- ضد حال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقه ات هستی برق بره .
- ضد حال یعنی با شکم گرسنه بیای خونه غذا واست نگه نداشته باشن .
- ضد حال یعنی بعد از اینکه کلی افه زبان اومدی نمره زبانت 10 بشه .
- ضد حال یعنی تصادف با یک دختر ( اشاره به سریال او یک فرشته بود . )
- ضد حال یعنی هیستوری سیستمتو پاک نکنی ، تمام ایمیلاتو داداشه فضولت بیاد بخونه .
- ضد حال یعنی گل خوردن دقیقه 92 .
- ضد حال یعنی مریض شدن موقع سور عروسی .
- ضد حال یعنی آبریزش موقع خواستگاری .
- ضد حال یعنی انتظار پشت در دستشوئی توی روز امتحان .
- ضد حال یعنی پیرهنت از پشت از توی شلوارت بزنه بیرون .
- ضد حال یعنی زیر نویس کلفت چند لایه .
- ضد حال یعنی آرایشگر بزنه موهاتو خراب کنه .
- ضد حال یعنی با جوراب سوراخ بری توی نماز خانه .
- ضد حال یعنی پاک کردن دور دهان با دستمالی که قبلا بینی تو با هاش پاک کردی .
- ضد حال یعنی قاطی شدن چن تا نقطه با نقطه های و غیره .
- ضد حال یعنی نزارن توی اتوبوس بخونی .
- ضد حال یعنی با دماغ بری توی پیشونی دروازه بان .
- ضد حال یعنی زانوئی که آب آورده و توپ پلاستیکی .
- ضد حال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیم کارت ها بیاد جز مال تو !
- ضد حال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون ، تموم کرده باشن !
- ضد حال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه !
- ضد حال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه !
- ضد حال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه !
- ضد حال یعنی ID caller داشتن !
- ضد حال یعنی عشق یه طرفه !
- ضد حال یعنی صبح روزی که با دوستات می خوای بری کوه بارون بیاد !
- ضد حال یعنی سلام کنی جوابتو ندن !
- ضد حال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه !
- ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه !
- ضد حال یعنی با gf- ات بری کافیشاپ دختر خالتو ببینی !
- ضد حال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه !
- ضد حال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی !
- ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی !
- ضد حال یعنی یکی رو دوست داشته باشی نتونی بهش بگی .
+++ ضد حال ها ی داخلی ( Real ) +++


بلا به دور 


- ضد حال یعنی کنکور توی دانشگاه قم قبول شی ، بیای ببینی مختلط نیست .
- ضد حال یعنی انجمنی باشی . ( زبونتو گاز بگیر )
- ضد حال یعنی دعوتت کنن به همایش استعداد های درخشان تا ازت دز حضور جمع تقدیر کنن ، اونوقت روز همایش کلی خوشتیپ کنی که هر کی می بینتت بگه ... ، بعد تو همایش فقط اسمتو بخونن ، تازه اسمتو ناقص هم بخونن که انگار نه انگار که تو هم هستی . ( با...با استعداد درخشان )
- ضد حال یعنی محمد عضو انجمن شه یه دفعه یه تیکه بگه همه کارا بریزه به هم . ( از زبان منصور نژاد )
- ضد حال یعنی اقتدار که اسم گوینده ی ضد حال قبلی رو می نویسه .
- ضد حال یعنی کنفرانس تو یاهو بذاری ، همه دیس شن !!!
- ضد حال یعنی بر و بچ کلاس خراب کاری کنن ، بعد بیان یقه ما رو بچسبن که چرا ؟؟؟
- ضد حال یعنی هر چی تو وبلاگ بزنی ، بترسی بعدن بحران شه ، بعد عباس حالتو بگیره .
- ضد حال یعنی 10 نفری کار کنید اما 5 تا رو هیچ موقع نبینی .
- ضد حال یعنی یکی دیگه با یه آی دی ناشناس بره با یه دختر چت کنه و هر چی دلش خواست بگه ، اونوقت بیان یقه ی تو رو بگیرن .
- ضد حال یعنی افتادن گذر وزیر انتقاد به قسمت نظرات وبلاگ شما . ( خدا رحم کنه )
- ضد حال یعنی دبیرتون عباس باشه همش سرتون غر بزنه .
- ضد حال یعنی تو دانشگاه قم عاشق شی . ( ای بسوزه دل عاشقی که تا حالا چند تا تلفات دادیم )
- ضد حال یعنی وبلاگ تون پر ببینده ترین وبلاگ تو دانشگاه باشه اما بهش بودجه برای سایت ندن .
- ضد حال یعنی بهت بگن همایش ها دیگه مختلط نیست .
- ضد حال یعنی رئیس ... حالش خوب شه بیاد دانشگاه .
- ضد حال یعنی قبض تلفن بیاد ....... تومن !
- ضد حال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن !
- ضد حال یعنی صبح ساعت ۸ بری سر کلاس استاد نیاد .
- ضد حال یعنی توی کلاس مزه بپرونی ولی هیچ کی نخنده .
- ضد حال یعنی با 9.75 بیافتی . ( بد تر از اون نصف کلاس بیافتن اونم ترم 1 . )
- ضد حال برای یه مدیر گروه یعنی از 15 نفر توی یه درس فقط 5 نفر قبول بشن ، اونوقت بمونی توی برنامه ریزی درس های ترم بعد .
- ضد حال یعنی در یه روز 25 تا " آگهی انتشار شدنه نشریه ... 1 " به در و دیوار دانشگاه بزنی ، روز بعد بیای ببینی همش کنده شده .
- ضد حال یعنی بیای داخل وبلاگ و ببینی هیچ کی نیومده .
- ضد حال یعنی یکی دیگه با اسم و ایمیل شما به جای شما نظر بده . اونوقت جنگ جهانی چهارم آغاز بشه .
- ضد حال یعنی یکی توی یه مسابقه مقام بیاره ، کلی براش فامیلای اجق وجق پیدا شه که اصلا ندونه کیا هستن .
- ضد حال یعنی جزوه گرفتن از پسر ها .
- ضد حال یعنی لیز خوردن جلوی دختر ها .
- ضد حال یعنی یکی ADDet کنه ولی پیغامش نیاد . ( واقعا خیلی برای آدم غیر قابل تحمله )
- ضد حال یعنی یکی رو Add کنی ، Denay شی . ( این یکی بیشتر غیر قابل تحمله )
- ضد حال یعنی به یکی بگی سلام . اونوقت اون بپرسه شما ؟ و وقتی اسمتونو گفتید بگه Bye
- ضد حال یعنی توی همایش ندونی چطوری برنامه ی power pointo اجرا کنی . و وسط همایش یکی بیاد برق کامپوترو یه دفعه قطع کنه . ( چه بحرانی شد )
- ضد حال یعنی توی همایش مجری یادش بره لوح تقدیر استاد بده .
- ضد حال یعنی توی همایش جایزه یکی رو اشتباهی بدن .
- ضد حال یعنی توی همایش ، کسی که قراره مقاله بخونه ، یه دفعه قهر کنه و بزاره بره . ( حالا بیا درستش کن )
- ضد حال یعنی ( صبر کنید این یکیو می خوام با حال بگم ) . با حال یعنی توی همایش ۱۰ تا کیک بخوری . ( نمی دونید چه حالی داد )
- ضد حال یعنی وقت نشست صمیمانه با مسئولین ، امتحان داشته باشی . ( حالا چه خبرا ؟ )
- ضد حال برای یه استاد یعنی آخر ترم نصف مو هات از دست دانشجو ها ریخته باشه .
- ضد حال یعنی یکشنبه بری دانشگاه ، کباب روز دوشنبه رو رزرو کنی ، فرداش ببینی غذا رو عوض کردن .
- ضد حال یعنی تمام فایل هایی که تو دانشگاه دانلود کردی ، پاک کنند . ( تفلک حجت )
- ضد حال یعنی وقتی داری توی بولوار به سمت خروجی دانشگاه می ری یه پسر دیوونه ای پشت سرت بوق خفن بزنه و تکاف بکشه ، همونجا جفت کنی .
- ضد حال برای راننده های سرویس دانشگاه یعنی برای یه دختر ماشینو نگه داره اونوقت دختره سوار نشه . ( البته این برای پسرا خیلی بیشتر ضد حاله .... نـــــــــــــــــــــــــــــه غلام )
- ضد حال برای راننده های سرویس دانشگاه یعنی ساندویچ های وسط راه . ( چقدر برای من از دست این مسئولین دانشگاه بابت این سرعت گیرا گله کردن ... )
- ضد حال یعنی 4 بار توی فوتبال با توپ محکم بزن به سر و صورتت . ( آخه نمی دونید چه دردی داره ، مهدی به حسابت می ذارم )
- ضد حال یعنی من این همه وقت بزارم این چرندیات محمد حسنی اقتدارو بخونم . ( حیفه وقت با ارزش نیست )
- ضد حال یعنی ( خسته شدم ، بقیشو خودتون بگید ) .
- ضد حال یعنی ۱۰۰ تا از این ضد حال ها بنویسی بعد منصور نژاد بهت گیر بده و نصفشو نذاره آپلود کنی و بگه الکی دعوا می شه !!!

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه
1384/10/19 |