تبليغاتX
.:ecQom:.

 

پنجره ها رو وا کن

زندگی رو صدا کن

تا که میاد نسیمی

منظره رو نگا کن

 

مخمل سبز گندم

عجب نمایی داره

دامن چین چین دشت

عجب گلایی داره

گلای یونجه زیباست

بنفشه و فریباست

دس بکشی به برگاش

حس می کنی که دیباست

 

ببین خدا چه کرده

رنگا و رنگه دنیا

گرچه باید بگذری

اما قشنگه دنیا

تو این طبیعت ناز

سیاه نقشی نداره

شبم حتی سیا نیست

فکر نکنی شعاره

به روح آشنایی

به لذت خدایی

رنگ خدا نداره

یه ذره بی وفایی

هوا پر از بهاره

ستاره بی شماره

نم نم بارون شب

تو رو یادم میاره


نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1387/03/28 |

به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب

چی گذاشتی از منو تو جز آرزوی بر اب

به چه قیمتی غرور سر راهمون کشیدی

چرا لحظه با هم بود نامون و ندیدی

خوب من ما هر دو باختیم توی این بازی بی خود

هر دو تا مون کم گذاشتیم که ترانه هامون مرَد

چیزی از لحظه نمونده منو تولحظه رو کشتیم

حکم اعدام دلامون با غرورمون نوشتیم

اگه دوستم نداری به روم نیار یه چیز از غرورم واسم بزار

نزار تو فکر تنهایی گم بشم نزار حرف و حدیث مردم بشم

دلمو اینقدر نشکن آخه این دل عاشقت بود

ول نکن این قلب خون اخه روزی لایق تو بود

دلمو اینقدر نسوزون مگه چی مونده از این دل

رفتیو با بی وفایی زدی مهر دست باطل

تو که دوستم نداشی باشی چرا آتیشم کشیدی

اون که تو خود خواهیات مرد دل من بود تو ندیدی

ازتو خونه وجودم به چه آسون پریدی

ریختن غرور این مرد و ندیدی نشنیدی

اگه دوستم نداری به روم نیار یه چیزی از غرورم واسم بزار

نزار تو فکر تنهایی گم بشم نزار حرف و حدیث مردم بشم

نوشته شده توسط امین حاجی پور در یکشنبه 1387/03/26 |

 

" اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است .

" ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو !
" ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود
.

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد.

اگر روزي فهميدم که دوستم نداري گريه نمي کنم بلکه آرزو مي کنم که روزي عاشق کسي بشي که دوستت نداشته باشد.

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ

 

نوشته شده توسط امین حاجی پور در پنجشنبه 1387/03/23 |

I dreamed , I had an interview with god.

خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم .

God asked?

خدا گفت :

So you would like to interview me !

پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time.

گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled ,

خدا لبخند زد.

My time is eternity.

وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind ?

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

 God answered :

خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood .

اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then ,

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again .

حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money .

اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then ,

و بعد

lose their money to restore their health .

پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

That by thinking anxiously about the future,

اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present ,

، زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present ,

آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند ،

And not the future .

نه در آينده

That they live as if they will never die ,

اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived .

وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and

خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while .

و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked :

بعد پرسيدم

As the creator of people ,

به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn?

مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile ,

خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them .

ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود
كرد

but they can do is let themselves be loved.

اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.

ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,

ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.

بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love

ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

, and it takes many years to heal them.

ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness .
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.

ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.

اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,

ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.

اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.

ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.

بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here

و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS

هميشه

 

نوشته شده توسط امین حاجی پور در پنجشنبه 1387/03/16 |

...از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد

خدا گفت: نه
رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشی.

 

از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد

خدا گفت: نه
شکيبايي زاده رنج و سختي است.
شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.

 

از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد

خدا گفت: نه
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري.

 

از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد

خدا گفت: نه
رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.

 

از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد

خدا گفت: نه
بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي.

من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم.

و باز گفت: نه
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.

 

از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست

بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند

و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم

نوشته شده توسط امین حاجی پور در چهارشنبه 1387/02/11 |

این داستان در باره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است . بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود . او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد . اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است . او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده است . پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه که دختر اهل جنوب است و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است . روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود . آب را نوشید . سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است . اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است . زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد . پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ، دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت . روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد . در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟ پسر سری تکان داد و با لکنت زبان جواب داد : بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است و این دوا برای کاهش درد شما مناست است . از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد . روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید : تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟ دختر لبخندی زد و گفت : این شیرین ترین دارو جهان است .

نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1387/02/10 |

برنده هر امتیازی را كه بتواند بدهد ، می دهد جز این كه اصول بنیادی خود را فدا كند

بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد ، و این در حالی است كه اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود

برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد
بازنده توانایی های خود را هدر میدهد ، زیرا كه آنها را در خدمت ضعفهای خود  به كار می گیرد

برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یكسان عمل میكند
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میكند

برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد ، اما ذهنش را درگیر آن نمیكند
بازنده برای رسیدن به این هدف ، دست به هر كاری میزند ، اما سرانجام ، با شكست  روبه رو می شود و به هدف اش نمی رسد

برنده حتی زمانی كه دیگران وی را به عنوان یك خبره می شناسند، می داند كه ،  هنوز خیلی چیزها را نمیداند

 بازنده میخواهد كه دیگران او را یك خبره بدانند ، و این نكته كه : « بسیار كم می  داند » را ، هنوز نیاموخته است

برنده گشاده روست ، زیرا كه میتواند بی آنكه خود را تحقیر كند ، بر خطاهای  خویش بخندد

 بازنده چون حتی در خلوت خویش ، خود را پست و حقیر می شمارد ، در حضور  دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست

برنده نسبت به ضعفهای دیگران ، غمخواری میكند ، زیرا ضعفهای خود را درك  نموده و آنها را پذیرفته است

 بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد ، زیرا وجود ضعف در  درون خود را ، انكار نموده و پنهان میكند

برنده هر كاری كه از دست اش بر آید انجام میدهد ، و اگر سرانجام شكست خورد  ، به معجزه امید می بندد

 بازنده بدون آنكه كوچكترین تلاشی كند ، به انتظار معجزه می نشیند

برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه كه از دیگران میگیرد ، می دهد
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد كه، « پیروزی » یعنی بیش از آنچه  كه می دهی ، بستانی

برنده هنگامی كه می بیند راهی را كه در پیش گرفته است ، با مسیر زندگانی او  سازگار نیست ، هراس از ترك كردن آن ، ندارد

 بازنده « نیمه ی راهی » را در پیش گرفته و به آن ، ادامه می دهد ، و اهمیتی     نمیدهد كه به كجا منتهی می شود

نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1387/02/10 |
همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه.
 
این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.
 
هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.
 
مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.
 
هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.
 
به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.
نوشته شده توسط امین حاجی پور در شنبه 1387/01/24 |

به فرزندم بياموزيد در مدرسه بهتر است مردود شود، امّا با تقلّب به قبولی نرسد.

 

ارزش های زندگی را به او ياد بدهيد و به او ياد بدهيد كه در اوج اندوه، تبسّم كند.

 

به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتی وجود ندارد. به او بياموزيد كه می تواند

 

براي فكر و شعورش مبلغی تعيين كند، امّا قيمت گذاری برای دل بی معناست.

 

اگر می توانيد نقش مهم كتاب را در زندگی آموزش دهيد.

 

در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد، امّا از او يک ناز پرورده نسازيد.

 

توقّع زيادی است امّا ببينيد كه می توانيد چه كار كنيد!

نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1387/01/06 |

دلم بري كسي تنگ است

كه چشمهاي قشنگش را

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

و شعرهاي خوشي چون پرنده ها ميخواند

دلم براي كسي تنگ است

كه همچو كودك معصومي

دلش براي دلم مي سوخت

و مهرباني را

نثار من ميكرد

دلم براي كسي تنگ است...

دلم برای کسی تنگ نیست الکی فکرو خیال نکنید . همین طوری بود
نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1387/01/06 |

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی.اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می ریخت, می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟ اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم, چرا که من دلباخته یک دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم. من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم, خونه, 30درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه ها کرد و بعد همه رو پاره کرد. زنی که بیش از 10 سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود و من واقعا متاسف بودم و می دونستم که اون 10 سال از عمرش رو برای من تلف کرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من کرده, اما دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم. بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه کرد, چیزی که انتظارش رو داشتم. به نظر من این گریه یک تخلیه هیجانی بود.بلاخره مسئله طلاق کم کم داشت براش جا می افتاد. فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک نامه روی میز گذاشته! به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست, وقتی اون رو خوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به جز این که در این مدت یک ماه که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم.اون درخواست کرده بودکه در این مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به صورت عادی کنار هم زندگی کنیم, دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی خواست که جدایی ما پسرمون رو دچار مشکل بکنه! این مسئله برای من قابل قبول بود, اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از من خواسته بود که بیاد بیارم که روز عروسی مون من اون رو روی دست هام گرفته بودم و به خانه اوردم و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده از زندگی مشترکمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی دست هام بگیرمو راه ببرم. خیلی درخواست عجیبی بود, با خودم فکر کردم حتما داره دیونه می شه. اما برای این که اخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم. وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای "دوی"تعریف کردم اون با صدای بلند خندید گفت: به هر باید با مسئله طلاق روبرو می شد, مهم نیست داره چه حقه ای به کار می بره. مدت ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط طلاق که همسرم تعین کرده بود من اون رو بلند کردم و در میان دست هام گرفتم. هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی رفتار می کردیم و معذب بودیم. پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می گفت: بابا مامان رو تو بغل گرفته راه می بره. جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می کرد, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از اون جا تا در ورودی حدود 10متر مسافت رو طی کردیم. اون چشم هاشو بست و به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو! نمی دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم کردم. بالاخره دم در اون رو زمین گذاشتم, رفت و سوار اتوبوس شد و به طرف محل کارش رفت, من هم تنها سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. روز دوم هر دومون کمی راحت تر شده بودیم, می تونستم بوی عطرشو اسشمام کنم. عطری که مدتها بود از یادم رفته بود. با خودم فکر کردم من مدتهاست که به همسرم به حد کافی توجه نکرده بودم. انگار سالهاست که ندیدمش, من از اون مراقبت نکرده بودم. متوجه شدم که اثار گذر زمان بر چهره اش نشسته, چندتا چروک کوچک گوشه چماش نشسته بود,لابه لای موهاش چند تا تار خاکستری ظاهر شده بود! برای لحظه ای با خودم فکر کردم: خدایا من با او چه کار کردم؟! روز چهارم وقتی اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیکی و صمیمیت رو دوباره احساس کردم. این زن, زنی بود که 10 سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود. روز پنجم و ششم احساس کردم, صیمیت داره بیشتر وبیشتر می شه, انگار دوباره این حس زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره. من راجع به این موضوع به "دوی" هیچی نگفتم. هر روز که می گذشت برام آسون تر و راحت تر می شد که همسرم رو روی دست هام حمل کنم و راه ببرم, با خودم گفتم حتما عظله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب می کرد. یک روز در حالی که چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس کرد که هیچ کدوم مناسب و اندازه نیستند.با صدای آروم گفت: لباسهام همگی گشاد شدند. و من ناگهان متوجه شدم که اون توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به همین خاطر بود که من اون رو راحت حمل می کردم, انگار وجودش داشت ذره ذره آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد شد, ضربه ای که تا عمق وجودم رو لرزوند. توی این مدت کوتاه اون چقدر درد و رنج رو تحمل کرده بود, انگار جسم و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخوداگاه بلند شدم و سرش رو نوازش کردم. پسرم این منظره که پدرش , مادرش رو در اغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یک جزئ شیرین زندگی اش شده بود. همسرم به پسرم اشاره کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در آغوش فشرد.من روم رو برگردوندم, ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیم رو عوض کنم. بعد اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم. همون مسیر هر روز, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و در ورودی.دستهای اون دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون رو حمل می کردم, درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در اغوش گرفتم به سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم. انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد. پسرمون رفته بود مدرسه, من در حالی که همسرم در اغوشم بود با خودم گفتم: من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیکی در زندگی مون توجه نکرده بودم. اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم, وقتی رسیدم بدون این که در ماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم, نمی خواستم حتی یک لحظه در تصمیمی که گرفتم, تردید کنم. "دوی" در رو باز کرد, و من بهش گفتم که متاسفم, من نمی خوام از همسرم جدا بشم! اون حیرت زده به من نگاه می کرد, به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فکر نمی کنی تب داشته باشی؟ من دستشو کنار زدم و گفتم: نه! متاسفم, من جدایی رو نمی خوام, این منم که نمی خوام از همسرم جدا بشم. به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم. زندگی مشترک من خسته کننده شده بود, چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم. زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود نه به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده بودیم. من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو در آغوش گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش حمایت خودم داشته باشم. "دوی" انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت. من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم. یک سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم. دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟ و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم: از امروز صبح, تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم, تو روبا پاهای عشق راه می برم, تا زمانی که مرگ, ما دو نفر رو از هم جدا کنه. درسته, جزئیات ظریفی توی زندگی ما هست که از اهمیت فوق العلاده ای برخورداره, مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک رابطه, مهم و ارزشمندند. این مسایل خانه مجلل, پول, ماشین و مسایلی از این قبیل نیست. این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی افرین نیستند. پس در زندگی سعی کنید زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون کنید. چیزهایی رو که از یاد بردید, یادآوری و تکرار کنید و هر کاری رو که باعث ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه, انجام بدید. زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه. این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید. اگر این داستان رو برای فرد دیگه ای نقل نکنید هیچ انفاق نمی افته, اما یادتون باشه که اگه این کار رو بکنید شاید یک زندگی رو نجات بدید!

 


نوشته شده توسط امین حاجی پور در شنبه 1386/12/18 |

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

ستار گلمکانی صاحب بزرگترین

بنگاه ملک و  ماشین شهر

۱ماه تکیه راه می اندازد

 و خودش در روز تاسوعا

 سر مردم گل می مالد

و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

قدرت سامورایی!

شب ها در تکیه لخت می شود

و میانداری می کند

و روزها  مردم را لخت می کند

و زورگیری ...!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار

را از بساطش جمع می کند

وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر  (ع) 

 و حضرت عباس (ع)

را در بساطش پهن ...!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

آقای صولتی

تا پایان اربعین تمام پاساژش

را سیاه می کند

و تا آخر سال هم مشتری هایش را!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

قادر روزهای تاسوعا و عاشورا

قمه می زند و علم می کشد

ولی در ماه رمضان

سیگار ازلبش نمی افتد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

سیامک  چشم چران!

که پاتوقش همیشه خدا

نزدیک مدارس دخترانه است

در دسته جات عزاداری

 اسفند دود می کند!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

نیما پشت ماکسیمایش می نویسد

"من سگ کوی حسینم"

ولی هیچ وقت از چارلی!

سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

حاج مجید مداح معروف شهر

بابت ۷ ساعت مداحی

حقوق ۵۰ روز

یک کارگر را می گیرد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

جباری رییس شرکت

 لبنیات شیر تو شیر!

۳۰شب شیر صلواتی

به خلق خدا می دهد

و ۳۳۵ روزهم

 با اضافه کردن آب

شیرشان را می دوشد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

به جای آنکه ما 

بر مصیبت مولا بگرییم

مولا بر مصیبت ما می گرید!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است 

چون وقتی محرم می آید...

حاج آقا کلامی

۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند

ولی در شب دهم

 سر زود پایین آمدن از منبر

با هیت امنا دعوی می کند!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

هیت امنای مسجد ...علیه السلام!

درست وقت اذان ظهر عاشورا

اطعام عزاداران را شروع می کنند

و بعد از آن با انرژی و فلوت!

سینه می زنند و گریه می کنند !

حسین (ع)  هنوز مظلوم است 

چون وقتی محرم می آید...

کل یوم عاشورا

یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه

کل ارض کربلا

یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید

عصر عاشورا غروب کرد

او هم می رود

تا سال بعد !

تا یاد بعد!

نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه 1386/12/05 |
 

وارد شدن بـه رابـطه خیـلی آسـان است، امـا بیـرون آمدن ازرابـطه ای کـه دیـگر بـه دردتـان نمی خورد و التیام یافتن از آنکار خیلی سختی است.

بنظر میرسد بـه هر کجـا کـه نگاه میکنید، روابط  یا ازدواجهای بسیـار بـادوامــی را می بینید که در حال فروپاشی است. بههمین دلیل در این مقاله تصمیم گرفته ایم برای کمک به ایندسـته افـراد که هنـوز مراحل التیام و بهبودی از برهم خوردنرابطه شان را طی می کنند، پیشنهاداتی ارائه کنیم.

این پیشنهادات از این قبیل اند:

1) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.

2) رویتان را از گذشته برگردانید  و به سمت آینده نگاه کنید...آینده خودتان. گذشته شما برابر با آینده تان نیست. گاهی اوقات بعد از جدایی در یک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگی می کنیم، و افکارمان همه و همه خرج آن فردی می شود که دیگر از او جدا شده ایم. شما زمانی بهبودی پیدا می کنید که شروع به فکر کردن یا نوشتن در مورد چیزی که از زندگی می خواهید کنید.

3) بدانید و درک کنید که هیچ چیز اتفاقی در زندگی آدم روی نمی دهد و همه چیز نظمی الهی دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملی که انجام می گیرد، هر رابطه و هر پیشامدی که در زندگی شما اتفاق می افتد،  برای این اتفاق می افتد که شما را به سمت مرحله بعدی یادگیری و رشد فردیتان راهنمایی و هدایت کند.

4) بدانید که شما هم در بر هم خوردن رابطه سهم داشته اید. وقتی رابطه ای موفق نمی شود، هر دو طرف به یک اندازه باید مسئولیت بر هم خوردن آن را بر گردن گیرند. مهم نیست که اشتباه از طرف که بوده باشد.

5) از تجربیات گذشته درس بگیرید. در همه روابطتان کاملاً هوشیار و آگاه باشید تا دوباره اشتباهات گذشته خود را تکرار نکنید.

6) به خاطر درس هایی که در آن رابطه یاد گرفتید، متشکر باشید. به فرد مقابلتان به عنوان یک معلم احترام بگذارید که به شما کمک کرده این تجربیات را به دست آورید.

برگرفته از مردمان

نوشته شده توسط مدیریت در جمعه 1386/11/26 |

نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .

اس ام اس ویژه روز ولنتاین



قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !!!


اس ام اس ویژه روز ولنتاین


ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر
صفحه ی دل نقش کسی نیست


اس ام اس ویژه روز ولنتاین



بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !
ولنتاینت مبارک !


اس ام اس ویژه روز ولنتاین



یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !


اس ام اس ویژه روز ولنتاین


با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .


اس ام اس ویژه روز ولنتاین



قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری
از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .


SMS VALENTINE



عمری با غم عشقت نشستم
به تو پیوستم واز خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود
تو را دیدم. پرستیدم . شکستم


SMS VALENTINE




زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق راآفرید دیوانه نیست


SMS VALENTINE



عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به یادش باشی


SMS VALENTINE



بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم


SMS VALENTINE



تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند


SMS VALENTINE



ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!


SMS VALENTINE



دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست


SMS VALENTINE


چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!


SMS VALENTINE


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه 1386/11/22 |

چه چیزی میـتواند رمانتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانهدسـت نـویس بـاشـد. ایـن نوع نامه ها هنوز هم به عنوانیکـی از بـهتـریـن هدیه های ولنتاین به شمار می روند امانـبـایـد آنـهـا را مـخـتـص فـوریـه بـدانـیم در هر زمان از سالنـامـه هـای عـاشـقـانه تجلی قدرتمندی از عشق شمـا راپدیدار می سازند.

لازم نیـست کـه حـتما شکسپیر باشید تا بتوانبد یک نامهعـاشـقـانه کـامل و بی نقص بنویسید فقط کافی است کهبتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل کـنید. چیزی که نامهعـاشقانه را از سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودنآن اسـت. از ایـن طـریـق بـه محبوب خود نشان می دهید کـه او را بـه خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را فقط وفقط از طریق عشق خود بدست آورده اید.

تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب است. سعی کنید به جای کاغذهای با عکس گل سرخ و آندسته از کاغذهایی که در حاشیه آن تصویر الهه های عشق (کودکی برهنه) چاپ شده است از یک کارت محکم استفاده کنید. گیرنده این نامه می خواهد از آن برای سال های درازی نگهداری کند برای همین نوشتن بر روی یک کارت محکم به دوام آن کمک می کند.

سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او بگویید که دقیقا چه احساسی را در شما ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد که باعث می شود شما یک چنین احساسی داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو" استفاده کنید تا نامه شما مستقیما او را مخاطب قرار دهد. پیش از اینکه شروع به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به محبوب خود فکر کنید. شاید سوالات زیر به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان را بهتر به جریان بیندازید:

- بهترین توانایی او چیست؟

- متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟

- رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟

- در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟

- چه موقع عاشق او شدید؟

- کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟

- بهترین خاطره مشترکتان چیست؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در شنبه 1386/11/20 |


 

* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25  بهمن  جشن گرفته ميشود.

* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:

1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركزاحساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيريعشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد
ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.

2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه وبالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانهتـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه
هاي روم باستان  مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است.كوپيد برخي اوقات آمور
(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.


3- كبوتر،قمري و مرغ عشق:
اين پرندگاننماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.

 4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
گذشت.


5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـلميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاهدسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آنميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به  زن ميداد.



6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافتهشـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نمادعشق جاوداني و پايدار است.


7- علامت"
X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.

8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه هاهنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافتكرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.


* ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.

* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند.

* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.

 

* براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد.

* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است.

* در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در شنبه 1386/11/20 |

شكستن دل انساني و ناراحت كردن او از گناهاني است كه فقط با پشيمان شدن و طلب آمرزش از خداوند آمرزيده نمي شود. بلكه بايد به نحوي دل آن فرد را نيز به دست آورد و او را از خود راضي و خشنود نمود .

در اين زمينه شما مي توانيد با عذرخواهي و جبران كردن به وسيله احسان و هديه و همچنين با به كار بردن كلمات دلنشين، اندوه و گرفتگي را از آن فرد برطرف نماييد.

در حديث آمده است كه خداوند مي فرمايد: «انا عند المنكسره قلوبهم؛ من همدم قلب هاي شكسته هستم» يعني انسان دل شكسته در پيشگاه خداوند داراي جايگاه ويژه اي است و مورد توجه خداوند مي باشد و دعا و نفرين انسان دل شكسته خيلي زود اثر مي بخشد.

به طور كلي شكستن دل انسان مؤمن كه به تعبير روايات، احترام او از كعبه بيشتر است، داراي آثار وضعي و جانبي فراواني است و دلي كه شكست به سادگي التيام نمي يابد و جبران آن دشوار است، پس در مرحله اول بايد انسان مراقب باشد دل كسي را نشكند و قلبي را جريحه دار نسازد و اگر خداي ناخواسته اين اتفاق افتاد بايد به سرعت جبران و تلافي كند و دل شكسته را التيام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش كافي نيست مگر اين كه آن فرد از انسان دور باشد و انسان قدرت جبران نداشته باشد كه در اين صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهي بايد در حق آن فرد دعاي خير كرد و خير دنيا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با اين كار انشاءالله قلب او در باطن از شما راضي و خشنود مي گردد.


نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1386/11/16 |


یکی یکی دوستامون دارن پر می زنن میرن(عباس یه اصطلاح خیلی تخصصی می گه تو اسمس بتون می گم). جدی جدی باید بگردیم چند نفر جدید پیدا کنیم همه یا زن می گیرن یا بچه دار می شن یا کار می کنن یا نمی دونم می رن که می رن! این چه وضشه؟

از این به بعد هر کی میاد تو وبلاگ خودشو معرفی کنه تا باش دوست بشیم! نیاز شدید به دوست جدید داریم! دوستامون کم شدن به قول معروف پایه هامون کم شدن!

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

-- Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بميری 

بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .

If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.

-- Winnie the Pooh

اگر می خوای صد سال زندگی کنی 

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم 

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

True friendship is
like sound health;
the value of it is
seldom known
until it is lost.

-- Charles Caleb Colton

دوستی واقعی مثل سلامتی هست 

ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم.

A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.


يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد 

که تموم دنيا از پيشت رفتن.


Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.
-- Albert Camus

جلوی من قدم بر ندار، 

شايد نتونم دنبالت بيام. 

پشت سرم راه نرو، 

شايد نتونم رهرو خوبی باشم. 

کنارم راه بيا و دوستم باش.

Friends are God's way of taking care of us.

دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.


Friendship is one mind
in two bodies.

-- Mencius


دوستی يعنی يک روح در دو بدن .

I'll lean on you and
you lean on me and
we'll be okay

-- Dave Matthews

من به تو تکيه می کنم و تو به من 

و اونوقت همه چيزمون مرتبه.

If all my friends were
to jump off a bridge,
I wouldn't jump with them,
I'd be at the bottom to
catch them.

اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن، 

من با اونا عبور نخواهم کرد، 

بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا.

Everyone hears
what you say.
Friends listen to
what you say.
Best friends
listen to what you don't
say.

هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه. 

ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن. 

اما بهترين دوستان

حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون.

My father always used
to say that when you die,
if you've got five real friends,
then you've had a great life.;

-- Lee Iacocca

پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ، 

اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ، 

اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.

Hold a true friend with both your hands.;

-- Nigerian Proverb


يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.

A friend is someone who knows
the song in your heart
and can sing it back to you
when you have forgotten
the words.;

-- Unknown

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه 

و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

اونا رو واسه ات بخونه.

نوشته شده توسط امین حاجی پور در پنجشنبه 1386/11/11 |


تقدیم به دوست عزیزی که کیلومتر ها با فاصله داره و غم و غصه فراوانی این روزا نسیبش شده انشاالله که هرچه زودتر همه چیز تموم میشه مثل روز اول! درسته که فاصله های زیادی از نظر مسافتی داریم ولی همیشه به یادتون هستیم و براتون آرزوی شادکامی و موفقیت داریم

 

ماهه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره
دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره
ماهه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
ماهه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه
ماهه من غصه نخور گریه پناه آدماس
ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنماس

ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماهه من غصه نخور خیلیها تنهان مثل تو
خیلیها با زخمای زندگی اشنان مثل تو

ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره واسش
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماهه من غصه نخور

دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

نوشته شده توسط امین حاجی پور در دوشنبه 1386/11/08 |


قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری

من از پروانه بودن ها
من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

من از عمق رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

نوشته شده توسط امین حاجی پور در دوشنبه 1386/11/08 |

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در  همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
 
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد  ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه  خود نداشت . 
 
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. 
 
مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد . 
 
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ." 
 
سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ )) 
 
مورچه گفت آری او می گوید : 
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن
نوشته شده توسط امین حاجی پور در پنجشنبه 1386/11/04 |

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

نوشته شده توسط امین حاجی پور در پنجشنبه 1386/11/04 |
  صداقت احساسي
آیـا مـی تـوانـید با همسرتان در مورد احساساتتان صحبتکـنید؟ اگر عصبانی یا ناراحت باشید، آیا فکر می کنید باید آن را از همسرتان پنهان کنید؟یکی از ویژگیهای رابطه هایپـردوام ایـن است کـه دو طــرف بتوانند در مورد احساساتخـود صـحبت کــــنند، و حتی در مواقع ناراحتی هم در اینرابطه صادق باشند.

اولین قدم اعلام و بازگویی آن احساسات برای خودتان است. بسیار شایع است که افراد احساسات ناراحت خود را به راه های مطمئن و امن بکشانندبه خاطر مشکلات کاری، در خانه مدام عصبانی شوند، و یا به خاطر عدم تامین و نا امنی در گذشته، به خاطر هیچ عصبانی شوند و یا حسادت کنند.

می توانید مهارت بیان احساسات را با کلماتی اینچنینی توسعه دهید: "به خاطر ترافیک خسته شده ام"، "از ترفیعی که در اداره گرفتم بسیار خوشحال هستم" و...این به احساسات برمی گردد، نه به افکار شما. ممکن است در فکرتان بپرسید که چرا ترافیک اینقدر سنگین است، اما احساسات از درون شما بیرون می آید. احساسات به خودی خود، خوب یا بد نیستند.

گام بعدی این است که این جملات و کلمات را در حضور همسرتان نیز بر زبان بیاورید.

در جمع بانزاکت باشید
برداشت همسر شما تا حد زیادی بستگی به کسان دیگری دارد که در جمع شما حضور دارند. اگر به مهمانی ناهار کارمند جدیدی شرکت دعوت شده باشید، مطمئناً وقت مناسبی برای صحبت در مورد عادات بد همسرتان مثل خرخر کردن در خواب نیست. بازگویی حقایقی درمورد همسرتان که ممکن است در دیدگاه آنها نسبت به او تاثیر منفی بگذارد، کار درستی نیست.

البته این به آن معنا نیست که باید دروغ بگویید اما سوالاتی هستند که می توانید بانزاکت و البته ماهرانه از پاسخ گویی به آنها شانه خالی کنید. اگر همسر شما این خصوصیت را دارد که مسائل شخصی را جلوی جمع بازگو می کند، حتماً در این رابطه با او صحبت کنید و بگویید که چقدر این مسئله باعث ناراحتی و اذیت شدن شما میشود.

تا 10 بشمارید
بین صداقت مخرب و صداقت سازنده تفاوت بسیار است. اگر سعی می کنید با به زبان آوردن حقایقی که گفتن آن تاثیر منفی بر همسرتان می گذارد، او را اصلاح کنید، کاملاً در اشتباه هستید. در اینگونه مواقع نفسی عمیق بکشید، درمورد حرفی که میخواهید به زبان آورید خوب فکر کنید، و سعی کنید احساسات خود را به طریقی مثبت و سازنده بیان کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه 1386/11/04 |

   تا ساحل چشمان  تو  تکثیر شديم
از عشق تو گفتيم و نمک گير شديم
گفتند   غروب  جمعه  خواهی آمد
آنقدر  نيامدی  که  ما  پيرشديم

باهمه ي لحن خوش آواييم
در به در كوچه ي تنهاييم
اي دو سه تا كوچه ز ما دور تر
نغمه ي تو از همه پر شور تر

كاش كه اين فاصله را كم كني
محنت اين قافله را كم كني
كاش كه همسايه ي ما مي شدي  
مايه ي آسايه ي ما مي شدي

هر كه به ديدار تو نائل شود
يك شبه حلال مسائل شود
نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1386/11/02 |
چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

3 مرحله عشق

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله 1: شهوت

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله 2: مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین

آدرنالین

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1386/10/26 |
پیرو پیشنهادات متعددی که در مبحث ارتباطات خانوادگی برای سایت مردمان فرستاده می شود، می توانم با اطمینان کامل این مطلب را در مورد آقایون بگویم که: مردها یا عاشق نمی شوند و یا وقتی هم که عاشق شدند به سختی عاشق می شوند؛ آقایون عاشق عاشق شدن هستند. شاید به صورت کلیشه ای همیشه آقایون به عنوان افرادی معرفی شده باشند که تک بعدی به قضایا فکر کرده و فقط به دنبال برقراری رابطه جنسی هستند؛ اما حقیقت اینجاست که وقتی یک مرد با کسی که دوستش می دارد ارتباط برقرار می کند، هر روز احساسش نسبت به او بیشتر شده و دلش برای او بیشتر می تپد.

اگر می بینید که نیمی از مردها اظهار می دارند که در حال حاضر با کسی که دوستش داشته باشند، ارتباط برقرار نکرده اند معنایش این است که قلبشان را آماده نگه داشته اند تا برای فرد مورد نظر شروع به تپیدن کند؛ اما این آقایون منتظر چه هستند؟ چه چیز سبب می شود آنها عاشق شوند؟ بعد از شیمی مناسب، جذابیت، و قرارگرفتن در زمان و مکان مناسب تصور می کنم تنها سوالی که به ذهن می رسد، این پرسش باشد که: چه چیز سبب می شود آقایون عاشق شوند و عاشق باقی بمانند؟ در حدودو 60% از آقایون بر این باورند که در یک ارتباط، حفظ رابطه ی دوستانه مهم تر از هر مسئله ای است. (و تنها 8% از آقایون هستند که تصور می کنند ارتباط جنسی از اولین اولویت برخوردار است.) اما اجازه دهید کمی دقیق تر و عمیق تر به این مسئله نگاه کنیم. مردها واقعاً به دنبال برقراری ارتباط با چه تیپ خانم هایی هستند؟ با آگاهی کامل نسبت به این مطلب که کشف علاقه ی آقایون به خانم ها مانند حرکات پولوتونیوم 24 غیر قابل پیش بینی است، اما نکاتی وجود دارد که اگر در خانم وجود داشته باشد، برای آقایون از ارزش بالایی برخوردار خواهد بود. این موارد به شرح زیر می باشند:

خانمی که به چیزی غیر از او علاقه داشته باشد

بله، خیلی خوب است که خانم تمام هواسش به همسرش باشد.

بله، خیلی خوب است که آقا را نازپرورده بار بیاورد.

بله، خیلی خوب است که با خانمی زندگی کنید که امواج تعریف و تمجید، و بوسه ها را بر روی شما سرازیر کند.

اما باید توجه داشت که دیواری به بلندای دیوار چین میان یک نگاه گذرا و جلب توجه برای یک زندگی طولانی مدت وجود دارد. تعداد زیادی از آقایون می گویند که تمایل دارند با کسی ازدواج کنند که به کار دیگری نیز علاقه داشته باشد. به عنوان مثال شغل، ورزش و یا هر چیز دیگری که مربوط به خودش باشد. چرا؟ اشتیاقی که او برای یک کار دیگر از خود بروز می دهد، تایید کننده ی خوبی خدادادی، میل درونی، و استقلال اوست. همه ی این موارد می تواند جزء نقاط مثبت خانمی باشد که مردها تصمیم میگیرند چند دهه از عمر خود را در کنار او سپری کنند.

خانمی که با لحظات مردانه مشکل نداشته باشد

در هر رابطه ای که قرار می گیرید، باید زمانی را به رقص های دو نفره تان اختصاص دهید. زمانیکه یک خانواده از حالت غیر جدی به جدی وارد می شود، بیشتر افراد تنها به خوابیدن و راه رفتن در کنار هم اکتفا می کنند. اما به هر حال لحظاتی نیز وجود دارند که ممکن است یکی از طرفین از این رقص دونفره خسته شود و تصمیم بگیرد که وقت بیشتری را با دوستانش سپری کند. شما هم بهتر است که به او فضای کافی برای انجام این کار را بدهید. آقایون حتی اگر با کامل ترین زن دنیا هم باشند، باز هم دوست دارند که زمانی را با دوستان خود سپری کنند و فضایی مخصوص به خودشان داشته باشند. (64% از آقایون اظهار می دارند که خوشحال می شوند زمانیکه خانم ها برای خود برنامه هایی دارند، وقتی را به خودشان اختصاص بدهند). اگر خانم ها زمان کافی برای خلوت کردن را به آقایون بدهند، مطمئن باشند که آقایون سپاسگزارشان میشوند و ارزش این کار خانم ها را متوجه خواهند شد. نگران نباشید! این شور و اشتیاق دیری نمی پاید و آنها مجدداً به سمت شما باز خواهند گشت.

خانمی با استیل حرکتی ویژه

طرز راه رفتن خانم در نزد همسرش قسمتی از جذابیت ابتدایی او به حساب می آید. خرامیدن خانم از اتاق خواب تا حمام پس از اولین شبی که با هم گذرانده اند می تواند وجد دیداری خاصی را در شوهر ایجاد کند. باید سعی کنید این خرامیدن ها را در تمام لحظات زندگی خود حفظ کنید. اما منظور من دقیقاً از این خرامیدن چیست؟ حالت، شیوه رفتار، اعتماد به نفس، گیرایی، دلربایی و فریبندگی شماست که نشان می دهد شما، هم می توانید جسور و بی باک باشید، و هم مهربان و دوست داشتنی. در یکی از مقاله های اخیر خود مطلبی در مورد اینکه میان اعتماد به نفس و خشونتی که مردها را از شما دور می کند، مقاله ای را تنظیم کرده ام. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به آن مقاله رجوع کنید. حقیقت اینجاست که در یک رابطه کامل و بی نقص آقایون به دنبال خانم هایی هستند که با غرور قدم بردارند و بخرامند. آقایون به دنبال خانم هایی هستند که آنها را به چالش فرا خوانند، خانم هایی که آنها را هل بدهند، و گاهی اوقات رهبری آنها را به عهده بگیرند. این امر هم در بستر هم در مورد برنامه ریزی طریقه سپری کردن تعطیلات هفته ی آینده صدق می کند. خطر چه زمانی ایجاد می شود؟ این خرامیدن ها و دلربایی کردن ها می تواند برای همسرتان جذابیت بسیار زیادی داشته باشد اما در برخی موارد می تواند ضربه های عاطفی شدید به او وارد کرده و اخلاقش را به طور کامل عوض کند به عنوان مثال زمانیکه اینکار را برای مرد دیگری انجام دهید، فرمانروای خودکامه ی رابطه شوید و در مقابل جمع با مادر او جروبحث کنید. او اصلاً از این کار خوشش نمی آید و ترجیح می دهد که شما را در زمان انجام چنین کارهایی از پنجره به بیرون بیندازد.

خانم هایی که در انتخاب پوشاک باسلیقه هستند

خوب آقایون اهمیت چندانی به لباسهایی که میپوشند نمی دهند. اما چیزی که برایشان مهم است توانایی خانم ها در انتخاب البسه مناسب برای آنهاست. بر اساس عقاید فرویدی این نیاز آقایون است که کسی برایشان مادری کند. در هر ارتباط عاطفی نوعی رابطه دادن و گرفتن وجود دارد. آقایون خیلی خوشحال می شوند که اگر ست فعلی لباس هایشان با هم هماهنگی ندارد، همسرشان این امر را به آنها گوشزد کند. خانم می تواند به راحتی همسرش را به سوی انتخاب بهترین کت و شلوار هدایت کند. البته آقایون دلشان می خواهد اینطور احساس کنند که می دانند در حال انجام چه کاری هستند و هیچ نیازی به کمک گرفتن از دیگران ندارند. خانم هایی که با در نظر گرفتن کلیه ی این موارد همسران خود را به سمت انتخاب گزینه ی مناسب هدایت میکنند، جزء با ارزش ترین کمک خلبان ها محسوب می شوند.

اگر شما در این زمنیه که چه چیز سبب می شود آقایون عاشق شوند و به شدت هم عاشق باقی بمانند نظری دارید، بد نیست که پیشنهادات خود با ما نیز در میان بگذارید.

برگرفته از مردمان

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه 1386/10/24 |

سلام من به محرم محرم گل زهرا

به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش

به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش

سلام من به محرم به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم به حال خسته زینب

به بینهایت داغ دل شكسته زینب

سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل

به ناامیدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم

سلام من به محرم به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم به احترام سكینه

به آن ملیكه كه رویش ندیده چشم مدینه

سلام من به محرم به عاشقی زهیرش

به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش

سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش

به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش

سلام من به محرم به زنگ محمل زینب

به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب

سلام من به محرم به انتظار رقیه

به پای آبله بسته به چشم تار رقیه

سلام من به محرم به شور و حال عیانش

سلام من به حسین و به اشك سینه زنانش

سلام من به محرم به حزن نغمه هایش

به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش

نوشته شده توسط امین حاجی پور در شنبه 1386/10/22 |
 
باز محرم رسید
 
باز محرم رسید
 
باز صبا در دلم
 
عطر حسینی دمید
 
 
 
باز تبسم به خاک
 
باز تبسم به اشک
 
خنده ی تلخیست این
 
عشق حسین است و پاک
 
 
 
باز صدای اذان
 
 پر شده در آسمان
 
باز خدا همهمه
 
در دل و در جانمان
 
 
 
باز محرم رسید
 
جگرم را درید
 
آه ، خدایا ببین
 
مرده پرستان دین
 
 
 
این همه با شور و ناز
 
اول صف نماز
 
کافر و کافور باز
 
احمق و احمق نواز
 
 
 
عشق حسین است و پاک
 
بی خردان را چه باک

نوشته شده توسط امین حاجی پور در شنبه 1386/10/22 |

فرا رسیدن ایام سوگواری سید الشهدا امام حسین (علیه السلام) را با همه ی دوستان تسلیت عرض می نماییم و امیدواریم عشق و شورحسینی همیشه در وجودتان شعله ور باشد.
 

داستان مردي که به زيارت امام حسين عليه السلام نمي‌رفت ...

 

شخصي از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلاي معلّي به اين شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در اين مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زيارت حضرت امام حسين عليه السلام را اراده مي‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام مي کرد و او را زيارت مي‌نمود؛ تا اين که سرگذشت او را به «سيد مرتضي»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقيب الاشراف» بود رساندند.

 

سيد مرتضي به منزل او رفت و در اين خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زيارت در مذهب اهل‌بيت عليه السلام اين است که داخل حرم شوي و عقبه و ضريح را ببوسي. اين روشي را که تو داري، براي کساني است که در شهرهاي دور مي‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمي‌رسد.»

 

آن مرد چون اين سخن را شنيد گفت: «اي نقيب الاشرف» از مال دنيا هر چه بخواهي از من بگير و مرا از رفتن معذور دار.

 

هنگامي که سيد مرتضي سخن او را شنيد بسيار ناراحت شد و گفت: «من که براي مال دنيا اين سخن را نگفتم؛ بلکه اين روش را بدعت و زشت مي‌دانم و نهي از منکر واجب است.»

 

وقتي آن مرد اين سخن را شنيد، آه سردي از جگر پر دردش کشيد. سپس از جا برخاست و غسل زيارت کرد و بهترين لباسش را پوشيد و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گريان متوجه حرم حسيني گرديد تا اين که به در صحن مطهر رسيد .

 

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شريف را بوسيد. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکي که آن را در هواي سرد در آب انداخته باشند، بر خود مي‌لرزيد و با رنگ و روي زرد، همانند کسي که يک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت مي‌کرد تا اين که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمين را بوسيد و برخاست و مانند کسي که در حال احتضار باشد داخل ايوان مقدس گرديد و با سختي تمام خود را به در رواق رسانيد.

 

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسي اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزي کشيد. سپس به آوازي دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سيدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سيدُالشهداء؟ ؛ آيا اينجا جاي افتادن امام حسين عليه السلام است؟ آيا اينجا جاي کشته شدن حضرت سيدالشهداء است؟»

 

پس فرياد کشيد و نقش زمين شد و جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهيدان راه حق پيوست.»

 

 
نوشته شده توسط امین حاجی پور در شنبه 1386/10/22 |

اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب همراهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال میدهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را بابوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.

نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فریمـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوعبیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."

بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.

از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."

در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.

اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.

رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.

از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1386/08/16 |

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.

2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1386/08/16 |

یکی از بزرگترین مشکلاتی که ممکن است برای هر مردی بوجود بیاید، این است که همسرش به دلیل اختلالات هورمونی، شروع به گریه و زاری کند. در دوره های ماهانه که سیستم بدنی خانم ها دستخوش تغییرات هورمونی قرار می گیرد، آنها از نظر احساسی بسیار حساس می شوند، البته نباید تصور کرد که دلیل ناراحتی و بی قراری خانم در یک چنین مواقعی تنها به واسطه اختلالات هورمونی ایجاد می شود و دلیل قانع کننده دیگری در ورای آن وجود ندارد. به هر حال در این شرایط، هر لحظه این امکان وجود دارد که خانم آب های جمع شده در پشت سد را رها کرده و ساعت ها به گریه و زاری بنشیند.

بسته به شرایط روحی و روانی که برای خانم ایجاد می شود، هر نوع عکس العملی از جانب شما به راحتی می تواند شرایط را به طور کامل تغییر داده و آنرا بهبود بخشد. با این کار می توانید خودتان را از یک انفجار احساسی نجات داده و از ایجاد هر گونه بحث و دعوا خودداری نمایید.

هورمون ها

اجازه دهید از همین ابتدا تکلیف شما را در مقابل اختلالات هورونی خانم ها روشن کنیم؛ باید توجه داشته باشید که در هنگام چرخه ماهانه، خانم ها نسبت به همه مسائل حساس تر می شوند و ممکن است به هر دلیلی گریه کنند. اگر احساس کردید که در مورد یک مسئله عکس العمل شدید نشان می دهد نباید به احساسات خشم آلود او دامن بزنید بلکه باید سعی کنید او را آرام کنید و با او اظهار همدردی نمایید. اگر در مورد یک مسئله خاص نظرتان با او یکی نیست، نباید اختلاف نظر خود را صراحتاً بیان کنید. پس از سپری شدن این دوران خودش به مرور زمان متوجه خواهد شد که واکنش نابجا از خود نشان داده و از یک مسئله کوچک برای خودش یک غول بسازد؛ اما به هر حال در آن زمان شما هیچ واکنشی نباید نشان دهید و فقط وارد بازی شده و در تیم او توپ بزنید. اشتباه نکنید: در این دوران با او مدارا کنید تا بعدها پاداشش را فرای آن چیزی که انتظار دارید، دریافت نمایید.

سر به سر گذاشتن

خانم ها از همان سال های ابتدایی زندگی خود به این نتیجه دست پیدا می کنند که مردها در زمان مواجهه با یک خانمی که در حال گریه کردن است، احساس بدی پیدا کرده و راحت نیستند و هر کاری که لازم باشد انجام می هند تا جلوی اشک های خانم را بگیرند. دلیل گریه خانم هر چیزی که باشد: از شنیدن یک داستان بچه گانه که یکی از شخصیت ها در انتهای آن می میرد و یا به خاطر اینکه پدر چیزی را که میخواهد برایش نمی خرد، وقتی متوجه می شود که با گریه می تواند آمال و آرزوهای خود را عملی کند، در مورد نامزد خود نیز همین کار را انجام می دهد تا بتواند به اهدافش دست پیدا کند.

به دلایلی که در بالا به آنها اشاره کردیم، می توان نتیجه گرفت که تشخیص اشک های واقعی و دروغین از یکدیگر کمی مشکل است، به ویژه در مورد ارتباط میان خانم ها و آقایون. به هر حال اگر در اوایل رابطه خود قرار گرفته اید و نمی دانید که چگونه می توانید از صداقت او اطمینان حاصل کنید، باید خودتان را به طریقی از این موقعیت نجات داده و خودتان را از بحث خارج کنید و موضوع دیگری را برای گفتگو به میان بیاورید. این کار تنها واکنشی است که می تواند برای شما تضمین کند که او نه تنها از دست شما ناراحت نمی شود بلکه هیچ احساس بدی نیز نسبت به شما پیدا نخواهد کرد.

احساسات خالص و واقعی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1386/08/16 |

سنـاریوی زیر را در ذهن خود به تصـویر بـکشید. همسرتاننامه مهـمی را به شما داده تا آن را پست کنید و تصورکردهکه شما نـام را در راه خود به محل کارتان، پسـت خــواهیدکرد؛ اما متاسفانه شما فراموش میـکنید و در راه بازگشـت بـه خانه یـادتـان مـی آید. "اوه خدای من" این اولیـن عکسالعـملی است که شما نشان می دهـید. می دانید که اگرهمسرتان از این قضیه اطلاع پیدا کند، واقعاً ناراحت خواهد
شد.

شما کل کیف و بعد هم ماشین را می گردید، اما نامه را پیدا نمی کنید، حالا چه کار می کنید؟ می خواهید زمانیکه همسرتان به خانه بازگشت و به شما گفت نامه را پست کردید یا نه چه جوابی در مقابل به او می دهید؟

می گویید: "نامه گم شد" و یا "نامه را گم کردم"؟ پاسخ به این سوال روشن می کند که آیا شما توانایی قبول مسئولیت های کارها را دارید یا خیر. ما تازمانیکه نتوانیم مسئولیت کارهایمان را به عهده بگیریم از دوران کودکی به بزرگسالی وارد نخواهیم شد. باید گفتن "گم شد" را متوقف کرده و "من گم کردم" را جایگزین آن کنید.

تا زمانیکه مسئولیت کارهایی را که انجام می دهید، بر عهده نگیرید و به دنبال دلایلی هستید که در مقابل اشتباهاتتان بهانه جویی کنید، با خودتان صادق نیستید. زمانیکه مسئولیت کارهایتان را به عهده می گیرید و به دنبال بهانه هایی می گیردید که مسئولیت آنها را به گردن افراد دیگر بیندازید، باید بدانید که با خودتان هم صادق نبوده اید. به محض اینکه حقیقت را بپذیرید و مسئولیت کاری را که انجام داده اید بر عهده بگیرید، آنوقت طرز تفکر شما تغییر پیدا می کند، می توانید بر روی حل مشکل تمرکز کرده، آنرا حل کنید و از تکرار مجدد آن جلوگیری نمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1386/08/16 |

عید فطر مبارک

اللهم اهل كبرياء و العظمه
 
)) ...عيد سعيد فطر مبارك... ((

 

مهربان پروردگار!

به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم.

در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم .
 

نوشته شده توسط امین حاجی پور در شنبه 1386/07/21 |

نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه 1386/07/12 |

نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه 1386/07/09 |

ای خدا حال توبه ای به من عطا کن که دیگر هرگز معصیت نکنم و تا هستم ای پروردگار عالمین کار خیر را به قلبم الهام کن و در عملش موفقم ساز و شب و روز مرا خداترس گردان .

 ای خدای من چنان با عزم و جزم با خودم گفتم و خویش را مهیا و آماده طاعتت ساختم و در  پیشگاه تو به نماز ایستادم آن هنگام مرا به خواب انداختی و حال راز و نیاز از من گاه مناجات باز گرفتی.

ای خدا چه شد که هرچه با خود عهد کرده و گفتم که از این پس سریرتم نیکو خواهد شد و به مجالس اهل توبه و مقام توّابین نزدیک میشوم بلیّه و حادثه ای پیش آمد که به عهد ثابت قدم نماندم و آن بلّیه میان من و خدمتت حایل گردید .

 

ای سیّد من شاید تو از درگاه لطفت مرا رانده ای و از خدمت بندگیت دورم ساخته ای ، یا شاید دیدی من حقّ بندگیت را خفیف شمردم بدین جهت از درگاهت مرا دور کردی ، یا آنکه دیدی من از تو روی گردانم بدین سبب بر من غضب فرمودی ، یا آنکه در مقام دروغگویانم یافتی لذا از نظر عنایتت دور افکندی ، یا شاید دیدی که من شکرگزاری از نعمتهایت نمیکنم مرا محروم ساختی ، یا شاید مرا در مجالس اهل علم نیافتی به خواری و خذالتم انداختی ، یا شاید مرا در میان اهل غفلت یافتی بدین جرم از رحمتت نومیدم کردی ، یا شاید دیدی در مجالس اهل باطل الفت گرفته ام مرا میان آنها واگذاشتی ، یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی از درگاهت دورم کردی ، یا شاید بجرم و گناهم مکافاتم کردی ، یا شاید به بی شرمی و بی حیایی با حضرتت مجازاتم نمودی.

به هر حال اگر ای خدای من عفو کنی شایسته است که پیش از من  چه بسیار از گنهکاران را عفو کرده ای چرا که لطف و کرمت ای خدا، برتر و بالاتر از آن است که بندگان مقصر را به کیفر رسانی و من به فضل و رحمتت پناه آورده و از تو بسوی تو میگریزم که عفو و بخششت از کسی که به تو حسن ظن دارد وعده قطعی است .

 

من ای خدا، همان کسم که نه در خلوت از تو شرم و حیا و نه در جمعیت مراقب وظایف بندگیت بودم ، منم آن بنده ای که بر مولای خود جرأت و جسارت کردم ، منم آنکه خدای جبّار آسمانها را نافرمانی کرده ، من آنکسم که بر معصیتهای بزرگ رشوه داده ، من آن کسم که هنگامی که مژده پیش آمد گناهی به او دادند بسوی آن گناه شتابان میرفت ، منم آنکه مهلتم در عصیان برای توبه دادی و من از گنه بازنگشتم ، و بر من پرده پوشی کردی باز هم شرم و حیا نکردم، و به معصیت پرداخته و از حد تجاوز کردم ، و مرا از نظر انداختی باز هم باک نداشتم و باز به حلم و بردباریت مهلتم دادی و از کرم، زشتیم در پرده داشتی تا آنجا که گویی گناهانم را فراموش کرده ای ، که گویا از من شرم کرده ای ای خدای من .

 

هنگاهی که به معصیت پرداختم عصیان از راه انکار خداییت نکردم و فرمانت را خفیف نشمردم و سینه در مقابل عقابت سپر نکردم و وعده مجازاتت را خوار و بی اهمیت ندانستم ؛ بلکه عصیانم خطایی بود عارض شد ونفس زشت بر من شبهه کاری کرد. اکنون از عذاب تو که مرا نجات خواهد داد؟

 

و چرا نگریم در صورتیکه نمیدانم مسیرم تا کجاست و به کجا میروم و اکنون میبینم که نفس با من خدعه میکند و روزگار با من مکر میورزد، در حالیکه عقاب مرگ بر سرم پر و بال گشوده است پس چرا نگریم؟

میگریم بر جان دادنم ، میگریم بر تاریکی قبرم، میگریم بر تنگی جای ابدی خودم، برای سوال منکر و نکیر از من ، بر آن حالتی که از قبر برهنه و ذلیل بیرون آمده و بار سنگین اعمالم را بر پشت گرفته ام ، گاهی به راست و گاهی به جانب چپ خود می نگرم.

 

پس وای بر رسوائیم در آن هنگام که کتاب تو تمام اعمالم را به شمار آورده که اگر امیدم کرم و رحمت بی انتهایت نبود و نهی تو از نومیدی گنهکاران وقتی که متذکر اعمال زشت خود میشدم به کلی ناامید میگردیدم ؛ ای بهترین کسی که او را به دعا بخوانند و نیکوترین کسیکه به کرمش امیدوار باشند.

 

فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی

 

نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/07/08 |

مادر سلام ، خانه ات آبادان

 

گفتم كه خانه ات

در نامه تو خواندم و دانستم

بيداد زخم ظالم موشك

سقف گلين خانه ما را به خاك ريخت

مادر غمت مباد كه پاهاي ما به پاست

دست تو ، دست من ، دست هزار من

ميسازد و دوباره مي آغازد هرآنچه را كه تير فتنه مي اندازد

 

گفتي، آن شب كه موشك آمد و ويران كرد

مريم به خواب بود

فردا فقط عروسك خونينش برجاي مانده بود

يك هفته نيز، يك پيرمرد

دست به خون نشسته مريم را از قلب سبز باغچه سرخ خانه اش

در لابلاي گريه گلها جست.

مظلوم كوچكم، اينگونه در شقاوت ظلمي بزرگ سوخت

مادر غمت مباد كه تاريخ جنگ ما ، با خون پاك و روشن مريم نوشته خواهد شد

با دل نگاه كن

تاريخ پر تلألؤ مظلومان، سرشار از شكفتن مريم هاست

 

اين نامه را از جبهه جنوب

از سرزمين زخمي خوزستان

با خون پاك و روشن مريم

با خون پرتلاطم كارون

با خون كرخه مي نويسم و ميگويم

مادر غمت مباد

اينجا، حضور روشن ايثار جاري تر از تلاطم كارون است

مادر اينجا ستاره ها همه روشن

اينجا ستاره ها همه نزديك

در يك شب حماسه و حمله ، بر بام خاكريز

گرماي يك ستاره قرمز را من با دو دست خويش چشيدم

مادر؛ اينجا حضور نام خدا جاريست

اينجا هميشه فرصت بيداري ست

 

ديروز در حُرمِ آفتاب و آتش جبهه

يك زن به سن و سال تو را ديدم

گفتم، سلام مادر

چرخي زد و به شوق نگاهم كرد

در التهاب گونه او قد كشيد اشك

گفتا؛ شهيد شد

با كرخ نور تا دل دريا رفت

مثل صداي اوست صدايت

او پاره اي زپيكر من بود

نه ؛ من پاره اي ز پيكر او بودم

 

مادر اين نامه يك اشارت كوتاه از سرزمين نور و نخل و پرنده است

از سرزمين زخمي خوزستان

از سرزمين راز شهادت

از سرزمين فرصت پرواز

اينجا فرصت براي نامه نوشتن زياد نيست

مادر، چشم تفنگ منتظر پنجه من است

چشم انتطار باش.

 

خداحافظ

نوشته شده توسط در شنبه 1386/06/31 |

 

هر سال که ماه رمضان فرا می رسد نشانه هایی وجود دارد که چه روزه دار باشید و چه غیر روزه دار ، چه انسان معتقدی باشید و چه غیر معتقد ، سالهاست که با این نشانه ها زیسته ایم !

می دانم و حس می کنم که برای کسانی که دور از ایران هستند ، حس نوستالژی عجیبی نسبت به بعضی از این نشانه ها وجود دارد . از کودکی و در اعماق وجودمان نوای ربنا استاد محمد رضا شجریان سالهاست که ریشه دوانده است و سالهاست که با اذان موذن زاده اردبیلی به ناگه به اعماق گذشته ء مان پرتاب شده ایم .

pic6l.jpg

شاید برایتان جالب باشد که در سالهای گذشته صدا و سیما اسلامی ایران ، فراخوان های مختلف و مسابقات گوناگونی را بین بهترین قاریان ایرانی برای خواندن دعای ربنا برگزار کرده است تا اینچنین وابسته به نوای ربنا استاد شجریان نباشد ، اما ربنا های خوانده شده با ربنای شجریان ازعرش تا فرش فاصله داشته است و اینچنین است که سالهاست که نوای شجریان در درون اعماق وجود مردم ایران حضور دارد .

دعای ربنا استاد شجریان و اذان موذن راده اردبیلی تقدیم به همه ی آنهایی که حس خاصی نسبت به این نشانه های میهنی مان دارند :

ربناي استاد محمد رضا شجریان را از اینجا دانلود کنید .

اذان موذن زاده اردبیلی را از اینجا دانلود کنید .

برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای استاد شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند. 

استاد در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.

ربنای استاد شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که استاد در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)

در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای استاد بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.

ربنای استاد شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای استاد نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)

"ربنا" در نواری که استاد محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است.
نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه 1386/06/26 |

زیبا، هوای حوصله ابری ست

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا

زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیرو کوچه های محبت را با من بگرد

 

یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها نمناک شود

یادم بده چگونه نگاه کنم تا طرٌی بالایت در تندباد عشق نلرزد

زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم

آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است

و من دزد شعرهای چشم تو هستم

 

زیبا کنار حوصله ام بنشین

بنشین مرا به شطٌ غزل بنشان

بنشان مرا به منزله ی عشق

بنشان مرا به منزله ی باران

بنشان مرا به منزله ی رویش

من سبز میشوم

 

زیبا

زیبا، ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار

برمن ببار تا که برویم بهاروار

چشم است و سکوت و عشق

بچرخانم در محبت بی دریغ

 

زیبا تمام حرف دلم این است

من عشق را به نام تو آغاز کرده ام

در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا

 

با تو این منم

و با تو سرشارم از هرچه زیبایی ست

پناهم باش تا سنگینی غربت از شانه هایم فرو ریزد

و ملال تنهایی از چشمهایم .

نوشته شده توسط در چهارشنبه 1386/06/07 |
 

امروز امتحاناتم تمام شد.خستگی امتحانات رو می شه با حس کردن اینکه دیگه تموم شد از بین برد.

فردا عازم سفر هستم پس گفتم یک هدیه برای دوستاران چاوشی داشته باشم تا هم از تمام شدن امتحانات لذت ببرید هم از موسیقی و صدای دلنشین چاوشی

 

راستی یک چیزهای عجیب غریب این روزها دیدم . چیزهایی که اگر بشنوید تنها کاری که میتونید بکنید اینه که شاخ در نیارید .در نتیجه گیری حوادث عجیب این روزها می تونم بگم که:

 

"آدم ها این روزا عاشق نمی شن بلکه وابسته می شن و وابستگی رو هم خیلی راحت میشه شکست

پس اگه روزی شنیدید کسی عاشقتونه اول بخندید بعد باور نکنید  !!!

 

کلیه آلبوم ها و موزیک های محسن چاوشی را آماده کردم

[SND] barge_zard
[SND] ghese
[SND] kaftare_shahi
[SND] khabardar
[SND] mosafer
[SND] nefrin
[SND] shahif
[SND] zendegi

محسن چاووشی - خودکشی ممنوع

[SND] Banooye Man
[SND] Khashkhash
[SND] Khaterehaye Mordeh
[SND] Khodkoshi
[SND] Seshanbeha
[SND] ahay_khabar
[SND] emam reza
[SND] hasrat_khis
[SND] kalaf
[SND] khazoon
[SND] to va fasele
[SND] remix

 

آلبوم زیبای لنگه کفش

[SND] Bachehaye Jonub
[SND] Ghazal Khoon
[SND] Khaterehaye Morde
[SND] Lengeh Kafsh
[SND] Rahe Karbala
[SND] eshghe_do_harfi
[SND] hakan_and_chavoshi
[SND] jodaie
[SND] reise_khoshgela

آلبوم زیبای خود فریب

[SND] Khod_Faribi
[SND] Nemitonam
[SND] Refigh_Khob
[SND] Safa
[SND] sange-sabor


آلبوم زیبای متاسفم برات به همراه کلیه اجراهای چاووشی همراه با امید عامری و هاکان

[SND] Abraye_Paeez
[SND] Felestin
[SND] Gole_Sar
[SND] Kam_Tahamolam
[SND] Khianat
[SND] Khiyanat(new VER)(
[SND] Moteasefam
[SND] Nafas_boride
[SND] Parandeh
[SND] aroose_man
[SND] sange-sabor

امید عامری و محسن چاووشی

[SND] 01_Panjereh-Shabe
[SND] 02_Ansooye-Didar
[SND] 03.Poshte Sahnehye
[SND] 04_Nago-Direh
[SND] 05_Shabe-Iruni
[SND] 06_Poshte-Sahneh
[SND] 07_Zemestun
[SND] 08_Buye-Hossein
[SND] 09_Parastuha

محسن چاووشی و حامد هاکان


[SND] Ghatele-Herfey
[SND] Gheyd E Mano Bezan
[SND] Khaterehaye Mordeh
[SND] Seshanbeha
[SND] Shahd E Masmoom
[SND] delamo_nashkan
[SND] shere-sepid

dj irani

نوشته شده توسط عباس منصور نژاد در سه شنبه 1386/04/05 |
 
در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم
بی خبر از همه عالم شوم امّا نشدم
بر در پیر خرابات نهم روی نیاز
تا به این طایفه محرم شوم امّا نشدم
هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
تا باسماء معلّم شوم امّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم امّا نشدم
فارغ از خویشتن و واله ی رخسار حبیب
همچنان روح ِ مجسّم شوم امّا نشدم
سر و پا گوش شوم پای به سر هوش شوم
کز دَم ِ گرم تو مُلهَم شوم امّا نشدم
از صفا راه بیابم به سوی دار فنا
در وفا، یار مسلّم شوم امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه ی دل، هرچه بُت است
تا بر دوست مکرّم شوم امّا نشدم
آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث
در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم
 
ا.جی
نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه 1386/03/22 |
روزي شخصي كه شاهد خروج پروانه اي از پيله اش بود منفذ كوچكي رادر پيله ديد كه پروانه تلاش مي كند از آن خارج شود وعليرغم سعي وكوشش فراوان نمي تواند از پيله خارج شود .
شخصي كه جدال  پروانه را براي خروج ميديد تصميم گرفت براي كمك به پروانه با قيچي منفذ پيله راباز كند تا شاپرك راحت وآسان از آن خارج شود.
پروانه خارج شد اما با كمال تعجب به جاي آنكه بالهايش را باز كند و آماده پرواز شود شروع به خزيدن كرد ونتوانست پرواز كند .
محدوديت پيله وتلاش لازم براي خروج از سوراخ آن ، راهي است كه خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه بر روي بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز كند .
 
گاهي تلاش همان چيزي است كه در زمين نياز داريم .اگر خدا اجازه ميداد بدون هيچ مشكلي زندگي كنيم ،فلج مي شديم ، به اندازه كافي قوي نبوديم وهرگز نمي توانستيم پرواز كنيم .
 
من قدرت خواستم خدا مشكلات را بر سر راه من قرار داد تا قوي شوم .
من دانايي خواستم خدا به من مسئله داد تا حل كنم .
من سعادت خواستم خدا به من قدرت تفكر وقدرت فهم داد .
من جرأت خواستم خدا موانعي بر سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه كنم.
من عشق خواستم او افرادي را به من نشان دادكه نيازمند كمك بودند .
من محبت خواستم خدا به من فرصتهايي براي محبت كردن داد .
من به هر چه خواستم نرسيدم اما به هر چه نياز داشتم رسيدم زيرا كه خداوند من حكيم بود .
 
نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه 1386/03/22 |
بزرگ بود
واز اهالي امروز بود
و با تمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد

صداش
به شكل حزن پريشان واقعيت بود
وپلك هاش
مسير سبز عناصر را
به ما نشان داد
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند

به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد
و او به شيوه ي باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد 
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد
هميشه رشته ي صحبت را
به چفت آب گره ميزد

براي ما يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم
و مثل لهجه يك سطل آب تازه شديم
و بارها ديديم
كه با چقدر سبد
براي چيدن يك خوشه ي بشارت رفت

ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله نورها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ درها
براي خوردن يك سيب
چقـــدر تنها مانديم .
نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/03/14 |
 
اذان جمکران شوری به پا کرد
دلم را از غم عالم جدا کرد

صبا را گشته بودم محرم راز
مرا با رمز غیبت اشنا کرد

بخوان در دل تمنای فرج را
بگو شاید نگاهی هم به ما کرد

چو یعقوب از غم یوسف بنالید
به بوی جامه اش او را شفا کرد

نباشد گل به بستان در زمستان
گل نرگس به هر باغی وفا کرد

ببینیم در جهان عدل علی را
اگر امد حکومت را به پا کرد

اگر ابری بییاید روی خورشید
مشو نومید وباید بس دعا کرد

خدا یا عمر من را طاقتی بخش
که بینم غیبت کبری رها کرد
نوشته شده توسط امین حاجی پور در سه شنبه 1386/03/08 |

زندگي بدون عشق به درختي ميماند بدون شكوفه

و ميوه عشق بدون زيبايي به گلهايي ميماند بدون رايحه

و به ميوه هايي كه هسته ندارند

زندگي عشق و زيبايي يك روحند در سه بدن كه نه از يكديگر جداميشوند و نه تغيير ميكنند

جانهاي خاكي ما كه اشتياقي پنهان به حقيقت دارند  گاه گاه  براي مصالح زيميني از آن دور ميشوند و براي هدفي زميني از آن جدا مي افتند

با وجود اين همه روح ها در دستان امن عشق اقامت دارند تا زمانيكه مرگ از راه برسد و آنها را نزد خدا به عالم بالا ببرد .

عشق در رداي افتادگي از كنارمان ميگذرد اما ما مي ترسيم و از آن ميگريزيم

 يا در تاريكي پنهان ميشويم

 يا اينكه تعقيبش ميكنيم و به نام او دست به شرارت ميزنيم .

عشق واژه اي است از جنس نور كه با دستي از جنس نور بر صفحه اي از جنس نور نوشته ميشود

 

به يكديگر عشق بورزيد اما از عشق بند مسازيد

بگذاريد عشق دريايي مواج باشد در ميان سواحل روح شما

با هم بخوانيد و برقصيد و شادمان باشيد اما بگذاريد هر يك از شما تنها باشد

همچون سيماهاي عود كه تنها هستند گرچه با يك نغمه به ارتعاش در ميآيند

دلهاي خود را به يكديگر بدهيد اما نه براي نگه داشتن

زيرا تنها دست زندگي شايسته است دلهاي شما را نگه دارد

در كنار يكديگر بايستيد اما نه بسيار نزديك به يكديگر زيرا ستونهاي معبد جداي از هم مي ايستند.

نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/02/23 |

نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه 1386/02/12 |

 

تولدت مبارک

وای خدا امسال عجب سال خوبیه , چه سال پرباریه , سالی که از اولش شاهد خبر های خوشحال کنند از این طرف و آن طرف یودیم! (فکر قلب منم باشید با باطری کار می کنه).

اول از همه عباس عزیزم تولدت مبارک(تولد تولد تولدت مبارک بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی – بچه ها گفتم عباس شمع هارو فوت کنه شما چرا میاید جلو؟؟ اوی بچه یواش فوت کن!! کیکو خیس کردی!! یواش بابا!! بچه ها خواهش می کنم به اعصابتون مسلط باشید!! من که هنوز نگفتم کسی پاشه برقصه !! چه کار دارید می کنید؟؟ صبر کنید!! صبر کنید همه بچه ها بیان!! می بینی عباس بچه ها دارن به خاطر تو چه کار می کنن؟؟ اووووووووووووی عباس با تو هستما!! هواست کجاس؟؟ بگم داری چه کار می کنی؟؟؟ می گما!!)

***قابل توجه دوستان***

با توجه با صحبت های که شده بود قرار بود 2 ماه به بچه ها فرصت ازدواج داده بشه!!

حالا من می خوام یه خبر خوشحال کننده دیگه بتون بدم!! تا همین نزدیکی های نزدیک آماده شنید خبر ازدواج عباس هم باشید!! ببینید من کی بتون گفتم!! ولی خوب در این مدت کوتاه به احتمال زیاد قبل از عباس خبر ازدواج دوستان دیگر را نیز خواهیم شنید!! زیراکه "همه جا بی نوبت قانون بسیار بسیار خوبیه" خوب حالا ببینم چه کار می کبنیدا؟؟ یالا ... زود باشید... من امسال عروسی زیاد می خوام !!!

در آخر هم یه باریکلای جانانه به محمد عزیزم بگم به خاطر جرات و جسارتی که داشت!! آخه بعضی از دوستان همه کاراشونو کردن ولی جرات ندارن پا پیش بزارن!! آهای شما ها که می دونید با خودتن هستم خیلی ترسوید!!

امیدوارم که شاهد خبرهای خوشحال کننده دیگری در این سال زیبا باشیم!!!

نوشته شده توسط امین حاجی پور در جمعه 1386/01/24 |

نوروز جاودان از پس هزاره ها فرا مي رسد و جهان ايراني را دگرگون مي كند. غبار از خان و مان و دل و جان برگرفته مي شود. خانه و كاشانه و رخت و جامه، نو مي شود.سبزه ها سبز مي شوند. جوانه ها و شگوفه ها سرتا پاي درختان را مي آرايند.سفره هاي هفت سين گسترده مي شود، هفت سينيِ سپند برآن جا مي گيرد. روزهرمز(اهورامزدا)با نام خدا، نوروز سترگ ايرانيان از راه مي رسد و سال نو آغاز مي شود.

ايراني به ديد و بازديد دوست و آشنا و خويشاوند مي رود.نوروز را شادباش مي گويد، ديدار تازه مي كند،جشني(عيدي) مي گيرد.شهر و كشور آكنده از شادي مي شود.

ششم فروردين زادروز پيامبر آريايي، اشو زرتشت اسپيتامه است. جهان او را به نام نخستين پيام آور يكتاشناس مي شناسد.او پيروان خود را به پيروي از نيكي سه گانه (پندار نيك،گفتار نيك و كردا نيك) و كمك به آباداني جهان فراخواند.

سيزدهم فروردين ماه "تير" نام دارد. تير يا "تشتر" نگاهبان باران است. ايرانيان به دشت و دمن مي روند، سبزه ها را به آب مي دهند و ترسالي و باران را از درگاه ايزاد يكتا خواستار مي شوند.

نوروز را بسياري از دانايان گيتي با شكوه ترين جشن جهان ناميده اند. پيشينه آن كهن تر از تاريخ است. تنها سن استوره به شناخت آن قد مي دهد.با تمام دشمني هايي كه در درازاي تاريخ ديده، استوار و پابرجا خود را به رخ جشن هاي جهان مي كشد.

ويژگي درخشان نوروز در آسودگي و رامش تن و جان آدمي ست،كه بايد همراه طبيعت تازه شود. هيچ رنج و دشواري در اين روزها شايسته و روا نيست. فرزانه و سخن سراي توس هم آن جا كه نوروز را به جمشيدشاه پيوند مي دهد، اشاره به اين كرده است:

سرسال نو هرمز فروردين                       بر آسوده از رنج تن،دل زكين

 

 

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

نوشته شده توسط مدیریت در جمعه 1386/01/03 |

به هيچ كس اجازه ي وارد كردن كوچكترين آسيبي به نماد تمدن ۴۵۰۰ ساله خود را نخواهيم داد

با تمام وجودمان از ايران جاويد دفاع مي كنيم

اين بار تمام ايران به پاخاست تا از هويت تاريخ خود دفاع كند

بيانيه ‪ ۳۱‬حزب و مجمع در مخالفت با آبگيري سد سيوند

۳۱‬حزب و مجمع با صدور بيانيه‌اي ضمن مخالفت با آبگيري سد سيوند در منطقه تنگه بلاغي، خواستار بررسي دقيق كارشناسي در خصوص پيامدهاي اين امر پيش از اجراي طرح آبگيري شدند.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا، در اين بيانيه آمده است:
ما مخالف آبگيري سد سيوند هستيم چرا كه تنگه‌بلاغي (تنگه‌اي كه سد در آن زده شده) يكي از كم مانندترين محوطه‌هاي باستاني ايران و نيازمند پژوهش‌هاي بيشتر است.

در اين بيانيه تصريح شده،تنگه بلاغي به دليل عبور عشايرو مسير كاروان رو تاريخي و جاده شاهي (معروف‌ترين و كهن‌ترين جاده بين‌المللي جهان) و آثار بسيارارزشمندي چون سكونت‌گاه‌هاي انسان‌هاي دوره پارينه‌سنگي،بقاياي دهكده‌ها، كوره‌هاي ذوب فلز و كوره‌هاي ‪ ۷۵۰۰‬ساله سفالگري و... از اهميت بسزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردار است.

در ادامه اين بيانيه آمده است: رطوبت برخاسته از درياچه پشت سد باعث نابودي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش خواهد شد چون كه آن سازه‌ها از سنگ‌هاي آهكي (كه رطوبت، دشمن آن‌هاست) ساخته شده‌اند.

اين بياينه مي‌افزايد: فراموش نشود كه شناخت بهتر تاريخ‌و فرهنگ ديرينه سال و پيوسته‌مان (كه يادمان‌هايي چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار مي‌روند) در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ‌هاي ديگر نقشي به سزا دارد.

در بيانيه آمده است: بسته شدن مسير كوچ عشاير و به زير آب رفتن يكي از مهمترين استقرارگاه‌هاي كوچ‌نشينان، از ديگر نتايج آبگيري سد سيوند است.

اين بيانيه از سوي حزب و مجمع سياسي از جمله حزب آيين مردم،حزب اتحاد ملي ايران، حزب اراده ملت ايران، حزب پاك، حزب ترقي ايران، حزب توسعه كرمانشاه،حزب جوانان ايران اسلامي، حزب سبز،حزب عدالت، حزب فرزندان ايران، حزب مردم،حزب مردم‌سالاري،جمعيت طرفداران نظم و قانون،جمعيت كاركنان ايران، جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان، سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، مجمع مدرسين حوزه علميه قم، تهيه و امضا شده است.

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1385/11/26 |