایی که می دانید آهنگ مصرف انرژی در پیاده روی آرام 16 کیلو ژول بر دقیقه است .اگر مسافت بین واحد خواهران تا در ورودی را در عرض 20 دقیقه بپیماییم ، خواهیم داشت 320 کیلو ژول انرژی هدر رفته . که این مقدار برابر است با 26 دقیقه نشستن سر کلاس !
پس خواهران ، وجود سرویس های رفاهی فقط و فقط به منظور بهینه سازی مصرف انرژی شماست و لا غیر !
و این دقت و پیگیری در حدی است که حتی در صورت عدم استفاده از سرویسهای رفاهی ، نگهبانی های اول و آخر مسیر با رویی گشاده شما را به پذیرش حقوق مسلم خود در زمینه ی ذخیره ی انرژی آشنا خواهند کرد .
و حال کجایند آنان که می گویند این دانشگاه ملی نیست ؟
 
برگرفته از وبلاگ گویش
 
حالا اگر خودم جملاتی رو به این افتضاح فرهنگی اضافه کنم بگم که ماه پیش یکی از نگهبانی های بلوار از من و دوستم خواست که به یک طرف برم!!!
یعنی اگر از بلوک ۱۵ به طرف مرکزی می روم سرم رو برنگردونم و اگر هم از مرکزی به ۱۵ می روم سریع این مسیر را طی کنم و در مسیر نمونم چون دخترها تعطیل شدند!!!!! 
نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در جمعه 1385/09/17 |

باز لبخند دکتر به داد مجموعه رسید !

 

سکانس اول :

مهندسی ها خواستند که تحصن کنند ، چون نه امکانات دارند نه استاد خوب . هیچ دلخوشی برای درس خواندنشان وجود ندارد چون می بینند که از هم رشته ای های خود در سایر دانشگاه ها خیلی دور افتاده اند و مهجور شده اند .

 

سکانس دوم :

دیروز 13 آذر تحصن آغاز شد و قرار بود تا حاج آقا قاضی نیاید تمام نکنند . برخی از افرادی که همیشه بی جهت دخالت می کنند برای ترساندن و تهدید دانشجو در صحنه حضور پیدا کردند ، اما دانشجویان خوشبختانه ایندفعه تسلیم دخالت های بی جای آنان نشدند . دکتر گندمکار هم آمد اما گویا دانشجویان عصبانی تر از این حرف ها بودند که با وعده و وعید ، کار خود را به پایان برسانند .

 

سکانس سوم :

امروز 14 آذر حوالی ساعت ۱۱:۳۰ دکتر دانش شهرکی با برخی همراهانش به بلوک 15 آمد و از همان ابتدا باز لبخند و احوالپرسی صمیمانه در دستور کارش بود و با همان خونسردی قصد داشت با تک تکشان دست دهد . گویا همه ی آنان را می شناسد و با آن ها زندگی و خاطراتی داشته است . صحبتی کرد نه چندان طولانی اما همچنان که توقع می رفت آتش خوابید ، همانطور که در 16 آذر سال پیش هم دکتر بود که قائله را جمع کرد .

 

 

سکانس چهارم ( 1 ساعت بعد از صحبت دکتر ) :

قرار شد نمایندگانی از جانب مهندسی ها به پیش حاج آقا بروند تا مشکلات را مطرح کنند .

آن هایی که خیلی داغ بودند و آرام شده بودند هنوز در تعجب بودند که چطور از آن همه خواسته دست کشیدند و کار را تمام کردند ! بعد برای اینکه بفهمانند کار ادامه دارد گفتند جمع کردیم تا نگویند تجمع سیاسی است و بعد از 16 آذر دوباره شروع می کنیم .

آن هایی هم که از اول داغ نبودند راضی از اینکه قول گرفته بودند که مشکلاتشان حل می شود به خانه و زندگی خود بازگشتند و این بود که باز خودم گفتم :

 

باز لبخند دکتر به داد خیلی ها رسید . 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1385/09/14 |

ابتکاری دیگر از انجمن علمی فیزیک دانشگاه قم

با توجه به علاقه مندی و استقبال فراوان دانشجویان دانشگاه قم با همت انجمن علمی فیریک

کارگروه نجوم انجمن علمی فیزیک

تشکیل شد

دانشجویان علاقه مند می توانند جهت اعلام آمادگی برای همکاری به دفتر انجمن علمی فیزیک مراجعه نمایند

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در چهارشنبه 1385/09/08 |

سلایق مختلف در موزیک و آهنگ برایم بسیار جالب شده است. چون در گروهی که ما در آن فعالیت می کنیم انواع سلیق ها و تعصب ها روی خوانندگان وجود دارد.

همیشه هم نظر خودم این بوده است که چون سلایق آدمی متفاوت است باید به سلایق دیگران احترام گذاشت. اما بار ها از دوستانم شنیده بودم که آهنگ های چاوشی بوی سبقت را از سایر خواننده ها ربوده است و مرتبا مطالبی را در وب در این مورد می خواندم اما انگیزه ای برای درج آن در وبلاگ نداشتم اما امشب به یک نظر سنجی رسمی و معتبر برخورد کردم که اصلا نتوانستم تحمل کنم .

نتایج این نظر سنجی همان چیزی است که من همیشه می گفتم.

(البته در این نظر سنجی از خواننده های سنتی رای گیری نشده است و علت آن هم از نظر من طیف خاص و اندک بودن این نوع هواداران است. چون در گروه خودمان نسبت علاقه مندی به موزیک های سنتی کمتر از نصف می باشد . البته این درصد را حدودا در هر نقطه ای از ایران که بودم تست کردم و به همین نتیجه رسیدم. البته در این که متن موسیقی های سنتی سنگین تر و مفهومی تر هستند حرفی نیست اما اینکه علاقه مندان آن هم زیاد باشد بحث دیگری است .)

آدرس سایت :http://www.ahanghaa.blogfa.com

(البته در تاپیک چهارم این سایت طریقه ی رای گیری و امنیت سیستم رای گیری توضیح داده شده است)

مرد ها :                                                           زن ها :

۱- محسن چاوشی  (۱۳٪)                             ۱- هایده        (۲۸ ٪)

۲- سیاوش قمیشی   (۱۲٪)                           ۲- گوگوش    (۱۸٪)  

۳- منصور                (۱۱٪)                              ۳- شکیلا     (۷ ٪)

۴-  ابراهیم حامدی      (۹ ٪)                             ۴- حمیرا       (۵ ٪) 

۵- محسن یگانه       ( ۷ ٪)                              ۵- شهره        (۴ ٪)

۶ معین                    (۷ ٪)                           ۶- لیلا فروهر   (۴ ٪)

۷- شادمهر عقیلی      (۶ ٪)                           ۷-هلن            (۳ ٪)

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در چهارشنبه 1385/09/08 |

خلا بحث علمی در انجمن های  علمی احساس می شود  ،اما هیچ بهانه ای برای این خلا در انجمن علوم کامپیوتر نمی باشد زیرا در گروه ما افراد صاحب نظر و تجربه در گرایشات مختلف وجود دارد.

 

یکی از این افراد جناب آقای سعدی می باشد که از نظر سخت افزاری و بحث شبکه و  سیستم عامل لینوکس پایه علمی و محکمی دارند و نیاز علمی به ایشان در گروه شدیدا احساس  می شد.

بنابراین با درخواست اعضای انجمن از جناب آقای سعدی (عضو سابق انجمن ) به جهت بازگشت ایشان به انجمن  و رایزنی های انجام شده جناب آقای محمد امین سعدی مجددا به انجمن علمی علوم کامپیوتر بازگشتند این اجازه را به گروه دارند که بتوانند در سایه حرکت جمعی به آرمان های بزرگمان دست پیدا کنیم و از تجربیات ایشان نیز استفاده ی مناسب را ببریم.

 

نظراتتان را در فروم (تالار گفتگوی دانشگاه) مطرح کنید.

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در شنبه 1385/09/04 |

فیلم سکسی  زهره رو نمی ذارید دانلود کنیم ؟

 

 

در یکی از همین روز ها بود که متوجه شدم اکثر بچه های دانشگاه  فیلم زهره را دیده اند .

 

حالا دانشجوی دانشگاه ما یک قسمت کوچکی از جامعه ی ما می باشد . اما آیا تکثیر این فیلم کار درستی است ؟؟؟

 

بیایید فرض را بر این بگذاریم که این فیلم صحت داشته باشد . با این فرض آیا می توان این فیلم را تکثیر کرد و در اختیار دیگران قرار دادن آن را افتخاری بس بزرگ دانست ؟؟؟

 

به این موضوع از ۴ جنبه می توان نگاه کرد :

 

1) خداودن ستار العیوب است : خداوند الرحمن الراحمین است . وقتی خداوند آبروی فردی را نمی برد و تا هر فرد بتواند در جامعه سر خود راحت بلند نگاه دارد و گام بردارد آیا اینکه ما به عنوان مخلوق خداوند آبروی یک فرد را بریزیم درست است ؟

 

2) اگر مسلمان هستیم باید بدانیم که 

 

الف) بردن آبروی مسلمان گناه کبیره است .

ب) ترویج گناه و آسان و خفیف نمودن گناه برای عموم از بد ترین گناهان است . بدین معنا که کاری کنیم حرمت یک گناه برای همگان بشکند و یک گناه عادی جلوه کند .

بنابراین وقتی با توزیع و تکثیر این فیلم برای افرادی حرمت این اعمال اندکی هم کم شود گناهی بس بزرگ کرده ایم

ج) تجسس در زندگی مردم  طبق نص صریح قرآن ( سوره ی حجرات ولا تجسسوا ) حرام می باشد .

 

3) اگر خود را جز آدمیان می دانیم خوب است لحظه ای خودمان را جای این افراد بگذاریم و ببینیم چه لطمه ی بزرگ روحی به این افراد زده می شود و این افراد برای تمام عمر نمی توانند به طور عادی زندگی کنند .

 

بنابراین اگر فردی گرایش دینی هم نداشته باشد به حکم آدمیت بردن آبرو و شان یک انسان امری مذموم می باشد .

 

4) همانطور که کسی که یک کتابخانه می سازد تا زمانی که صوابی و حسنی از آن مکان حصول می شود برای فرد موسس هم صواب نوشته می شود ، اگر در تکثیر این نوع فیلم ها هر چند قدم کوچکی برداریم بدانیم که در گناه هر فردی که آن فیلم توسط ما به او رسیده است شریکیم و چقدر بد است آدمی بی جهت خود را از خدا دور کند و به خاطر لذت دیگران برای خود آتش جهنم را خریداری کند .

 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در شنبه 1385/08/13 |

از پر بیینده بودن وبلاگ استفاده ی ابزاری

در جهت تخریب نکرده ایم و نخواهیم کرد .

هدف از نوشتن مقالات تحلیلی در مورد دانشگاه حل این مشکلات می باشد .

 

ترم جدید آغاز شد

آیا باز همان راه قدیمی را طی خواهیم نمود ؟

 

با آغاز ترم جدید همه انتظار داریم دانشگاه و مسئولان آن با طرح های نو و تازه و تحولی شگرف به استقبال دانشجویان بیایند .

همه انتظار داریم دانشگاهی که در این ترم شاهد آن خواهیم بود دیگر آن دانشگاه سابق نباشد .

محدودیت های بی مورد و بی دلیل و منطقی برداشته شود .

دانشجو حس کند در دانشگاه پای نهاده است ، حس کند حق انتخاب دارد ، حس کند می تواند هر نوع فعالیتی را که در راستای قانون است بتواند انجام دهد .

حس کند می تواند کار سیاسی انجام دهد . حس کند بالغ شده است ، به آرمان ها و ارزش های دانشجویی او پاسخ داده شده است و .....

 

دانشجویان جدید الورود با هزار امید و آرزو و با هزار حرف شنیده از سایر دانشگا ه ها به دانشگاه قم قدم می گذارند ، اما امید داریم نا امید نشوند ، همچنانکه ما نا امید شدیم و برای هر فعالیت مشکلات ، سختی ها و مشقت های فراوانی را تحمل کردیم و تا امروز هیچ کدام از آزادی هایی که یک دانشجو در دانشگاه های دیگر ( حتی پیام نور  ) دارد را نداشتیم .

برای شمردن محدودیت ها وقت بسایر است ، اما بهتر است به راه کار بیندیشیم .

اگر این ترم هم بیاید و ما همان تجربه ی سایر ترم ها را داشته باشیم واقعا باید تاسف بخوریم .

چند مورد از نکاتی که امید داریم به آن دست یابیم را به اختصار عرض می کنیم .

 

1) افتتاح مجدد انجمن اسلامی :

همیشه سد راه موجب شکل گرفتن کار های زیر زمینی می شود . اگر به دانشجویان این امکان داده نشود که به صورت رسمی و آزادانه و در چارچوب قانون فعالیت نماید آنگاه فعالیت های غیر رسمی گسترش می یابد که اصلا درست نمی باشد .

 

2) دادن مسئولیت کامل همایش های دانشجویی به دانشجویان  ( مثلا روز دانشجو )

دانشگاه و همایش متعلق به دانشجو است . بنابراین در همایش ها و مراسماتی که متعلق به دانشجو است می بایست تمامی مسئولیت ها به دست دانشجویان باشد و مسئولین فقط هدایت و نظارت داشته باشند تا روند کار صحیح باشد .

 

3) آزادی بیشتر برای انجمن ها برای ارتباط با گروه های مختلف و واحد های مخالف

این مجدودیت های بی منطق باعث می شود به جای فکر فعالان فرهنگی به مسائل بهتر و نو آوری به حل این مشکلات باشد .

 

4) دادن بودجه ی بیشتر به انجمن ها برای برگزاری همایش ها و نشریات علمی

برای گرفتن بودجه ی مناسب برای نشریات علمی حداقل خودم دو بار قول از مسولان بلند مرتبه ی دانشگاه شنیدم که هیچ بار محقق نشده است .

 

5) حمایت های معنوی و تبلیغاتی بیشتر از انجمن ها و کانون ها و دادن امکانات و امتیاز ها به فعالان فرهنگی

 

6) تخصیص بودجه ی بیشتر به امر پژوهش که گویا در دانشگاه ما اصلا جایگاهی ندارد .

اگر در دانشگاه بودجه صرف پروژه های علمی و تحقیقاتی نشود و برای دانشجویانی که این توانایی را دارند در زمینه های علمی قدم بردارند امکانات فراهم نشود خیانتی بزرگ به استعداد ها و پتانسیل های یک نیروی کیفی کرده ایم .

 

7) بها و احترام به ارگان های دانشجویی فعال و زحمتکش ( همانند شورای صنفی و ... )

در برخی از فعالیتهای دانشجویی علاوه بر اینکه دانشجو از تمام نیرو و امکانات خود برای بهینه کردن دانشگاه زحمت می کشد اما نه تنها برای تصمیماتی که آنان به طور شورایی می گیرند و طبق مصوبات قانونی وزارت باید عملی شود اهمیتی دیده نمی شود بلکه در برخی موارد تخریب شخصیتی افراد این گروه ها را نیز شاهدیم .

 

هدف ما پیشرفت دانشگاه است تا در سایه ی آن بتوانیم خودمان نیز به پیشرفت نایل بیاییم و در سربلندی مملکت و وطن اسلامیمان موثر باشیم .

اگر دانشجو نتواند برای زندگی و مدیریت های آینده از دانشگاه استفاده کند و استعداد ها و خلاقیت های مثبت خود را در مسیر تعیین شده هدفمند کند هیچ جای دیگری برای پرورش نیرو های مفید و موثر برای اداره جامعه نخواهیم یافت .

 

 

ابتکاری از امور فرهنگی

اردو برای جدیدالورود ها

 

شنیده بودیم که دانشگاه شریف ورودی های جدیدش را به مشهد می برد ، دانشگاه شیراز به اصفهان و ......

مرتبا با خودم فکر کردم که چرا دو سال پیش هیچ اردو یا معارفه دلچسب و برنامه ریزی شده ای برای من و دوستانم برگزار نشد ؟؟؟

 

آیا اردو بردن جدیدالورود ها و صرف بودجه برای فردی که قرار است چهار سال در یک مکان زندگی کند مشکل شرعی دارد ؟؟؟

 

اگر فرد از همان ابتدا حس کند که برای او ارزش قائل شده ایم و ورود او را جدی گرفته ایم و برایش برنامه و هدف داریم در ادامه ی راه تلخی ها راحت تر تحمل می کند ، با پیش آمدن هر مشکلی ناسزا به مسئول را اولین راه تخلیه خود نمی یابد و چون با انگیزه و پر نشاط آغاز کرده سازشکار تر خواهد بود .

 

اما همینطور که گفتم برای ما هیچ اردو و برنامه ی مفیدی نگذاشتند ، یعنی تا امسال برای هیچ گروهی هیچ قدمی برداشته نشد .

دانشجو که خودش بی امید پای به اینجا می گذاشت و با دیدن این موضوع که حضور و ورودش جدی گرفته نشده است دیگر تمام آرمان هایی که از یک دانشگاه در نظر داشت را از همان ابتدا مدفون می کرد .

 

**** امسال با همت معاونت دانشجویی و امور فرهنگی دانشگاه یک اردوی دو روزه به کاشان برای جدیدالورود ها برگزار شد .

ما هم این افتحار را داشتیم که در این اردو شرکت داشته باشیم .

در کل اردوی مفید و پر نشاطی بود و فضای خوبی بین مسئولین فرهنگی و دانشجویان برگزار شد .

در غروب این روز اردو جناب آقای دکتر دانش شهرکی و جناب آقای تقی زاده به همراه چند تن دیگر هم به جمع دانشجویان پیوستند و دقایقی هم برای مخاطبان صحبت کردند .

 

این حرکت از یک منظر بسیار ارزشمند بود که مسئولین تراز یک دانشگاه با گذاشتن بیش از 6 ساعت از زمان خود به دانشجو بها دادند و او را مورد تفقد خود قرار دادند تا حس وحدت و همدلی بهتری بین دانشجو و مسئولیت برگزار شود . ( البته در میان صحبت های آقای دکتر دیرباز نکات منفی هم وجود داشت که به خاطر احترام به  جمع  و اساتید چیزی نگفتیم )

 

یکی از نکات بسیار جالب تدارکات بسیار قوی این اردو بود .

دانشجویانی که در اردو های متعدد دانشگاه شرکت کرده اند به نوع پذیرایی دانشگاه آشنا هستند ، اما این بار ما شاهد تدارکات و پذیرایی بسیار قوی بودیم که نشانگر تلاش های بسیار مسئولین مربوطه مخصوصا آقای آسوده بود .

 

این ابتکار امور فرهنگی را در اول این ترم به فال نیک می گیریم و امید داریم در سایر عرصه ها نیز پر فروغ و غافلگیرانه ظاهر شود .

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در یکشنبه 1385/07/02 |

 

 روز سه شنبه روزی بود که دانشجویان جدید الورود رشته های مهندسی کامپیوتر دانشگاه کاشان می بایست ثبت نام می کردند .

ما هم برای ثبت نام برادرم خانوادگی به کاشان رفتیم .

به دانشگاه که رسیدیم چون مثلا من در مراحل اداری دانشگاه تجربه ی بیشتری داشتم می بایست مراحل را راهنمایی می کردم ، اما من از همان مرحله ی اول که گرفتن فیش برای بانک بود هاج و واج مانده بودم .

 شاید در مرحله ی اول فکر کنید منظورم فقط تفکیک است که از همه نمایانگر تر است .

نه !!!

مشکلات حاد تری از این مسئله وجود دارد که آن مسائل نسبت به مسئله ی تفکیک واقعا مهم تر هستند .

برای مثال کار و عدم محدودیت نهاد ها و کانون هایی که در دانشگاه قم بردن نام آن ها هم مشکل ساز خواهد بود .

                  

 

 برای مثال کانون موسیقی و برد آن را که نگاه می کردم مرتبا این مطلب برایم تداعی می شد که چه طور استفاده از همین ادوات در دانشگاه ما مسئله دار است اما در 100 کیلومتر پایین تر و زیر سایه ی همین ایران عزیز این فعالیت ها بی مشکل است . 

در برد دیگری دیدم که نوشته انتخابات انجمن اسلامی ..............

و جالب که این برد پر بود از مطالب سیاسی روز .

 

سالن آمفی تئاتری که مختص کانون تئاتر بود مرا یاد گروه تئاتر خودمان افتاد که گریبانگیر چه مشکلات عجیب و وحشتناکی هستند که این مشکلات هیچ پشتوانه ی شرعی و عقلی ندارد . 

 

برخورد بسیار محترمانه و عاری از هرگونه نگاه های وسواسانه و کنجکاوانه نگهبانان هم بسیار در نوع خود جالب و درس آموز بود .

 

در همان اولین سالن چند دانشجو با میز و امکانات از طرف نهاد های بسیج و رهبری برای ثبت نام و آشنایی دانشجویان با دانشگاه حضور داشتند که با برخورد بسیار مناسب و محترمانه دانشجویان را جذب می کردند .

 

نکته ی قابل توجه همکاری سایر ارگان ها برای حضور این دانشجویان برای جذب دانشجویان جدید الورود بود .

 پس از سرکشی به تمام اتاق ها و کانون ها و انجمن ها گفتم حالا نوبت این است که به بخش های علمی سری بزنم .

اما کاش نمی زدم . با دیدن امکانات پژوهشی فقط حسرت خوردم .

 

 

تعداد آزمایشگاه ها با عناوین مختلف ( فیزیک 1 - فیزیک 2 - فیزیک پایه - شیمی عمومی 1 - شیمی عمومی 2 - سایت دانشجویان انسانی ! - سایت مهندسی - سایت کارشناسی ارشد - کتابخانه مهندسی - کارگاه تکنولوژی - کارگاه آی تی و ...................... )

 

                             

باور کنید اسم برخی از این آزمایشگاه ها هم تا حلا نشنیده بودم و نکته ای که واقعا باعث شد آهی بکشم یک سایت بود به نام " آزمایشگاه پایگاه داده ها و سیستم عامل " و یاد خودمان افتادم که هنوز یک جلسه هم به هیچ آزمایشگاهی نرفتیم ( حتی برای c++ ) .

 

                     

 

نکته ی آخر که حیف است نگویم تعامل جالب دختران و پسران دانشجو گفتگوی بین آنان بود که هر چه به آنان خیره شدم چیزی در آنان نیافتم که ما نداشته باشیم ...

 

پس فرق و بیماری ما چیست ؟   

                       

 

 

 

  

                                            

 

 

 

 در برگشت هم در چند کیلوتری قم یک راننده ی خانم با ماشین پراید ناگهان از ما سبقت گرفت و نمی دانم به چه علت زیکزاک به دو طرف جاده برخورد کرد و در چند کیلومتر جلو تر با یک نیسان برخورد کرد که باعث شد گزارش تصویری من کامل شود !!!

 

                                  

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در شنبه 1385/07/01 |

پس از کسب افتخار به جهت پر ببیننده و برترین وبلاگ این بار

اولین سایت انجمن های علمی دانشگاه قم

توسط

 انجمن علمی علوم کامپیوتر

افتتاح شد

 

  

پس از اینکه انجمن علمی علوم کامپیوتر پیرو  تمامی فعالیت های سطح وب خود ( وبلاگ – گروپ - فتو وبلاگ ) گوی سبقت را از تمامی رقیبان خود ربود و با اختلاف های فاحش به کار خود ادامه داد . گروه وب انجمن طی تلاش های بی دریغ  خود توانست با یک برنامه ریزی دقیق و تحمل هزینه های فراوان به جهت  تامین فضای سایت ( 1 GB ) سایت را طراحی و افتتاح کند .

 

این تلاش و کوشش گروه وب انجمن از این جهت بسیار درخور توجه است که با این تدبیر و حرکت هوشمندانه علاوه بر مزیت هایی که یک سایت نسبت به سایر فعالیت های وب دارد گروه علوم کامپیوتر به برخی اهداف عالی دیگر نیز دست یافته است که اهم این موارد را به اختصار برایتان اعلام می داریم .

 

1) حرکت و تلاش همه جانبه و حفظ روحیه مسابقه علمی برای حفظ جایگاه برتر خود در دنیای مجازی در سطح دانشگاه های استان قم .

 

2) افزایش انگیزه ی دانشجویان گرامی و نخبگان رشته علوم کامپیوتر برای فعالیت در نت ( به جهت تبدیل وبلاگ به سایت )

 

3) کسب مهارت و تجربه برای مدیریت ، طراحی ، آپدیت سایت برای علاقه مندان به این علوم .

 

حال در اینجا برخی از قابلیت های سایت ecqom.com  را برای آشنایی علاقه مندان عرض می نماییم .

 

الف) بخش مطالب وبلاگ : که همیشه آخرین مطالب آپدیت شده در وبلاگ را به صورت لینک در سایت نمایش می دهد .

 

ب) بخش چت سایت :

این بخش که بسیار زیبا و جذاب طراحی شده این امکان را به بازدید کنندگان می دهد که با ورود به سایت با تمامی افرادی که در این بخش سایت هستند ارتباط برقراد کرده و با آنان به گفتگوی آنلاین بنشینند .

 

ج) بخش موضوعات وبلاگ :

به جهت اینکه وبلاگ ecqom.tk پس از گذشت یکسال و اندی آپدیت مرتب و هدفمند دارای آرشیو موضوعی بسیار قوی و سودمند می باشد حیف دیدیم عزیزانی که از سایت ecqom.com بازدید می کنند از عناوین موضوعات مطرح شده در وبلاگ که در طول زمان کیفی و حجیم هم شده است غافل بمانند و استفاده نکنند .

بنابراین بخش آرشیو موضوعی وبلاگ را هم در سایت گذاشتیم .

 

د) فروم و گروپ در سایت :

فروم با تغییراتی و گروپ بدون تغیر ظاهری هر دو از.tk  به .com تغییر یافته اند که امید داریم همچنان در پیشبرد اهداف انجمن سودمند باشند .

 

در پایان جا دارد از آقایان سعید حیدری ، محمد حسن ناجی و محمد حسنی اقتدار به جهت پیگیری و تلاش های بی شائبه در جهت طراحی و تنظیم این مهم تشکر به عمل بیاوریم .

امید داریم این دوستان در سایر مراحل تحصیل خود نیز موفق و جسورانه ظاهر شوند .

از انجمن فعال ، پویا ، دلسوز و تاثیر گذار واحد خواهران نیز در جهت کمک به این امر تشکر بعمل می آوریم .

 

از تمامی علاقه مندان نیز برای طراحی ، آپدیت ( و هر چه یک سایت نیاز دارد ) دعوت بعمل می آوریم دستان پر توان خود را به کمک ما بدهند تا در سایه ی همکاری های همه جانبه به اهداف خود دست پیدا کنیم و مانند همیشه پر فروغ و استوار ظاهر شویم .

 

       در ضمن مرز بازدید وبلاگ هم از ۵۰۰۰۰ نفر گذشت

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در شنبه 1385/06/25 |

امسال هم کنکور می دهم ... شاید دانشگاهی بهتر رفتم ..... دانشگاه چلغوز سیتی هم  بریم  از اینجا بهتره ! ... بریم یک دانشگاه که عین دبیرستان نباشه .... کاش با  انتقالیم موافقت  شه ....

اینها جملاتی است که  از خیلی از دانشجویان ترم اولی ( خصوصا در رشته ی ریاضی فیزیک و خصوصا آقایون ) و حتی از ترم بالا تر ها هم شنیده می شه . خصوصا برای بحث میهمان و انتقالی که اصلا بازار شلوغی داریم . در یک نگاشت کوتاه قصد داریم به بررسی این مسله بپردازیم که آیا واقعا گذاشتن یک سال عمر برای دادن کنکور مجدد و صرف وقت و هزینه ی مجدد برای قبول شدن در دانشگاه دیگر ارزش دارد ؟؟؟

در اینجا می باست این پرسش مطرح گردد که چرا بسیاری از دانشجویان ترم اولی و حتی بالا تر برای دادن کنکور مجدد و انتقالی انگیزه و اشتیاق دارند ؟

پاسخ این سوال را می توان در اینجا یافت که به دلیل امکانات بسیار محدود و ضعیف دانشگاه قم ( خصوصا برای دانشجویان رشته های ریاضی - فیزیک و دانشجویان با قابلیت ها و استعداد های برتر فرهنگی - ورزشی ) این حرکت برای دست یابی به دانشگاه مطلوب تر زیاد جای تعجب و سوال ندارد .

وقتی در دانشگاه ما دانشجویان رشته ی ما ( دانشجویان ترم ۵ علوم کام ) پس از گذشت ۴ ترم هنوز یک بار از واحد عملی در کنار استاد ندیده اند .. وقتی دانشجویان رشته های فنی از حداقل امکانات آزمایشگاهی هم محروم می باشند قصد ترک این دانشگاه اصلا عجیب نیست .

غیر از محدودیت های علمی دانشجویان فعال فرهنگی و سیاسی هم که فکر می کردند با قبولی در دانشگاه با بستری مساعد برای فعالیت های فوق برنامه دست پیدا می کنند با دیدن این جو بسته دچار افسردگی مفرط می شوند . وقتی در دانشگاه ما  هنوز انجمن اسلامی فعال نمی باشد و نشریات سیاسی هیچ نیرویی برای بیان کردند دیدگاه های خود ندارند غیر از دانشجویان درس گرا دانشجویانی که ذوق های فرهنگی و سیاسی هم دارند نیز از این جو خسته و ملول گشته و به فکر هر راهی برای فرار از مهلکه می باشند .

اما با وجود تمامی این مشکلات آیا کنکور مجدد راه درست و منطقی می باشد ؟

با توجه به اینکه جدیدا برای انتقالی سختگیری هایی اعمال می شود بدون داشتن یک رابطه قوی اقدام به این عمل ننمایید . که جز اتلاف وقت چیزی عاید تان نخواهد گشت .

برای میهمان شدن راه کمی هموار تر می یاشد و با پیگیری و تلاش های زیاد امکان پذیر می باشد .

و اما کنکور مجدد ....

اکثر دوستانی که قصد  کنکور مجدد دارند ( یعنی هم به تحصیل خود در دانشگاه می پردازند و هم کنکور می خوانند ) از دو طرف آسیب می خورند یعنی نه می توانند به دروس دانشگاهی خود برسند نه کنکور را خوب سپری کنند و تنها در سا یه ی یک برنامه ریزی بسیار دقیق ( حتی دقیق تر از سال اولی که کنور را دادند ) می توانند به هدف خود برسند .

بنابراین این توصیه را به دانشجویانی که در دانشگاه قم قبول شده اند و با شنیدن چند مورد از شرایط فوق العاده خاص این دانشگاه قصد دارند هم به این دانشگاه بیایند و هم کنکور بخوانند عرض می کنیم یکی را انتخاب نمایند و اگر مرد خواندن هستید حتما فقط کنکور خواندن را برگزینید .

چند تا هم عکس برای یاد آور شدن کنور برای شما دانشجویان و به جهت ترسیدن از کنور مجدد برای شما که می خواهید باز کنور دهید می گذاریم . دلتون شکست دعا فراموش نشه .

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در پنجشنبه 1385/06/02 |

لبنان در خون می غلتد

خواستم یک مطلب از سایت یا یک وبلاگ گیر بیارم بزنم توی وبلاگ ، اما دلم نیومد اینچنین اتفاقات بزرگی رو هم که خودمون می تونیم یک گوشه اش رو باز گو کنیم از جای دیگر کپی بگیریم .

جنایات اسرائیل هم چنان ادامه دارد و مجامع بین المللی نیز سکوت را پیش گرفته اند .

جنایت امروز در قانا را نمی توان کوچک بر شمرد و از آن عبور کرد .

 

       

                                      

 

 یک سوالی که در میان برخی از هموطنان مطرح است و گاه گداری نیز آن را عنوان می کنند این است که چه نیازی است که جمهوری اسلامی ایران از لحاظ اقتصادی و روحی به حزب الله و مردم فلسطین و لبنان کمک نماید ؟؟؟

 

این سوال را می توان در دو نگاه دینی و انسانی پاسخ داد .

 

اگر یک انسان متشرع هستیم به دلیل اینکه در دستورات دینیمان واجب شده است که از هم کیشانمان اطلاع داشته باشیم و حتی داریم که اگر مسلمانی فریاد کمک خواستن مسلمان دیگری را بشنود و کمک نکند مسلمان نیست .

 

اگر هم شرع و قیودات مذهبی را کنار بگذاریم از دید انسانی حمله به یک ملت و کودکان و زنان چه توجیهی می تواند داشته باشد ؟

چرا اسرائیل به آمبولانس ها ، بیمارستان ها ، پل ها و معابر و گذرگاه های اصلی شهر ها حمله می کند ؟

 

اگر تمامی این جریانات به دلیل به اسارت گرفتن دو سرباز اسراییلی بوجود آمده پس در طول این همه سال که اسراییل روزانه به اسیر کردن ده ها غیر نظامی فلسطینی اقدام می کرد می بایست در هر یک از آن مقطع ها جنگی بر علیه اسراییل رخ بدهد .

در پایان دعا برای مردم مظلوم لبنان را از تمام هموطنان خواستارم .

 

 

 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در یکشنبه 1385/05/08 |

 آقای راونجی خسته نباشیــــــــــــــــــــد

 

 

در یک مجموعه ی کاری ، همیشه تشویق و تشکر باعث ایجاد انگیزه و یک روحیه ی مضاعف برای ادامه آن فعالیت می باشد .

 

در دانشگاه  ما ، معمولا علاوه بر اینکه از فعالان علمی ، فرهنگی و ... تشکر نمی گردد بلکه در اکثر مواقع به تخریب آنان پرداخته می شود .

 

معمولا کانون ها و انجمن ها می بایست علاوه بر صرف پول شخصی ، وقت و ... و گذاشتن از درس بسیاری از تهمت ها و تهدیدات را نیز تحمل نمایند .

 

در جلسه ای که انجمن های علمی با جناب آقای دکتر دانش شهرکی ( قبل از عید سال 1385 ) داشتند جناب آقای دکتر قول دادند که یک اردوی تفریحی برای اعضای انجمن ها برگزار نمایند .

 

جناب آقای دکتر دانش شهرکی روی حرف خود ایستادند و یک اردوی تفریحی 5 روزه را به اردبیل با دو دستگاه اتوبوس فراهم کردند .

 

در این اردو اعضای انجمن ها و کانون ها حضور داشتند و اردوی بسیار جالب و در خور تشکری بود .

جناب آقای راونجی و آقای علیزاده نیز در اردو حضور داشتند و هدایت و سرپرستی گروه را برعهده داشتند .

 

5 نفر از اعضای انجمن علمی علوم کامپیوتر در این اردو شرکت داشتند و توانستند بهره ی لازم را ببرند .

 

 

معمولا هر کار گروهی نقاط ضعف و قوتی دارد ، و بسته به نوع نگاه فرد می توان به یک مجموعه نگریست .

اگر فقط بخواهیم نیمه ی پر لیوان را ببینیم و نقاط ضعف را چشم پوشی کنیم شاید باعث شده باشیم این نکات در سایر چنین حرکاتی مجددا تکرار شود و باعث می شود یک کار گروهی به خاطر ایراداتی هر چند اندک به هدف آرمانی خود نرسد .

 

از نگاه دیگر هم اگر بخواهیم به نقاط منفی و ضعف فشار بیاوریم و زحمات ، دوندگی ها و ... دوستان را نادیده بگیریم باعث ایجاد دلسردی در گروه و زحمتکشان می شویم .

در اینجا اصلا قصد نداریم این سفر را نقادی کنیم یا به تجلیل و تمجید از آن بپردازیم .

چند نمونه از نکات مثبت این اردو را به اختصار بیان می کنیم .

 

1) مسولان اردو ( آقای راونجی و علیزاده ) سازگاری بسیار بالا با دانشجویان داشتند بدین نحو که حتی یک بارر درگیری لفظی بین این دو عزیز و دانشجویان بوجود نیامد و دانشجویان کاملا باز عمل کرده و هیچ گاه احساس فشاری از سوی مسولان نداشتند .

 

2) امکانات در نظر گرفته شده برای دانشجویان ( از اتوبوس ، غذا ، مکان استراحت و ... ) در حد بسیار مطلوبی بود و این نشان دهنده ی این می باشد که مسولان قبل از اردو زحمات فراوانی جهت اسکان ، تغذیه و هماهنگی برای اتوبوس کشیدند .

 

۳)مدیریت ۸۰ نفر دانشجو ( آن هم دانشجویانی که در حالت عادی در دانشگاه نمی توانند آرام باشند ) کار بسیار سخت و کنار آمدن با سلایق مختلف آن ها نیز ( در انتخاب غذا و رفتن به اماکن تفریحی و .. ) نیاز به صبر و حوصله دارد که مسولان این اردو به نحو احسنت توانستند این کار را انجام دهند .

 

اگر اجازه بدهید در اینجا یک نکته را بدان اشاره کنیم که اگر اعمال شود همچین مراسماتی به بهترین نحو انجام خواهد شد .

---- برای بردن دانشجو به اماکن تفریحی و سیاحتی برنامه ی خوبی موجود نبود و می توان گفت برنامه ی مطلوبی برای استفاده از زمان به بهترین نحو برای بهره بردن دانشجو از مناطق تفر یحی ، سیاحتی نبود و شاید این نقطه ی ضعف از اینجا حاصل شود که تسلط کافی بر شهر و اماکن آن وجود نداشت .

 

برای مثال از برخی مناطق استان اردبیل ( همچون سبلان و دامنه ها ی منحصر به فرد آن ، کنا ره های رود ارس ، پیست اسکی آلوارس ، گردنه ی حیران ، یازده پل تاریخی و .. )

منظور این است که با این زمان کوتاه می بایست برای رفتن به مناطق مختلف مناطق مهم تر و در خور توجه تری انتخاب می شد .

 

  

برای انجمن

چند نکته جالب هم از انجمن علمی علوم کام در اردو شنوید :

 

1) در میان 80 نفر اردو کلا 8 دستگاه MP3 PLAYER موجود بود که سه دستگاه از آن برای بچه های انجمن ما بود .

 

2) جناب آقای صبا و اقتدار هم علاقه ی شدیدی به موزیک نشان دادند و حتی آقای اقتدار با عینک دودی و ام پی تری به گوش به بستر می رفتند که قرار شد برای این دو عضو که جدیدا به جمع عشاق و علاقه مندان به موزیک پیوستند نیز Mp3 player تهیه شود .

 

3) جناب آقای صبا از حدود 30 ساعتی که در اتوبوس بودیم حدود 25 ساعت آن را خوابیدند و جالب برایتان این باشد که با یک بار گذاشتن سر خود به شیشه ی اتوبوس به خواب فرو می رفتند اما سایر دوستان با وجود خستگی فراوان تنوانستند 3/ 1 ایشان هم بخوابند .

 

4) آقای حاجی پور هم سر شوخی را با همه باز کردند ( از تیکه کلام های خودشان است ) و همه در  اتوبوس به ایشان مهندس می گفتند !!!

 

 

در اینجا یک عکس از دو استخر کاملا متفاوت از نظر بهداشتی و مالی خدمتتان عرضه می گردد . خیلی مطالب در این مورد برای بیان کردن داشتیم اما گفتنشان را مصلحت ندیدیم .

 

 

امیدواریم در آینده نیز از این نوع حرکات شاهد باشیم تا حس اعتماد و همدلی میان مسولان و دانشجویان بهتر شود تا در فضایی سالم و دوستانه بتوانیم اهداف خود را بهتر پیش ببریم.

 

 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در چهارشنبه 1385/04/14 |

  << مرز بازدید از ۴۲۰۰۰ نفر گذشت >>

با تلاش های انجمن علمی علوم کامپیوتر ، خصوصا نویسندگان جدید وبلاگ ( جناب آقای سعید حیدری ؛ جناب آقای ناجی و جناب آقای خسروی ) وبلاگ ecqom.tk حتی در ایام امتحانات نیز بازدید خود را داشت و حتی در یکی از روز های امتحانات بازدید روزانه به 700 نفر رسید .

نکته ی جدید و بسیار جالب به ثبت رسیدن بک فروم ( تالار اندیشه ) برای تبادل نظر و بحث و گفتگو در موضوعات مختلف برای مجموعه ی دانشجویان ، خصوصا دانشجویان علوم کامپیوتر می باشد .

این فروم که به همت جناب آقای ناجی تاسیس گردیده ، به مدیریت ایشان کار رسمی خود را از همین تاریخ آغاز می کند .

تذکر مهـــــــــم :

یک سوال که برخی دوستان ( و احیانا نکته گیران ) مرتبا از ما می پرسند و یا آن را عنوان می کنند این است که وبلاگ ecqom علمی نیست و .....

در جواب خدمت تمامی دوستان عرض می کنیم اصلا هدف و شیرازه ی وبلاگ ecqom جهت گیری و حرکت در خط مشی علمی ( آن هم علمی که تماما کپی برداری می باشد ) نمی باشد  ُُ ما این مطلب را از ابتدا عنوان کرده بودیم اما برخی دیگر مخالف بودند اما گویا این دوستان  هم متوجه شدند که وبلاگ صرف علمی سودی نخواهد داشت و باید همه جانبه کار کرد .

 از نظر ما وبلاگ را زمانی می توان علمی تلقی کرد که مطالب آن را خود نویسندگان وبلاگ نوشته باشند ( برای مثال مقالاتی که جناب آقای ناجی در مورد ویژوال بیسیک می نویسند چون حاصل زحمت شخص ایشان است و در هیچ سایت دیگری وجود ندارد ذی ارزش می باشد . )

وبلاگ صرفا علمی ( آن هم علمی به نحوی که در وبلاگ ها می بینیم و بیان شد ) به دو دلیل نتیجه بخش نمی باشد ( کاملا از بازدید ها  این مشهود می باشد )

1) وقتی ما ترفند ، مقاله و ... در زمینه ی رایانه می زنیم وقتی که مطلب از وب است ، فرد با یک سرچ ساده منبع اصلی و سایت مرجعی که ما از آن مطلب می زنیم را پیدا کرده و با توجه به جامع بودن و آپدیت مرتب سایت های کامپیوتری اگر دیگر به وبلاگ ما سر نزند هم هیچ ضرری را نخواهد دید زیرا با مراجعه به سایت ها به صورت مستقیم به مطلب می رسد و در ضمن اگر سوالی داشت از نویسنده ی مطلب که در سایت ها بیان می شود خواهد پرسید .

2) با توجه به اینکه انسان دارای ابعاد مختلف روحی ، جسمی و عقلی می باشد ، سعی ما بر این است که بتوانیم برای تمامی عرصه ها حرفی برای گفتن داشته باشیم و متنوع کردن را در جهت رشد همه جانبه ی یک فرد ملاک خود قرار داده ایم .

از این رو خواهشمندیم دیگر ، نظر ، حرف و یا هر چیزی در مورد اینکه چرا علمی نیست و ... شنیده نشود .


از تمامی دانشجویان جهت عضویت در فروم دعوت بعمل می آید .

 آدرس :  www.Fecqom.tk

 

www.Fecqom.tk 

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در چهارشنبه 1385/04/14 |

جناب آقای تقی پور ( مدیر گروه ریاضی ) و جناب آقای دکتر بابا زاده ( مدیر گروه فیزیک ) از جای خود کنار رفتند و گویا هنوز جانشینان قطعی برای پست قبلی آنان گماشته نشده است .

در اینجا جای دارد از جناب آقای تقی پور به جهت همکاری و راهنمایی های ایشان برای فعالیت های انجمنی گروه علوم کامپیوتر تشکر کنیم  و این امید را داریم باز هم بتوانیم از ایشان استفاده ی مطلوب را بنماییم .

استاد تقی پور

***

البته خدا کند اگر جناب آقای دکتر شیردل رئیس دانشگاه هم شد ، هم چنان مدیر گروه ما باقی بماند و هیچ گاه این نعمت بزرگ از بچه های علوم کامپیوتر گرفته نشود .

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در پنجشنبه 1385/04/01 |

عید نوروز و آغاز بهار خود ترنمی تازه دارد، همیشه بهار را دوست داشتیم چون عید و سالی نو را برای ما به ارمغان می آورد .

 اما امسال بهار بویی دیگر دارد امسال در میان شادی طبیعت و در میان نغمه خوانی پرندگان شاهد دو  جشن دیگر نیز هستیم .

دوستان عزیزمان " محمد صبا " و " محمد حسنی اقتدار " هر دو در یکم فروردین سال یکهزار و سیصد و  شصت و پنج متولد شده اند ( و البته بماند کدامیک بزرگترند که در این مورد هنوز بین علما اختلاف وجود  دارد ! ) و امروز سالروز تولد این عزیزان می باشد .

گرچه  با یکسال بزرگتر شدن مسولیت های رفتاری اجتماعی بیشتری به دوش فرد خواهد افتاد اما ما بر  حسب وظیفه و ارادتی که خدمت این دوستان داریم  این روز رابه این دو دوست محترم و فعالمان تبریک می گوییم .

تبصره : تولد اکثر فعالین ، بحران ساز ها و شیطو ن های علوم کامپیوتر در فرودین ماه می باشد !!!!  

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1385/01/01 |

این ترم هم به پایان رسید

شما از خودتان راضی بودید ؟؟؟

 

( تحلیلی بر عملکرد دانشگاه و انجمن ها )   

 

آرام آرام زمان می گذرد و چه زود ثانیه ها را طی کردیم و فصلی دیگر از دفتر زندگیمان را سپری کردیم .

ترمی دیگر هم گذشت ، ترمی که در آن شاهد حوادث و اتفاق های نادر در آن بودیم ، ترمی که فراز و نشیبش زیاد بود و حال در این مقاله قصد داریم عناوین مهمترین رخ داد های سپری شده در این ترم را با هم مرور کنیم ( برخی مربوط به کل دانشگاه و برخی مربوط به رشته و انجمن خودمان می باشد )

 

اگر بخواهیم از زاویه ی علمی دانشگاه را بررسی کنیم آب از آب تکان نخورد ، مقام خاص علمی یا المپیادی و یا ... بدست نیاوردیم ( البته اگر بدست می آمد تعجب بود ! )دانشجویی نبود که در یک مسابقه ی مهم مقام قابل توصیفی در این ترم کسب کند و به دانشجویان سایر دانشگاه ها بفهماند که غیر از دانشگاه پردیس و دانشگاه پیام نور یک پادگان نظامی دیگر هم با نام " دانشگاه قم "در دور ترین نقطه ای از قم که عقول بشری می توانست آنرا فرض کند نیز وجود دارد .

دانشگاهی که با سایر دانشگاه های کشور تفاوت دارد ، در اینجا همه چیز سیاه و سفید است یا افراد عاشق هم هستند و یا از هم متنفرند ، حد وسطی وجود ندارد ، روابط اداری و یا درسی مناسب و سالم معنایی ندارد ، گروهی را نخواهید دید که بیش از 7 ماه برای همکاری دوام بیاورند ( سابقه ی تمام گروه ها و عملکرد هایشان را پیگیری کرده ایم ) ، علت آن هم وجود کار زیاد در گروه ها و عدم ارتباط کافی می باشد ، بدین معنا که وقتی مثلا برای برپایی یک کار جمعی ، پاره ای از امور اطرافت را فرا گرفته اند و نیاز داری با گروه مقابل همکاری کنی به هیچ وجه نمی توانی بی پرده و در زمان مناسب آن گروه را بیابی ( در صورت حاصل شدن ارتباط  از طریق تلفن انجمن هم شنود مکالمات تلفنی انجمن ها خود توهینی بزرگ به تمامی دانشجویان می باشد ) و وقتی نتوانستی هماهنگ کنی خوب اجبارا شخصا تصمیم گیری می کنی و بعد از حصول نتیجه می بینی که گروه مقابل کاملا از این نوع عملکرد ناراضی بوده اند و هم زحمت ما به هدر می رود و هم دوستان مقابل حق دارند .

 

از حوادث جالب این ترم :

 

1) برگزاری نشست صمیمانه مسو لین دانشگاه قم با دانشجویان بود ( که البته همزمان با بستری بودن مدیریت دانشگاه برگزار شده بود ) که واقعا در جای خود جالب و شعف انگیز بود ، گرچه دبیر خانه ی همایش تحت فشار بود و سوالات تنظیم شده خوانده می شد اما حداقل حسن این همایش این خواهد بود که مسولین در یابند که " دانشجو می داند در اینجا در اکثر زمینه ها سرش کلاه رفته است " دانشجو می فهمد و می داند که چی می گذرد و اگر فریاد ها کم است از سر عادت است و از اینجا ناشی می شود که هر کس می خواهد معترض شود غیر از مسئولین ، برخی دانشجویان ( که البته از هیچ حیث لایق نام دانشجو نیستند ) می گویند خوب شما که در دفترچه فضا و جو این دانشگاه را می دانستید پس چرا ......

  

در آن همایش چیز های عجیبی دیده شد برای نمونه سه دختر دانشجو ( جالب این است که از رشته های پر ادعا نبودند و با اندک ادعا حرف های بزرگی زدند ) به خود جرات دادند و مشکلات خود را بیان کردند و چه خوب آن دختر دانشجو فریاد کشید " که چرا وقتی امکانات ندارید دانشجو می گیرید ؟؟؟ چرا پول واحد عملی می گیرید اما ارائه نمی کنید و ... " آنجا بود که متوجه شدیم در واحد خواهران هم دانشجویانی وجود دارند که نترس می باشند ، فرق دانشجو و دانش آموز را به معنی واقعی کلمه در یافته باشند و جرات کنند جلوی مسولین داد بکشند و حق خود را طلب کنند و ...

 

2) نکته ی دیگر برگزاری دو جلسه کلاس روباتیک بود که کاملا فرمالیته و سمبلیک بود . برایتان جالب باشد که در هر دو واحد افراد علاقه مند و ذی تخصص در این زمینه وجود دارند اما از بودجه خبری نبود چون فعلا بودجه ها صرف امتداد دادن دیوار های تفکیک صرف می شود و تا کامل نشود بودجه ای صرف تحقیقات علمی و ... داده نخواهد شد .

البته می دانید که از لحاظ شرعی هم ساخت رباط بی مشکل نمی باشد چون نوعی دخالت در خلقت محسوب شده و جدا جای نگرانی دارد .

 

3) افتتاح بلوک ۱۵ آن هم بدون هیچ آداب و کار خاصی هم در نوع خود بدیع بود ، من به دانشجویان ترم بالایی تبریک می گویم زیرا پس از چند سال قول برای رفتن به این بلوک بالاخره افتتاح آن را هم دیدند گرچه دیگر دیر شده چون دارند فارغ اتحصیل می شوند !!! در مورد کتابخانه هم گفته می شود در چشم انداز 20 ساله قرار دارد و گزارشات حاکی است که این کتابخانه فعلا مکانی برای بازی های تفریحی و شاد شبیه گرگم  به هوا ، قایم باشک ، اتل متل توتوله می باشد و تا به بهره برداری برسد دوستان می توانند به فعالیت های مفر ح خود ادامه بدهند ( البته با توجه به کمبود شهر بازی در شهر قم توجه مسولین دانشگاه ما به حفظ و به پا داشتن چنین فضای جالبی در خور تقدیر است ) .

 

4) کارتی کردن همایش های ادبی و ممنوع شدن برپایی همایش پس از ساعت 5 نیز خود طرحی جالب و بدیع از مسولین بود . برخی دانشجویان می گفتند روز قبل از همایش تیکه ریشی هر چند باریک و سوزنی گذاشته تا این کارت ها نصیبتان گردد !!!

 

سوال اساسی اینجاست که دانشجویان دانشگاه قم با سایر دانشجویان چه تفاوتی دارند ؟؟؟ چه طور شده است که آنان اینقدر پاک و منزه گردیده اند و به درگاه ساحت حق نزدیک گشته اند اما ما اینقدر منحوس و  بد طینت گشته ایم که همایش هایمان را هم با نگاه فساد می نگرند . تا کی باید شاهد نگاه های توهین آمیز و تحقیر کنند ه ی مسولین باشیم ؟؟؟

 

5) با پیگیری مکرر انجمن یک سایت با 5 دستگاه رایانه ( که البته 4 عدد از آن ها به دلیل عمر زیاد قرار است به سازمان میراث  فرهنگی تقدیم شوند ) در بلوک ۱۶ دایر شد اما فعلن در اختیار کار کنان است !!! نوش جانشان . ما دوییدیم آن ها بخورند .

 

6) برترین انجمن ها :

 

الف) انجمن علمی فیزیک

ب) انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی

ج) انجمن علمی علوم کامپیوتر

 

واحد دختران : انجمن علمی مهندسی کامپیوتر

 


داخلی

 

مربوط به گروه علوم کامپیوتر

 

1) گرفتن دانشجوی در مهر ماه به طور همزمان در هر دو واحد

2) انجمن از اشک تا خون

۳) تغییری در وبلاگ صورت نخواهیم داد ( جوابی به میل های انتقادی در مورد وبلاگ )

3) امتحان گراف و توهم آقای صبا

 

1)وقتی شنیده شد به طور همزمان دانشجو گرفته اند تنمان لرزید . واقعا جای بسی تاسف دارد زیرا مسولین واقعا فکر نکرده اند که این همزمانی شاید باعث پدید آمدن برخی پیوند ها و روابط دانشجویی شود ؟؟؟ انصافا خجالت نمی کشید طی 1 سال از آوردن این رشته تعداد خواهران و برادران آنرا یکسان کرده اید ؟ ( در حالیکه در تمامی رشته های فنی دانشگاه حتی یک دانشجو از واحد مخالف وجود ندارد )

می دانید چه خیانتی به شرع و عرف کردید و چه طور امکان دوستی ها و روابط پنهانی را افزایش داده اید ؟

خدا خود از شما بگذرد . البته قابل ذکر است با اضافه شدن 60 علوم کامپیوتری در مهر ماه و 60 دانشجوی کامپیوتری ( مهندسی و روزانه ی علوم )حتی یک فلاپی هم به سیستم های این دانشگاه اضافه نشده است .

خدا بده برکت . فعلن می گیرند ان شا ا... واحد های عملی و ... هم دوره ای بین آنان تقسیم شده و هر ترم یک بار سیستم و سایت به آنان می رسد .

 

2) انجمن هم با وجود تمامی مشکلات و بحران ها و با توجه به عدم امکانات مورد نیاز برای انجمن ما ( امکانات رایانه ای ) کار خود را کردیم و هر آنچه خواستیم را با یک ( یا علی ) انجام دادیم . هر دو واحد زحمت کشیدند و از جان مایه گذاشتند و اختلافات را هم منکر نمی شویم اما طبیعی است و اگر اختلافی نبود تعجب عادی بود .

 

۳) یکی از دختران ورودی جدید یک میلی به ما زد که خلا صه ای از متن این میل را برایتان می گذارم " ....... شما درست و سنجیده کار نکردید ......... ما قبول داریم که از مسایل داخلی بی اطلاعیم اما تبدیل کردن وبلاگ به مکانی برای دعوا و عقده گشایی کار خوبی نیست . پر بیننده ترین وبلاگ شدن به هر ترفندی و اهانتی واقعا دانشجویی نیست . چرا مسایل داخلیتان را داخلی حل نمی کنید ؟ ..... چرا از وبلاگی که زیاد بازدید کننده دارد استفاده ی ابزاری می کنید و به جای گذاشتن مطالب علمی مطالب جنجالی می زنید ..... و چرا فعالیت را منحصرانانه کرده اید ؟؟؟ .... ما یک طرفه قضاوت نمی کنیم اما شما زیاده روی کرده اید ... "

 

پاسخ : وبلاگ ما دومین وبلاگ انجمنی بود که در دانشگاه قم تاسیس گشت . اما ما هیچ گاه ( چه در امتحانات و چه زمان های عادی ) از آپدیت کردن مطالب چشم پوشی نکردیم . علاوه بر وبلاگ اصلی حدود ۱۰ وبلاگ دیگر هم ساختیم که هر دفعه هر مطلب را با توجه به موضوع آن ( علمی - اطلاعیه -اخبار - تفریحی - ترفند و ... ) در آن ها جای دادیم .

 

یعنی هر مطلب علاوه بر اینکه در وبلاگ می آید در آن وبلاگ ها دسته بندی می شود و به صورت لینک موضوعی در همین وبلاگ موجود است . حال خواهشمندم به آرشیو موضوعی ما نگاه کنید . ( هر کس منکر است نگاه کند ) آرشیو مطالب علمی - خبری - ترفند - برنامه نویسی و ... از تمامی وبلاگ ها بیشتر است و در موضوعات طنز و تفریحی هم این تنوع و تکثر موجود است . پس با اینکه از موضوعات مختلفی مطلب می زنیم باز در زمینه ی علمی بیش از همه مطلب زده ایم .

 

وبلاگ علمی و خشک را قبول نداشته و نداریم ... البته اشتباه نشود . گاه یک محقق هر از چند گاهی مقالات و بحث های علمی خود که حاصل تحقیقات شخصی و یا گروهی خودش است در وبلاگش می ریزد . چون مطلب زایده تفکر خود فرد است ارزشمند است و صرف علمی بودن آن هم قابل تقدیر است .

 

اما اگر مطالب رایانه ای که در سایت های مرجع کامپیوتری ( که هر کس بخواهد با یک جستجوی ساده در گوگل آن سایت ها را پیدا خواهد کرد ) به وفور آمده است ما باز عینا رونویسی کرده و یا برنامه هایی که در سایت اصلی وجود دارد و ما آنرا در وبلاگ خودمان بگذاریم ( که دانلود آن در سایت اصلی بسیار پر سرعت تر صورت می گیرد تا از لینک آن در وبلاگ ) تا دانشجو ببیند اینکار گرچه پر زحمت و ذی ارزش است اما اگر فردی اهل وب گردی و رایانه باشد همیشه خبر ها و برنامه های مفید را از سایت های اصلی خواهد دید و دیگر با چند بار بازدید از وبلاگ سر به آن نخواهد زد . وبلاگ باید همه جوره مطلب داشته باشد . وبلاگ باید زنده و بیان کننده ی مشکلات و احساسات گروهی یک رشته باشد . وبلاگ باید فرد را هر شب به خواندن مطالب آن بکشاند . همیشه هم علمی کار کرده ایم ، هم تفریحی و ادامه خواهیم داد .

 

در مورد توهین هم اگر منظور شخص من بودند هیچ گاه در وب توهینی نکرد ( اگر کردم در نظران پیست کنید ) و هر یک از دوستان هم که مطلبی نوشته اند در پاسخ به یک حرکت و یا توهین فرد مقابل بوده و برخی دیگر ازموارد هم در کلاس از سوی خود دانشجویان غیر انجمنی کلاس مطرح شده و باز علتش عدم برخورد صحیح خود دوستان بوده است .

 

فعالیت منحصرانه هم نداریم . ما دوست داریم همه بیایند مطلب بدهند در جواب میلی که به آقای اقتدار هم زده بودید هم این را گفته بودیم . ما با این که در تمامی زمینه ها در گروهمان حرفه ای داریم اما باز ادعایی نداریم و دست همکاری بسوی تک تکتان دراز می کنیم .

 

۴) برای دوستانی که ترم بعد درس گراف را دارند پیشنهاد داریم سطر به سطر اثبات های آنرا را از اول ترم بخوانند ، چون اگر اینکار را نکنند و همانند کلاس ما فقط در هنگام درس دادن دکتر سر تکان بدهید آخر ترم دچار مشکل خواهید شد و روز قبل از امتحان دوستانتان را یک مسیر نا هم بند به سوی نا کجا آباد فرض خواهید کرد !

 

سر کلاس گراف هیچ کس سوالی نداشت . آخر کلاس دکتر می گفت دوستان سوال ندارید و همه با صدای بلند می گفتیم : " نخیـــــــــــــــر " . البته حق هم داشتیم چون سرویس دیر می شد و تازه از مفاهیمی که هیچ بار تورق نکرده ایم هیچ سوالی هم در نخواهد آمد .

 

برای خواندن این امتحان من و آقای صبا و اقتدار به مجتمع هدایت رفتیم . به زور سعی کردیم تمامش کنیم و تازه به دفتر هم قناعت کردیم . دیگر مخمان سوت کشیده بود . به قسمت تدارکات رفتیم در آنجا چند پفک و ساندیس خریدیم و تا به مجتمع برسیم صحبت کردیم ، غافل از اینکه درون این پفک ها گرد نخود وجود داشت و آقای صبا هم که در خوردن کم نیاوردند بیشتر دچار توهم شدند . ظهر روز امتحان بود پس از مرور گراف در هدایت ، در یک رستوران نزدیک دانشگاه داشتیم ناهار می خوردیم ، به دلیل توهم بالا فرض شد یکی از ..... هم در حال میل ناهار در این رستوران می باشند . پول ایشان را هم حساب کردیم اما آقای صبا لطف کردند و این مطلب را در نظرات وبلاگ منعکس کردند و چه بحران ها که باز پیش نیامد .

 

آقای صبا را کنار بگذارید !!!!

 

چند میل و پی ام از دوستان داشتیم که خواستار این بودند که جناب آقای صبا را به دلیل بحران ساز بودن کنار بگذاریم .

 

در این جا ، جا دارد چند نکته را یاد آور شویم :

 

توصیف صبا در یک جمله می باشد " آدمی که حرف در دلش نمی ماند " محمد رک است . و رک حرف می زند . به زور نمی تواند کسی را تحمل کند و یا به خاطر مصلحت جمعی آنچه را می بیند و برایش رنج آور است را ابراز نکند . او می گوید و ترسی هم ندارد و البته ما بعدش مجبوریم یا تکذیب کنیم یا نظری نرمتر بنویسیم !!!

 

اما از یک دید دیگر این رک بودن یک حسن رفتار می باشد و قابل تمجید است . کم هستند انسان هایی که تکلیفتان را با آن ها بدانی و بدانی از تو تنفر دارند یا با تو دوستند ، معمولا حرف دل و اصل مطلب را نمی گوییم و پشت صد پرده مخفی می کنیم ( اینجانب خود شاهد بودم که در مقطعی آرام و بدون تنش و با توجه به همین عدم شناخت از فرد مقابل سر یک مساله ی بی معنا می خواستند پای ما را به برخی ارگان ها باز کنند ... )

 

پس قبول کنیم اگر بدانیم با چه شخصیتی طرفیم ، بهتر می توانیم با او کار کنیم و این بد نیست بلکه خوب هم می باشد .

 

در زیر هم عکس محمد صبا 15 دقیقه قبل از امتحان گراف می باشد . دیگر این پسر را اینطور آرام نخواهید دید . پس این صحنه را غنیمت بشمارید !

                                                                       

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در پنجشنبه 1384/11/06 |
                                                                   

گفته شده است سید محمد خاتمی رئيس جمهور محبوب و سابق ایران هم به جمع وبلاگ نویسان اضافه خواهد شد .

در خبر ها آمده است كه جمعى از وبلاگ نويسان سايتى را به محمد خاتمى هديه داده اند تا در او انگيزه اى را براى وبلاگ نويسى ايجاد كنند . محمد على ابطحى كه از همكاران و آشنايان وبلاگ نويس خاتمى است و وبلاگ معروفش « وب نوشته ها » كلى خواننده دارد نيز ديروز نوشته بود كه كاش رئيس جمهور سابق ايران وبلاگ نويسى را جدى بگيرد . بايد بيشتر صبر كنيم تا ببينيم آيا اين اتفاق مى افتد يا نه . اما به نظر مى آيد كه وبلاگ خاتمى را كه آدرسش khatamionline.com است خودش ننوشته . البته چون هديه وبلاگ نويسان بوده دليلى هم نداشته كه خود خاتمى آن را نوشته باشد .

در وبلاگى كه به خاتمى هديه داده شده است تنها چند جمله اى از رئيس جمهور پيشين آمده است . خاتمى آن را براى هديه اش نوشته و البته چنانكه مى بينيد ادبياتش مشابه ادبيات وبلاگ ها مثلاً آن طور كه محمد على ابطحى در سايتش مى نويسد ، نيست : « بسم الله الرحمن الرحيم  _ عشق به حقيقت و تلاش براى دريافت آن و عشق به آزادى و تعالى و كوشش براى رسيدن به آن جوهر آدمى است و اگر اميد به اين دريافت و رسيدن نبود زندگى پر مرارت آدمى در طول تاريخ ناممكن مى شد . آنچه خواستنى است دوستى و مهر است كه زندگى را طربناك مى كند و آنچه ناخواستنى است خشونت و نامهربانى است كه جهنم جان آدمى است . براى عزيزانى كه هديه ارزنده وبلاگ را به من ارزانى داشتند و براى همه ارجمندانى كه با اظهار نظر خود جان خسته مرا نواختند آرزوى شاد كامى و سلامتى مى كنم . بياييد تا ايمان به حق را با هيچ متاعى سودا نكنيم و بياييد براى آبادانى و اعتلاى ايران عزيز از هيچ كوششى خسته نشويم و بياييد اميدوار باشيم و با همبستگى و بيدارى راه سربلندى را با يكديگر طى كنيم . »

نکته ی جالب آرشیو نظرات این وبلاگ است که در حال انفجار می باشد و فقط یکی از مطالب آن با عنوان بسم الله الرحمن الرحیم ۱۷۱۷نظر به همراه دا شته است ( البته به آرشیو وبلاگ ما نمی رسد !!! ) گرچه گفته می شود آرشیو نظرات این وبلاگ هم ابتدا بررسی و پس از اعمال فیلترینگ در سایت منتشر می شود .

خلاصه اگر خاتمی هم پایش به وبلاگ نویسی باز شود کار من و محمد سخت می شود . چون ما بازدید کنندگان خودمان را از دست می دهیم !!!

                                                                        

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در چهارشنبه 1384/10/07 |