آسایش خاطر
چند روزی است اتفاقات مهمی در مجموعه بزرگترین انجمن دانشگاه قم افتاده است که به دلیل سوالاتی که هرز گاهی پیش آمده است این پست را نوشتم.
در هفته ی جاری با تصمیم گیری ارکان انجمن کامپیوتر به این نتیجه رسیدیم که دیگر فعالیت ها ی خود را با انجمن خواهران قطع نمائیم و بیش از این خودمان را متضرر نکنیم . دلایل بسیار زیادی در این تصمیم نهففته است که به دلیل برخی حرمت ها فقط به برخی از آنها اشاره می کنم.
در دو سالی که ما با انجمن واحد خواهران فعالیت خود را آغاز کردیم و بهترین نوع فعالیت را به نمایش گذاشتیم انجمن واحد برادران فشارها و استرسهای فراوان روانی زیادی را تحمل می کرد.
علت این امر هم تفاوت فراوان فکری - فرهنگی دو گروه بود .اکثر اعضای انجمن ما فعالیت در انجمن کامپیوتر اولین تجربه ی فعالیت اجتماعییشان نبوده و جدا از این همراه با فعالیت در انجمن کامپیوتر در ارگانهای دیگر نیز فعالیت گسترده ای داشتند ، برای مثال (از خودم مثال نمی زنم که باز نگویند مغرور است و .....چون تمامی دوستان از سابقه ی فعالیتهای اینجانب آگاه هستند) جناب آقای حاجی پور دبیر کانون دنیای مجازی نیز می باشند و معاون هسته ی بسیج دانشگاه نیز هستند .جدا از این سر دبیر نشریه دانش نامه و دست راست امور فرهنگی به حساب می آیند ،آقای ایرانشاهی عضو شورای مرکزی مهمترین ان جی او ی استان (نسیم اندیشه ) و همین طور سایر دوستان نیز به مراتب وقت خود در ارگنهای زیادی مشغول به فعالیت اجتماعی بوده اند.
اما در آنطرف گوی با گروهی برخورد داشتیم که تمامی اعضای آن اولین فعالیت اجتماعی خود را تجربه می کردند و غیر از این فعالیت نیز در هیچ جای و محیط دانشجویی دیگری در حال فعالیت نیودند و انجمن علمی کامپیوتر را به محیطی برای تجربه اندوزی و میدان "آزمون و خطای "خود تبدیل کرده بوده اند و ما برای بسیاری از ارتباطات و فعالیتهای که در سایر محیط های دانشجویی کاملا متعارف است دچار مشکل بودیم .
این نکته بحث بسیار مهمی است.شما فرض کنید که با گروهی فعالیت می کنید که نه تنها هیچ تجربه و دانش گروهی بیشتری ندارند ، بلکه همیشه نیز متعقد باشند که هم سطح و وزن شما در حال فعالیت هستند و هیچ و کمی . کاستی نسبت به شما ندارند.این حالت سبب میشود هیچ گاه نخواهند از تجربیات گروه دیگر استفاده کنند و همیشه بخواهند تجربه کنند تا به سنگ بخورند در حالیکه گروه دیگر می داند این راه جز به سنگ خوردن نمی انجامد.
-- در این دو سال فعالیتهای گسترده ای انجام دادیم ، اما به جرات می توان بگویم که بیش از 80 در صد آن فعالیتها اثر زحمات واحد برادران بود (آن 20 درصد هم شامل، زدن پوستر به دیوار آنهم در واحد خوهران ، طراحی پوستر و دکور بود که البته دکور هم همیشه نواقصی شبیه برعکس خوردن صفر و یک – عدم طراحی مناسب پنگوئن برای سن و عدم نصب آن روی سن و .....)
اگر باور ندارید از این پس سطح همایش های آتی انجمن را که واحد خواهران برگزار می کند با همایشهای پیشین مقایسه کنید ، قضاوت با خودتان .
اما این را بگویم دلیل اصلی اعلام پایان همکاری مابا انجمن واحد خواهران این مسائل نبود ، چون دو سال این مسائل را تحمل کردیم و امسال هم می توانستیم تحمل کنیم ، اما در روز یک شنبه ی هفته ی گذشته در مکالمه ی تلفنی که با یکی از اعضای انجمن واحد خواهران داشتم چند لفظ زشت و زننده که دور از شان دانشجویی و انسانی ما یود از ایشان نسبت به خودم شنیدم که واقعا اینجانب را به فکر وا داشت.
با مطرح کردن این مسئله با اعضای خودمان به این نتیجه رسیدیم که کم تجربگی و همه ی مشکلات را می توان تحمل کرد و کوتاه آمد ، اما اینکه پس از دو سال فعالیت این الفاظ بین افراد گروه رد و بدل شود واقعا زشت و تاسف بار است و نمی خواهیم این بدعتی برای ادامه ی راهمان باشد و بیش از این نخواستم حرمت ها شکسته شود ، درحالیکه همه خوب می دانند ما نیز در جواب دادن استاد هستیم ولی خوب گذشت از بزرگان است و ما هم بدین نتیجه رسیدیم که دیگر تا این دوستان در واحد خواهران هستند فعالیتی در انجمن نداشته باشیم تا ببینیم این دوستان که ادعا می کنند پا به پای ما در دانشگاه فعاایت کرده اند چه می کنند .

دوستان به جای شما بودند دو روز پیش که برای اولین بار در سال تحصیلی 86-87 به دانشگاه قم وارد شدم و سر در زیبای آنرا افتتاح کردم؛ اما فقط به جای اینکه روبان قرمز قیچی کنم یک روبان راهراه دیدم که رفت بالا و دست ما به آن نرسید تا قیچیش کنیم، اینهم از عصر تکنولوژی! اولش هم که نزدیک بود تصادف کنیم آخر یه بنده خدایی داشت میرفت به سمت بریدگی حتما که دیدید چه وضعیت اسف باریه.
موقع ورود فلکه ای بودو آب نمای جدید الاحداثی که توجه ما را به خود جلب کرد که نمیدانم چرا به افتخار ورود ما آبش قطع شد ؛ اما هنوز هم سعی میکنم بفهمم که شکل چیه ؟! یا لااقل نماد چی؟
و بعد از آن تازه متوجه تغییرات اساااسی در قوانین دانشگاه شدیم ، ورود وسائل نقلیه ممنوع. حالا از طرف ستاد تبصره سیزدهه یا جای دیگه نمیدونم!
آقا حالم خوب نیست مریضم نمیتونم پیاده سواره شم ، اجازه بدید استثنائا امروز رو ماشین ببرم ، اگر لازم باشه یه چیزی هم میدم گرو؛ اما نمیگه با منی یا با جرز دیوار! اصلا نگاه نمیکنه ، خانم پارکینگ. بابا صلابت.
خوبه از این به بعد میتونیم از صدقه سری نگهبانان و قوانین جدید، احساس برابری با دانشگاههای مطرح ایران و جهان کنیم!
فاصله در دانشگاه با واحدها که کمتر نشده لااقل ماشین نبرن – هیچ پیاده ای از حال سواره ها خبر ندارد-
خلاصه اش اینکه باید پیاده بشیم و با مینی بوس بریم. اما خوب خدا را شکر که اول ترم بود و مینی بوس موجود – همواره اول ترمتان باد – سوار شدیم اما راه نمیرفت ؛ اول فکر کردیم تزئینیه اما راننده هم داشت که اظهار کرد صبر کنید پر بشه بعد راه میفتم .
به بچه ها گفتم به گمونم پولیه ، نزدیک بود که پیاده بشیم اما سیل جمعیتی که میخواستن سوار بشن ما را در مقابل عمل انجام شده قرار دادن ، خلاصه هرجوری بود جا شدن و راه افتاد . آهسته جاده رو طی میکرد تا خاطرات خوب و بد دانشگاه برامون تداعی شود .
چقـــدر پرچم ! هفته دفاع مقدس گرامی باد ؛ شهادت امام علی(ع) رو هم تسلیت میگم ، چقدر هماهنگی رنگ ، از همه رنگها استفاده شده؛ خیلی زیباست.
اما از واحد خودمان بگویم ؛ برای کشف تغییرات اعمال شده برای ترم جدید ، با کنجکاوی و دقت سه برابر نگاه میکردم .
یا علی ! به تابلوی حضور غیاب که نگاه کردم داشت سرم گیج میرفت از بس امسال مهمانهای جدید داریم که مجبور شدن دو تا تابلو رو اختصاص بدن به برنامه کلاسی ؛ پس اگر از بعد عقل و منطق بخواهیم به مسئله نگاه کنیم باید تقریباً با دو برابر شدن تعداد دانشجویان، یک ساختمان دیگر لااقل مثل همین ساختمان را در کنارش داشته باشیم تا با استناد به قضیه تالس، تازه برگردیم سر خونه اول ، اما یادم نمیاد در حین ورود چیز جدیدی دیده باشم !
اما خوب با دقت زیادی متوجه شدم دست اندازهای کف راهروها را پر کرده اند ، دیگر پاشنه کفشهای استادان در سوراخها گیر نخواهد کرد و تأخیرها کمتر خواهد شد.
گلاب به روتون یه سرویس بهداشتی دیدم کفشو با سرامیک سفید نو کرده بودن ، خدا باعث و بانی اش رو دلشاد کنه .
در سایت اگر تعداد سیستمها بیشتر نشده اما خوب دیگر از مانیتورهای خالی هم خبری نیست.
هر چند بجای سالن مطالعات همان راهروی مطالعات پابرجاست اما خوب دیگر این راهرو هم اسم دارد "کتابخانه کوثر" ؛ تعداد کمدها بیشتر شده حتی بیشتر از رختکن تختی؛ و دیگر اینکه کلید دار هم ندارد ، بلکه مسئولیت وسایلمان با خودمان است ( نه که قبلاً نبود! ) این یکی از مفاد طومار آیین نامه کمدها ست ، و از مفاد دیگر اینکه کیف پول ، موبایل و غیره اتان را با خود به همراه داشته باشید – پس چیو باید بذاریم توی کمدا؟! حتماً دفتر کتابامون خیلی در معرض خطرن ! یا شاید هم خیلی گرانبها بودنو نمیدونستیم حتماً بخاطر اینکه نسخ خطی هستن ؛ مسلماً علم بهتر از ثروت است .—
از دیگر تغییرات مهم اینکه کارشناسان علوم پایه و الهیات جاهاشونو با هم عوض کردن اگر خودشونم عوض میشدن همچین بدهم نمیشد ، خودش نوعی تنوعه.
از آنجا که ماه مبارک رمضان است – نماز روزه هاتون قبول درگاه حق تعالی- از غذا خبری ندارم اما خود سلف تغییرات زیادی کرده بود دیگر از آن شیشه های رفلکس که از داخل هم نمیشد بیرون را دید خبری نبود ، شیشه ها حسابی تمیز شده بودند -اگر دست میزدی برقت میگرفت- طوریکه احساس میکردی در باران شهاب سنگها هستی ؛ خدا قبر باعث و بانی اش را نورباران کند هفت شب جمعه ، لااقل از این به بعد خواهیم دید چه میخوریم .
و اما از تأثیر فرهنگ غرب در دانشگاه برایتان بگویم مهندسین دانشگاه به معماری مدرن رو آوردند آخه سلف اپن ( open) شده بود! چراشو منم نمیدونم ، شاید دست عوامل غرب در کاره .
سری هم به آن پس و پشتهای واحد برادران زدیم ، داخلش که مارا راه نمیدهند. یاد پاره تن اسلام، فلسطین اشغالی –خدا آزادش کند – افتادم که بعضیها البته دور از جانتان، بطور مخفیانه ساخت وساز میکنند . آنجا کلی چیزای ندیده دیدیم.
سال تحصیلی جدید را به همه هم دانشگاهیان تبریک عرض مینمایم مخصوصاً ورودیهای جدید مقدمتان گلباران باد. ![]()
تابستان کم کم گرمی خودش رو به بادهای سرد پاییزی می ده و کم کم فصلی آغاز شده که باید درس خوندن رو هم به کارهامون اضافه کنیم ، کم کم باز سر کلاس نشستن رو تجربه کنبم ، شاگرد بودن رو حس کنیم و خلاصه هر اون چه از محیط درسی و علمی دور بودیم مجددا باید به پای میزها بریم و گچ و تخته رو از خودمون بدونیم ،
اما و اما چی بگم از محیطی که ما توی اون هستیم و هر مهر که می آد انگار کله غصه های دنیا می آد دنبالم،انگار یکی می گه ،" هی تو!" ، اندک اندک غصه ها دارن می آن ، محیط دانشگاهی مثل دانشگاه قم که گویا کمر همت بسته آدم بودن و حق انتخاب داشتن رو از یاد ما ببره ،محیطی که تنها چیزی که توش نمی بینی احترام به فرهنگ و ادب و علمه ، محیطی که دانشجو توی دانشگاه که خونش است مدام تحقیر می شه ،محیطی که احساس و عشق معنا نداره ، محیطی که تعقل و آزادی معنا نداره و در آخر محیطی که اون کس برتر است که مطیع تر است و بله قربان گفتنش بلند تر و چربتر است.
اگر دست به گراده ی قلم بببری و از احساس ، محبت و عشق بنویسی انگشتهای نشانه ی زیادی به طرفت می آد که هر کدوم یک نوع صدا را فریاد می زنند ، یکی می گه "آخی طفلکی کمبود احساس داره " یکی می گه "ندید بدید بودن بد دردیه " و حرفهایی از این قبیل که کم نیستند و اینقدر ذهن و فکرامون زنگار زدند که هنوز فرق آسیب شناسی و دچار آسیب شدن رو نمی دونیم .
من می خوام از آسیب و تهدیدی به نام "کمبود شعور عاطفی "در یبن اکثر بچه هایی که در محیط بسته هستند صحبت کنم ، حالا چه خودم در گیر این مسئله باشم و چه نباشم .
می دونید بچه هایی که کنار دریا بزرگ شده اند اگر هم اتفاقی در هر جایی در آب بیفتند غرق نمی شند ، زمان و عبور لحظه ها همزیستی و خوب شنا کردن رو به اونها یاد داده ولی بچه هایی که در محیطهای نزدیک آب نیستند اگر به کلاس شنا نرند اگر یک روز در یک آب 3 متری هم بیفتند طرف حسابشون کراملکاتبین خواد بود ، داشتن شعور و آگاهی در هر زمینه ای امری بسیار مهمه .
می خوام بگم دانشجوی دانشگاه قم به شعور اجتماعی بودن و عاطفی بودن نمی رسه ، نمی خوام بگم دانشجویان دانشگاههای دیگه همه به این شعورها می رسند ، اما این قول رو به شما می دم اکثر دانشج.یان دانشگه قم هیچ گاه به این شعورها دست پیدا نمی کنند ،زیرا هیچ وقت بستر و مکانی مناسب برای تمرین در این حیطه ها نیافته اند ،وقتی همیشه از آب دور باشی می تونی شنا یاد بگیری؟؟؟ بچه های دانشگاه ما از آزادیهای احساسی ، سیاسی ، فکری ، ادبی برخوردار نیستند ، پتک استبداد ما رو به نفاق کشونده ، در محیطهای استبدادی استعدادها و تخیلات در همون بدو شروع خشک می شند ،احساس ، فکر ، نبوغ و عشق پاک بستر آماده می خواد که در لجنزار روییدن محاله .....
می خوام شما دانشجویان دانشگاه قم را با مکانی آشنا کنم که می تونید اونجا کمی عاقلانه تر و آزادنه تر بیندیشید ، راحت تر نفس بکشید وحس نکنید برای راه رفتن در منطقه ای باید پاسخ گو باشید ، محیطی که عصاهای خشک پیرمردان بالای سر اون نیست ، محیطی که می تونید حس کنید "دارید دانشجویی رو تجربه می کنید " حس کنید می تونید نظرات خودتون رو بدید و اونها رو هم محقق کنید ، محیطی که هر آ«چه می بینید حرام نیست و حلا لهای خدا حلال اعلام نشده و بر روی سر درش مهر تحقیر دانشجو نخورده است.
سازمان ملی جوانان و یک انجمن که زیر مجموعه ی اون هست به نام نسیم اندیشه ،نسیم اندیشه یک دپارتمان غیر دولتی که متشکل از دانشجویان قمی سراسر کشور می باشه ، فکر کنم حدود 130 عضو رسمی داره ، اما فعالینش حدود 30 نفره ، فعالیتهای علمی مثل نشریه ، همایش های چند روزه ، گردش های علمی از جمله کارهای مهم این انجمن است ،در اونجا هر دختر یا پسری که اومده و توی اتاق کوچیک انجمن وارد شده قصد کرده کار کنه و اگر لبخند ، شوخی هم وجود داره همه زیر مجموعه ی هدف اصلی که رشد فکری و اجتماعی دانشجویان است می باشد .
من این افتخار داشتم که در این جلد نشریه ی این انجمن به نام نسیما به عنوان دبیر سرویس علمی خدمت کنم ، این نشریه همین روزها به چاپ رسید و روز 3 شنبه بیستم همین ماه با بچه های نشریه به اردویی تفریحی رفتیم تا خستگی کار 2 ماه ی نشریه از تنمون در بیاد.همایش دو روزه ی انجمن هم که در شهریور ماه برگزار شد و مسولین دانشگاه قم هم توش شرکت داشتند .
اما جدا از این بحث ها از تک تک عزیزان دانشجو که غیر از درس خوندن وقتی هم برای فعالیتهای جنبی دارند و در مهد کودکی به نام دانشگاه قم طلف شدن استعدادهاشون رو می بینند خواشمندم به این انجمن بیان و از نزدیک با این انجمن و محیط صمیمی و افراد پر اراده اون آشنا بشن ،در اونجا می تونید تمام همیشهریان خودتون رو که در دانشگاه های مختلف سرار کشور درس می خونند رو ببینید و خیلی از فضاها و حالتها رو تجربه کنید که در جای دیگه در نطفه خفه می شه ،
در پایان این قلم زدن دوست دارم بگم که هر اگه فرد دادی که از مشکلاتش توی دانشگاه قم داره رو فریاد کنه و و از حنجره بیرون بده ستونی برای دانشگاه نمی مونه که حکمرانی در دانشگاه باقی بمونه و هیچ وقت این همه بلا سرمون نمی اومد اما حیف که هممون دادهامون سر همدیگه است و تعظیم ها و لبخندهامون برای بالادستی هایمان است که بعضا از جنس بی کفایتی تمامند.

اردوی اعضای نشریه نسیما شهریور ۸۶
يادش به خير، ملاقاتي داشتم با پروفسور حسابي (پدر علم فيزيك ايران) - كه خدايش رحمت كند - مي گفت: "وقتي خواستم دانشگاه تهران را تاسيس كنم با وساطت يكي از دوستان وقت ملاقاتي از وزير معارف وقت گرفتم، پس از توضيح طرح، وزير معارف از من پرسيد: "دانشگاه بسازيد كه چه بشود؟" و من عرض كردم: "دكتر و مهندس ها كه براي تحصيل به فرنگ مي روند، در مملكت خودمات تربيت كنيم." و او پاسخ داد: "تربيت دكتر و مهندس براي ما صد سال زود است و بايد فرنگي ها براي ما اينكار را بكنند."
متاثر از كوته فكري وزير معارف و نااميد از انجام رسالتي كه بر دوش داشتم از دفتر وزير خارج شدم، رفيق شفيق كه آزردگي مرا ديد براي تسلي خاطر گفت: " من مي توانم از اعليحضرت (رضا خان) برايت وقت ملاقات بگيرم مشروط به اينكه وزير معارف نفهمد كه من اين وساطت را انجام داده ام!" وقت ملاقات با رضا شاه تعيين شد، براي او طرح تاسيس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسيد "كه چه شود؟" عرض كردم، به جاي آنكه جوانان ما به فرنگ بروند در مملكت خودمان دكتر و مهندس آموزش دهيم و رضا شاه باز پرسيد" كه چه شود؟" و عرض كردم: " اين جاده ها و راه آهن را آلمان ها مي سازند! مهندسين خودمان آن را بسازند و ... شاه بسيار استقبال كرد و گفت برويد طرحتان را بنويسيد به مجلس مي گويم راي بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه كردم.
فرداي آنروز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب كردم كه با من چه كار دارند، ديدم يكصد هزار تومان پول فرستاده اند كه اعليحضرت فرموده اند، كارتان را شروع كنيد و طرحتان را نيز بنويسيد. و اين همان مبلغ خريد زمين دانشگاه تهران است و كار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.
فعالیت های فرا استانی انجمن کامپیوتر شرکتهای مهم رایانه ای استان را به خود جلب کرده است.
نشریه تراشه که در اردیبهشت ماه به چاپ رسیده است یک صفحه (صفحه ی ۴۱) از نشریه ی خود را به معرفی انجمن علوم کامپیوتر اختصاص داده است .
زحمات اصلی ارتباطات از سوی معاونت انجمن آقای حاجی پور بوده است که جای دارد از همین جا از ایشان تقدیر و تشکر گردد.
جلد پنجمن نشریه انجمن علمی علوم کامپیوتر آنلاین هم با زحمات جناب آقای حاجی پور به چاپ رسید که در این جریان نیز جا دارد از ایشان تشکر بعمل بیاوریم.

چند وقت پیش آنموقه که بازار ارشد داغ داغ بود، رفتم سری به سایت سنجش زدم تا ببینم چه خبر از کارشناسی ارشد ؟
اول از همه سری به دفترچه ی آی تی زدم ؛ چون قبلا از دکتر شیردل شنیده بودم که دانشگاهمون تصمیم داره امسال ارشد آی تی بگیره . همون موقه هم خیلی تعجب کردم، نمیدونم حتما میخوان توی تابستون یک سری پروژه های عظیم عمرانی و البته علمی راه اندازی کنند برای ورودی های ارشد آی تی ؛ مثلا چند باب آزمایشگاه با آخرین فناوری روز دنیا در این زمینه ، چند سایت عالی با سیستمهایی با سرعت سرسام آور ، و حتما شبکه ای هم با سرعت در حدود سرعت جت یا شاید هم نور ، البته که با شبکه ای که با ماشین بخار کار میکند نمیتوانند نیازهای روزمره ی مارا برطرف کنند چه رسد به دانشجویان آی تی ، آنهم نه کارشناسی ، کارشناسی ارشد !!
البته من منظورم اصلا این نیست که الان ما از این امکانات بهره مند نیستیم ...
حال از تمام این صحبتهای مادی گرایانه گذشته از روح عدالتی که بر این کار سایه افکنده بود بسیار کیفور شدم ویا کف کردم .
ضرفیت : 15 برادر و 15 خواهر ؛ و حیرت انگیزتر از آن اینکه 7 خواهر هم میتوانند روزانه در این رشته در دانشگاهمان حضورشان را به هم برسانند .
چه سازماندهی و تفکر عمیقی بر این کار مدیریت دارد؟ پذیرش 30 نفر دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد آنهم رشته ای که کارشناسی آنرا در دانشگاه نداریم !!
در صورتیکه در دانشگاه شریف ظرفیت کل در همین رشته و همین مقطع 8 نفر بود ، روزانه و شبانه ، خواهر و برادر ؛ نمیدانم آنجا دقیقا چه خبر است اما فکر نکنم آنجا عدالتهایی اینچنین وجود داشته باشد ...
البته که این خود نشاندهنده ی پیشرفت روزبه روز و بیش از حد و غیر قابل کنترل ما در این زمینه است و تمامش را هم مدیون سیاستهای فرهنگی حاکم بر دانشگاهمان هستیم ؛ البته که ما باید پیشرفته تر باشیم چون در دانشگاه ما مسائلی وجود ندارد، تا بچه ها غیر از درس به چیز دیگری نتوانند و البته نخواهند فکر کنند که چنین زمینه هایی در دانشگاهی مثل شریف اصلا وجود ندارد .
و حرف آخر اینکه یه ضرب المثل پر معناست که میگه : عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ...
ما دانشجوییم و آمده ایم دانشگاه که درس بخوانیم پس حق داریم که خواسته آموزشی داشته باشیم ...
هرترم که نباید دنبال استاد و واحد ارائه شده ومشکلات گروه باشیم مگر در دیگر دانشگاه ها این کارها را دانشجویان انجام می دهند....؟


متن كامل نامه سرگشاده دوستان گروه صنايع به مدير گروه صنايع
اميدواريم ساير گروه هاي دانشگاه نيز با شهامت و اتحاد خواسته هاي به حق خود را منطقي و مستمر پيگيري كنند
آيا درج اين خبر در روزنامه اي پرمخاطب، باعث سرشكستگي و خجالت براي مسئولين نيست؟
آبا وقت آن نشده مسئولين كمي به خود بيايند و پاسخگوي حداقل حق دانشجويي يعني پرسشگري باشند؟

براي مشاهده با كيفيت كليك كنيد
بازتاب جزيي خبر تجمع دانشگاه در سايت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا):

عباس منصورنژاد

مدیر انجمن علمی کامپیوتر
مدیر مسول نشریه آنلاین
در این حالت علاقه ی شدید ایشان به انجمن را می بینید که حتی در حالت خواب هم روی پوسترهای همایش می خوابند.
امین حاجی پور

معاونت انجمن
سر دبیر آنلاین
ایشان را در حال عبادت می بینید.تسبیحی که در دست ایشان می بینید یادگار پدربزرگ بزرگوارشان شیخ صفی الدین می باشد
جناب آقای نقی لو

دبیر انجمن ریاضی
در اینجا عاقبت تمام دبیر انجمن ها را به وضوح می بینید.
سعید حیدری

مدیر بخش اینترنت انجمن
عضو هیئت تحریریه آنلاین
ایشان را در حال تفکر می بینید چون به دلیل حجم وسیع فعالیتهای انجمنی در فکر چه طور پاس کردن درسها هستند.
محمد حسن ناجی

مدیر فروم انجمن
عضو هیئت تحریریه آنلاین
از جمله فعالیتهای ایشان می توان به فراگیر کردن فرومی اشاره کرد که در ابتدای امر هیچ کس آنرا نمی پذیرفت
محمد امین حسنی سعدی

مدیر یاهو گروپ
عضو هیئت تحریریه آنلاین
يادش بخير
يه رنو ۲۱ داشت اون موقع ها، با دعاي بچه ها روشن مي شد،
در عكس امين در يك روز برفي جور برف پاكن ماشينش رو مي كشه
مجيد ايرانشاهي

مسئول امور پيگيري آنلاين
اي ول،اي ول
مجيد با اقتدار تمام دم در تالار وايساده تا هيچ بي نظمي پيش نياد.
محمد حنسي اقتدار

مدير اسبق وبلاگ
عضو هيئت تحريريه آنلاين
از دست رفت بچمون...
ساعت و حلقه رو داريد، محمد جان با تمام وجود برات آرزوي خوشبختي داريم.
مهدي مطلوبي

مسئول امور پيگيري آنلاين
مهدي با لبخند هميشگيش
هر وقت كاري تو انجمن لنگ بمونه، يه زنگ به مهدي كافي است تا مشكل حل شه
بعد از تمام آن ماجراهای پشت پرده و بیرون پرده که برایتان گفتم یا نگفتم به این نتیجه رسیدم که من اصلا مکان مطالعه و درس خوندن رو اشتباه انتخاب کردم ... و بازهم به این نتیجه رسیدم که کجا بهتر از نمازخانه ؟!!
به نمازخانه که وارد شدم ، چند دسته دانشجو به چشم میخورد ... بعنی انقدر دانشجو اونجا بود که چیز دیگه به چشم نمیخورد ...
چون اتاق استراحتی در کار نبود آنجا پر بود از نمازگزارانی که بعد از رازو نیاز با محبوب خود به خواب عمیقی فرو رفته بودند ؛ حتی بعضی خروپف هم میکردند ؛ که این خود نشاندهنده ی تلاش زیاد آنها تا آنموقع روز بود ...
عده ای آنطرفتر مثل من به نتایجی رسیده و آنجا به حالت درازکش در حال درس خواندن و حل مسائل خود بودند – فقط حل ، نه کپی – که این هم در نوع خود بسیار عالی است و چندین مزیت دارد که من به اختصار به چند مورد آن اشاره میکنم :
در عین حال که بین معنویات و علم خود رابطه ای تنگاتنگ برقرار کرده اند ، به کار گروهی هم ملحق شده اند که این خود از اهداف دانشجویی ست و هم اینکه تمرین مالتی مدیا یا چند رسانه ای بودن ( استفاده ی بهینه از زمان ) میکنند و باز اینهم از اهداف مهم دانشجویی ست ، و از همه مهمتر مار گزیده هم نمیشوند . ![]()
عده ای هم همان طرفتر در حال اس ام اس بازی ، آهنگ گوش دادن و غیره و ذلک بودن که دیگر ذکر آن در این مقال نمیگنجد ...
اما در بین تمام این دانشجویان فعال شاید 10 نفر هم نبودند کسانیکه دور هم حلقه زده بودند و آیات الهی را با صوت زیبا میخواندند آنهم در آنهمه صروسدا ...
اگر ما نه چندتا بلکه فقط یک اتاق استراحت داشتیم و اگر نه یک سالن مطالعه ی درست و حسابی ، بلکه فقط چند میز مطالعه ی بیشتر در همان راهرویی که چند وقتیست به سالن مطالعه مشهور شده ؛ شاید به قرآنمان که هدیه ی پیامبرمان است و سخن پروردگارمان با اینهمه ادعای مسلمانی انقدرها بی احترامی نمیشد .
البته من از اون آدمایی نیستم که فقط نیمه ی خالی لیوان رو ببینم . باید خوبیها را هم دید ؛ بهمین دلیل از همه ی مسئولینی که تلاش کردند تا بالاخره در نمازخانه مان هم یک کولر عظیم الجسه راه اندازی بشه تشکر کنم ...
و در نهایت هم استادی به همراه دانشجویانش سر رسیدند و گفتند که این مکان برای امتحان رزرو شده لطفا بساطتونو جم کنید برید پی کارتون ....
امروز در کانون گرم خوانواده نهاری دلچسب خوردم آنهم دستپخت پدر بزرگوار هنوز از گلو پایین نرفته بود و چشمانم داشت روی هم میرفت که صدای اس ام اسی حامل متن تشویش آوری در کانون خانـــــــواده طنین انداز شد "هر کجا هستی به دانشگاه بیا " .
پاشدم شالو کلاه کردم و راه افتادم وقتیکه رسیدم دانشگاه ، با دانشگاهی دیگر روبرو شدم . این همان دانشگاه است ؟ این که به یک انبار کاه در کنار یک بشکه باروت شبیه است …
قبل از هر کاری به انجمن رفتم ، نمیدانید آنجا چه خبر بود . جویا شدم ، فهمیدم که دانشگاه تازه آروم شده ….
این برادر نا برادر چه می خواهد از جان این خواهران ؟ مگر خواهران چه هیزم تری به آنها فروخته اند ؟ بـــــــرادران دیگر را چه شده ؟
اگر یک آدم عقده ای مریض که معلوم نیست از کدوم دهات کوره ای پاشده اومده اینجا از امکانات اینجا هر قـــدر هم کم استفاده میکنه ، نمک میخوره نمکدان میشکنه ، دیگران چه ؟؟؟!!!!
زمانی بود نه چندان دور که یک عده جوان از همه ی زندگی شان گذشتند ، آن یکی از سر سفره ی عقد ، یکی از رتبه ی 1 دانشگاه ، دیگری زن و چند بچه را ؛ جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند و دادند تا شرف زنده بمـاند ، تا دست دشمن از ناموس این این آب و خاک دور بماند ، اما حالا …
حالا که مملکت اسلامی شده حالا که بجای اعلامیه های زیرزمینی همه ی کتابهای دبیرستانی و دانشگاهی پر شده است از شعارهای دینی ؛ برادرانمان آنقدر غیرت ندارند از یک هم دانشگاهی خود دفاع کنند ، چه برسد به یک مملکت …
اما همه ی این حرفها به کناراین ماجرا بهانه ی خوبی بود برای حضور مسئولین دانشگاه در جمع دانشجویان ….
امروز شنبه یکی از روزهای خدا راس ساعت 10 کلاس داشتم حالا با کدوم استاد ، بماند
اما دیشب بعد از دیدن فیلم سینمایی و چک کردن میل و آف ها یادم اومد که هنوز تمرینای تحویلی رو برای فردا انجام ندادم در نتیجه بجای تخت خواب گرم ونرم بسمت دفتر کتابهایم روانه شدم ![]()
نمیدونم ساعت 3 بود یا شاید هم دیرتر که خوابیدم .
خلاصه با هر بدبختی که بود ساعت9 تونستم بیدار بشم ؛ سریع حاضر شدم و راه افتادم . دوان دوان تا سر کوچه رفتم مگر ماشین می آمد ؟ ساعت ۵/۹ شده و من هنوز چشم براه یک ماشین هستم ؛ بالاخره یه تاکسی رو از دور دیدم آمد و سوار شدم .
چشمتان روز بد نبیند اگر زمان ناصرالدین شاه بود و من میخواستم با درشکه به دانشگاه بیایم تندتر از این میرسیدم . ![]()
خلاصه با هر سرعتی که بود رسید به جایی که احتیاج به تعویض ماشین بود ، بعد از پیاده شدن از ماشین بگذریم که کرایه ی سه نفر رو حساب کرد ...
دیدم یک اتوبوس نارنجی مثه گاو پیشونی سفید در اختیار دانشگاه قم است خیلی خوشحال شدم بدون توجه به چراغ و ماشین و موتور و دوچرخه و چاله و چوله از خط کشی پریدم اونور چون میخواستم شهروند محترم و قانونمندی باشم ، بالاخره قشر تحصیل کرده ای گفتن ... کاری که تا حالا نکرده بودم ، دویدن در خیابان آنهم جلوی برادران غریبه و خودی ...![]()
اما از آنهمه دویدن تنها دود اگزوز آن اتوبوس نصیبم شد و دیگر هیچ ، فکر نکنم من آنقدرا هم کوچک باشم که در آینه ی راننده دیده نشوم ...![]()
هر چه تاکسی هم بود که برادران خوش غیرت و البته مهربان دانشگاهمان سوار شدند و رفتند شاید زبانشان هم برایم در آوردند ... بله من ماندم با تاخیری حتمی در کلاس.
ساعت 9:47 دقیقه بود که یک اتوبوس مهدیه مرا یک دنیا خوشحال کرد بطوریکه یک بنز الگانس آنقدر مرا خوشحال نمیکرد ؛ دویدم و رفتم خودم را توی اتوبوس جا کردم .
وای چقدر خوب میروند فقط چند بار کل اتوبوس را به سقف چسباند و درون شیشه کرد و ...
خلاصه با هر بدبختی که بود از اینطرف و آنطرف بلیط جور کردم آنهم دوووو تاااا
۴دقیقه بیشتر به 10 نمانده بود که دم دانشگاه پیاده شدم تا آمدم از آزادراه روبروی دانشگاه عبور کنم می نی بوسی حامل خواهران حرکت کرد …![]()
حالا خر بیار باقالی بار کن ، از باران تندی که می آمد و گلی که ماشینها به جانم ریختند چیزی نمی گویم ؛ می نی بوس بعدی را هم که یکی از همان برادرانی که تاکسی ها را در اختیار خواهران گذاشته بودند هم اکنون هم…
من باید صبر میکردم این مینی بوس این یک برادر را به مقصدش برساند و اگر مشکلی برایش پیش نیاید و توقفی نباشد و آشنای قدیمی سر راهش سبز نشود برگردد مرا هم برساند که آنهم خودتان بهتر میدانید چقدر طول میکشد دیدم بهترین چاره خط 11 است .
راه افتادم ؛ همینکه دو قدم رفتم صدای بوق ماشینی را که از پشتم سرم می آمد شنیدم برگشتم یکی از بچه ها رو پشت فرمون دیدم با خودم گفتم شانس بالاخره در خانه ی مرا هم زد؛ پریدم و سوار شدم اما فهمیدم که ساختمان اداری کار دارد در نتیجه من را همانجا به امان خدا سپرد و دعای خیرش را همراهم کرد . اما یک شانس دیگر ، من الان به اون می نی بوس خواهران که ازش جا مونده بودم رسیدم پریدم بالا . وای چه سرعت سرسام آوری …
تو رو خدا بزن دنده 2
، سر هر سرعتگیری توقف کامل ، کم مانده بود می نی بوس را خاموش کند یک چای میل نموده و دوباره حرکت را از نو آغاز کند ، حساب کنید اگر هر سرعتگیر را در زمان 5 دقیقه طی کند با احتساب تعداد سرعتگیرها چند دقیقه در راه بودیم !! خلاصه با هر بدبختی ، فلاکت ، افتخار هر چه میخواهید اسمش را بگذارید رسیدم به آن سوی کاجها …
وارد کلاس که شدم چیزی را که میدیدم باور نمیکردم
، ساعت 10:25 است اما … اما استاد گرانقدر هنوز تشریف نیاوردند .
بعد از کلی بیا و برو ، بالاخره حضور غیاب لب گشود که استاد تشریف فرما نمیشوند .
بله با اجازه اتون این ششمین جلسه است که ما مچلیم ….
امروز با خودم گفتم اونروز كه هيچ غلط... ببخشيد هيچكاري نتونستم انجام بدم لااقل امروز برم براي قبولي طاعات و عباداتم كمي درس بخونم اما با اين تفاوت كه هنوز غذا نخورده بودم ، رفتمو جايي پيدا كردم و نشستم مثل بچه دانشجوهاي مثبت كه آزارشون به هيچكس نميرسه مشغول درس خوندن شدم
؛ جاتون خالي نميدونيد چه بويي پيچيده بود توي سالن مطالعه ، بوي تن ماهي .![]()
آخه سفارش دادن هواكشهاي آشپذخانه توي سالن مطالعه باز بشه تا بچه ها بخاطر رفتن به سلف از سر درس بلند نشن و با بوي غذا سير بشن – البته جداي از صداي رزرو غذا در اثر كشيده شدن كارتهاي دانشجويان گرسنه ي فرهنگ در دستگاهي كه شكمهاشان را سير ميكند -
چون ايندفعه گلاب به روتون گوش شيطون كر خبري از مارگيري و غيره و ذلك نبود كمي درس هم خواندم.
تمام مدت به فکر این بودم که تكليف آن مار علاقمند شديد به علم – دانش – فرهنگ – شعور و ... روشن نشده هاا؛ حتي اينهم معلوم نيست كه مار باقيمانده خواهر بوده يا برادر اميدوارم كه خواهر بوده باشه و گرنه سوال و جواب اون دنيا هیچ چطور می خواد از گير حراست فرار كنه ؟؟!!!
همينجور كه مشغول كپ زدن از روي تمريناي بچه خرخون كلاس بودم – نه كه فكر كنيد روزنامه ورزشي مي خوندمااا – ديدم يا شنيدم صداي قدم هايي با شوق بسيار زياد به سمت من مي آيد ، انگار توي پادگان نشسته بودم، البته اولين بار نبود كه اين احساس به من دست داده بود ... فضولي من چند دقيقه اي بيشتر طول نكشيد كه ديدم يك عده ي عديدي بچه هاي دبيرستاني با لباسهاي يك رنگ مثل صد قلوها يا همان سربازان پادگان به سمت من شتابانند...
بله آوردنشون اردوي علمي اونم كجا دانشگاه قم اونم كجاش به سالن مطالعه ي كتابخانه اونم چه ســــاااالني.
حتي يكيشون با يك جفت عصا و 10 كيلو گچ اومده بود نميدونم كه شوق زيادش براي ديدن دانشگاه ما باعث شده بود 10 كيلو گچ را تا اینجا بکشد يا اینکه در اثر موانع و سرعتگيرهاي دانشگاه به اين روز افتاده بود ...
اين صحنه رو كه ديدم رفتم تو عالم هپروت يا حپروت شايد هم حپروط نميدانم كداميك .

اكنون تو اي دانشجوي علوم كامپيوتر سر خود را با نهايت غرور بالا بگير و از اعماق وجودت فرياد برآر:
" مادانشجوي علوم كامپيوتريم"
آري ما عضو گروهي هستيم كه اتحاد و همدليش، تلاش و سخت كوشيش افتخاري است بر سينه دانشگاه قم
ما ثابت كرديم كه مي توانيم، مي توانيم همايشي برگزار كنيم كه در تاريخ دانشگاهي ماندگار شود...
ما ثابت كرديم يك گروهيم، يك گروه واحد، يك گروه همدل، يك گروه توانا و يك گروه برتر
آري ما دانشجوي علوم كامپيوتريم...
برگزاري همايش فناوري اطلاعات، نقطه عطفي بود بر فعاليت هاي ۳ ساله انجمن علمي علوم كامپيوتر
همايشي كه ميسر نمي شد جز به اتكاي اتحاد و همدلي تك تك ياران انجمن
ممنونيم از همه....
جاتون خالی امروز بعد از خوردن نهار خوشمزه ی دانشگاه –حالا با شکم سیر یا غیر سیر کاری ندارم- رفته بودم کتابخونه کتاب بگیرم و کمی هم اگر خدا قبول کنه درس بخونم بعد از کلی بالا و پایین رفتن اضافه بخاطر مسدود بودن راهروی کتابخونه نفس نفس زنان رسیدم به سالن کتابخونه دیدم همهمه اس یکی میره یکی میاد با یاالله گفتن دو تا از تأسیساتی های برادر – البته نه از اون برادرها – همه چادر بسر شدن .
صدای خانوم متصدی کتابخونرو می شنیدم که می گفت : رفت پشت کتابها، بخش پایان نامه ها اول فکر کردم سوسک یا موشه اما بعد از کلی سند و سراغ فهمیدم که دوتا مار مامانی اومده بودن توی کتابخونه درس بخونن و به قول استار جلال آل احمد به فرهنگ آلوده بشن ، حالا که مسئولین فهمیدن شاکی شدن که اینجا جای درس خوندن دانشجویان دانشگاه قم است .
در آنهمه برو بیا و سروصدا بی خیال درس خوندن شدم با خودم گفتم کتابی رو که 2 ماهه می خوام بگیرم و موجود نیست رو بگیرم که طبق معمول کتاب رو برده بودن و جا تره بچه نیست .شبکه هم که مشکل داشت نمیشد search یا همان جستجو کرد ؛ اینهم که نشد .
گفتم برم سایت لا اقل چنتا برنامه ی توپ بنویسم تا هم خدا و هم آقای پورپاک از من راضی باشن که به سمت سایت راهی شدم وقتی رسیدم دیدم بهحمدالله کلاس نیست خوشحال شدم و با همان خوشحالی رفتم بدنبال کشف یک سیستم خالی از دم در براندازی کردم ، چی می دیدم ؟ یک مانیتور که کسی پشتس ننشسته بود خیلی خوشحالتر شده بودم در پوست خود نمی گنجیدم می خواستم مسئول سایت رو در آغوش بگیرم قدم ها یم را تند کردم اما به تندی ضربان قلبم نمی شد همه ی فکر و ذکرم این بود که کسی پشت سیستم ننشینه … دو قدم بیشتر نمونده من میتونم … وای خدایا ازت ممنونم من الان روبروی مانیتوری هستم که در انتظار من بود واین چقدر عالیه وسایلمو گذاشتم تا اونجارو رزرو کرده باشم ، رفتم با هر بدبختی که بود صندلی جور کردم آوردم و نشستم .
از این پس اگر می خواهید فعالیت داشته باشیدکنکور بدهید
که در دبیرستان ها قبول شوید !!!
در دانشگاه ما امسال شورای صنفی که یکی از مهم ترین ارگان های دانشجویی یک دانشگاه است به جهت عدم استقبال دانشجویان تشکیل نشد .
ببینید در دانشگاه چه جو مرده و کودکانه ای وجود دارد که دانشجویان ( خصوصا خوابگاهی ها ) که با انتخابات شورای صنفی قوی می توانند برای تمامی مسائل خود از جمله غذای سلف ، ساعات و مکان های حرکت سرویس و ....... تصمیمی مورد پسند و مطلوب دانشجو بگیرند ، این انگیزه را ندارند که در این انتخابات شرکت کنند .
جای افسوس دارد که اندک اندک داریم فضایی بسته تر و کودکانه تر از دبیرستان ها را در دانشگاهمان شاهد می شویم .
دانشگاهی که باید منشا تحول و اثر و رهنمون گر حرکت اجتماعی ( حداقل ) شهر خود باشد امروز به جایی رسیده است که در امور اجتماعی و فرهنگی میدان مسابقه را به کوچک ترهای خود در دبیرستان ها و مدارس می بازد .
در حال حاضر در کشور ما مسئولین سعی دارند در مدارس ابتدایی شورا ها ، نظارت ( حتی بسیار خفیف ) دانش آموزان بر مدیران ، مشارکت دانش آموز در اجرای مراسم ها را ، آموزش دهند تا این دانش آموزان هر چه بر برگ زندگی تحصیلیشان افزوره می شود از لحلظ اجتماعی و فرهنگی هم حرفی برای خود داشته باشند و تحلیلی هر چند کوتاه از مسائل داشته باشند .
اما نکته ی تاسف بار این است که در دانشگاه ما هیچ بویی از نشاط دانشجویی ، فعالیت صنفی ، سیاسی و فرهنگی دیده نمی شود .
ما در دانشگاه قم حتی برای کوچک ترین مسائل ( که در سایر دانشگاه ها بسیار عادی برگزار می شود ) دچار مشکل و بحران هستیم .
دوست دارم مسئله را روشن کنم اما می گویند " هنر بهترین زبان تفهیم است " .
بنابراین در انتها چند عکس از انتخاب شهردار مدرسه در یک مدرسه را تماشا کنید و فقط و فقط به حال خودتان تاسف بخورید .
کاش ما هم در دبیرستان قبول شده بودیم !!!!باز لبخند دکتر به داد مجموعه رسید !
سکانس اول :
مهندسی ها خواستند که تحصن کنند ، چون نه امکانات دارند نه استاد خوب . هیچ دلخوشی برای درس خواندنشان وجود ندارد چون می بینند که از هم رشته ای های خود در سایر دانشگاه ها خیلی دور افتاده اند و مهجور شده اند .
سکانس دوم :
دیروز 13 آذر تحصن آغاز شد و قرار بود تا حاج آقا قاضی نیاید تمام نکنند . برخی از افرادی که همیشه بی جهت دخالت می کنند برای ترساندن و تهدید دانشجو در صحنه حضور پیدا کردند ، اما دانشجویان خوشبختانه ایندفعه تسلیم دخالت های بی جای آنان نشدند . دکتر گندمکار هم آمد اما گویا دانشجویان عصبانی تر از این حرف ها بودند که با وعده و وعید ، کار خود را به پایان برسانند .
سکانس سوم :
امروز 14 آذر حوالی ساعت ۱۱:۳۰ دکتر دانش شهرکی با برخی همراهانش به بلوک 15 آمد و از همان ابتدا باز لبخند و احوالپرسی صمیمانه در دستور کارش بود و با همان خونسردی قصد داشت با تک تکشان دست دهد . گویا همه ی آنان را می شناسد و با آن ها زندگی و خاطراتی داشته است . صحبتی کرد نه چندان طولانی اما همچنان که توقع می رفت آتش خوابید ، همانطور که در 16 آذر سال پیش هم دکتر بود که قائله را جمع کرد .

سکانس چهارم ( 1 ساعت بعد از صحبت دکتر ) :
قرار شد نمایندگانی از جانب مهندسی ها به پیش حاج آقا بروند تا مشکلات را مطرح کنند .
آن هایی که خیلی داغ بودند و آرام شده بودند هنوز در تعجب بودند که چطور از آن همه خواسته دست کشیدند و کار را تمام کردند ! بعد برای اینکه بفهمانند کار ادامه دارد گفتند جمع کردیم تا نگویند تجمع سیاسی است و بعد از 16 آذر دوباره شروع می کنیم .
آن هایی هم که از اول داغ نبودند راضی از اینکه قول گرفته بودند که مشکلاتشان حل می شود به خانه و زندگی خود بازگشتند و این بود که باز خودم گفتم :
باز لبخند دکتر به داد خیلی ها رسید .
خوش به حال دانشجو ها، عجب جای با صفایی درس می خونن
اين جمله رو الان توي مجموعه ي روز رفتن از زبون حسن پورشيرازي كه يه سري اومده بود دانشگاهمون شنيدم ( نمي دونم اين گروه چه طور توي اين همه دانشگاه ، دانشگاه ما رو پيدا كرده بودن )
راستي كلي تبليغ شد واسه دانشگاه ها ...
تالار شيخ مفيد و رو به روي سلف رو هم نشون داد
خلا بحث علمی در انجمن های علمی احساس می شود ،اما هیچ بهانه ای برای این خلا در انجمن علوم کامپیوتر نمی باشد زیرا در گروه ما افراد صاحب نظر و تجربه در گرایشات مختلف وجود دارد.
یکی از این افراد جناب آقای سعدی می باشد که از نظر سخت افزاری و بحث شبکه و سیستم عامل لینوکس پایه علمی و محکمی دارند و نیاز علمی به ایشان در گروه شدیدا احساس می شد.
بنابراین با درخواست اعضای انجمن از جناب آقای سعدی (عضو سابق انجمن ) به جهت بازگشت ایشان به انجمن و رایزنی های انجام شده جناب آقای محمد امین سعدی مجددا به انجمن علمی علوم کامپیوتر بازگشتند این اجازه را به گروه دارند که بتوانند در سایه حرکت جمعی به آرمان های بزرگمان دست پیدا کنیم و از تجربیات ایشان نیز استفاده ی مناسب را ببریم.
نظراتتان را در فروم (تالار گفتگوی دانشگاه) مطرح کنید.
اگه يه روز از خونه بزنيد بيرون و بخوايد تفريح كنيد كجا ميريد ؟
توي شهر قم به دليل زياد بودن فضا هاي تفريحي انتخاب براي ما جوانان قمي سخت شده است .
اما واقعا چرا اينقدر به فكر تفريح ما هستند ؟ چون مي خواهند ما به سوي چيزاي بد نريم و سالم بمونيم مسلا سيگاري نشيم يا خدايي نكرده سراغ جنس مخالف نريم ؟!
و اما دانشگاه قم چطور است ؟ توي دانشگاه قم مشغوليت هاي فكري دانشجو ها انقدر زياد است كه اصلا به فكر كار هاي حاشيه اي نمي روند . يكي از اين مشغوليت ها مخصوصا براي اعضاي انجمن ها گرفتن امضا از مسئولين دانشگاه جهت فعاليت هاشونه كه به دليل بعضي مسائل امضا كردن عقب مي افتد . سعي كنيد هميشه از جنس مخالف دور باشيد اگر هم وقت كرديد درس بخوانيد !!!
پرسشگری یک حق و پاسخگویی وظیفه است
اصلا به خاطر دارید که چه شد که دانشگاه قم به سمت ارتباط مستقیم دانشجو با مسولین پیش رفت و تحت عنوان نشست صمیمانه دانشجویان توانستند مشکلات خود را صریح تر و بدون واسطه بیان کنند .

در 16 آذر 84 که تالار شیخ مفید جایی برای سوزن انداختن نداشت موجی عظیم برای دانشگاه آغاز شد ، یکی از دانشجویان خواستار پاسخگویی بیشتر مسولین در همان مراسم بود ، با تغییر جو همایش و حمایت دانشجویان از این دانشجو مسئولین قول دادند در مراسم دیگری پاسخگوی سوالات دانشجویان باشند .
از اینجا بود نشست صمیمانه شکل گرفت و در اولین جلسه ی این همایش هم مسائل خوبی مطرح شد و باعث گردید فضای دانشگاه کمی متحول شود .
در نشست دوم هم شاهد سوالات خوب و کلیدی دانشجویان بودیم و پاسخ های مسولین را هم داشتیم که قضاوت را به افکار عمومی می سپاریم .
این راه و حرکت آغاز شده است و می توان با گروهی و نهادینه کردن این حرکت قدم های بزرگی به سمت اعتلا و پیشرفت این دانشگاه برداریم .
حال که این حرکت نو و قابل حمایت راه خود را پیدا کرده آیا ابتر و کنار گذاشتن آن کار شایسته و مناسبی است ؟؟؟
جناب آقای سعیدی به جهت مشغله ی شغلی دیگر مثل سابق نمی توانند روی این مسئله وقت بگذارند و این کوله را به ثمر برسانند .
به همین جهت از تمامی فعالان و مشتاقان فعالیت های فرهنگی دعوت بعول می آوریم برای ادامه ی این راه به ایشان مراجعه کنند .
تشکیل یک کمیته هدف ماست تا بتوان در سایه ی فعالیت های این کمیته دانشجویان به پاسخ های خود در قبال مشکلات دانشگاه برسند .
اگر اینگونه فعالیت ها که جای خود را باز کرده است متروک بماند و کسی به فکر تغییر و تحول در آن نباشد مطمئنا گامی به سوی عقب برداشته ایم و این را که با همت دانشجویان باز شده بود بسیار راحت بسته خواهد شد و فتح باب آن مجددا نیازمند صرف انرژی و زمان بسیار است .
بنابراین از همه ی علاقه مندان به سرنوشت فرهنگی دانشگاه درخواست داریم حال که مسولان پذیرفته اند پاسخگو باشند این مسیر و کوله را روی زمین نگذارند و به جهت ادامه ی این حرکت به آقای سعیدی مراجعه نمایند یا از طریق میل svasharia@yahoo-ie با ایشان در تماس باشند .
انجمن اسلامی :
برای افتتاح مجدد انجمن اسلامی دانشجویان بسیاری به نمایندگی از کل دانشجویان زحمت کشیدند و پیگیر بوده اند و تمامی راه ها و فعالیت ها و در خواست ها به مراجع ذی ربط دانشگاه داده شده است و گویا مشکل عدم برگزاری جلسه ی کمیته ی نظارت می باشد که از اوایل سال 85 تا بحال می بایست برگزار می شده است .
بنابراین از مسولان ذی ربط به طور جدی خواهشمندیم این امر مهم را پیگیر باشند تا این تلاش های نمایندگان دانشجویان به ثمر بنشیند و ما شاهد دانشگاهی پویا و فعال باشیم .
در اینجا اعلام می داریم که دستان پرتوان شما را لحظه شماری می کنیم و هر قدم هر چند کوچک شما کوچک می تواند دلگرم کننده و انگیزه ساز برای سایر فعالین باشد .
به همین جهت چه برای پیگیری نشست صمیمانه و چه به جهت انجمن اسلامی هر قدم و کاری می توانید انجام دهید بدانید که این قدم ها ان شاالله بی توفیق و اجر معنوی نخواهد ماند و خدای منان برای افرادی که علاوه بر مشکلات شخصی خود به محیط اجتماعی خود اهمیت می دهند و در بهبود مشکلات آن بکوشند اجر عظیمی در نظر خواهد داشت و آنان را در سایر مراحل زندگی تنها نخواهد گذاشت .
به امید حضور شما سروران و خوشفکران دانشجو
از پر بیینده بودن وبلاگ استفاده ی ابزاری
در جهت تخریب نکرده ایم و نخواهیم کرد .
هدف از نوشتن مقالات تحلیلی در مورد دانشگاه حل این مشکلات می باشد .
ترم جدید آغاز شد
آیا باز همان راه قدیمی را طی خواهیم نمود ؟
با آغاز ترم جدید همه انتظار داریم دانشگاه و مسئولان آن با طرح های نو و تازه و تحولی شگرف به استقبال دانشجویان بیایند .
همه انتظار داریم دانشگاهی که در این ترم شاهد آن خواهیم بود دیگر آن دانشگاه سابق نباشد .
محدودیت های بی مورد و بی دلیل و منطقی برداشته شود .
دانشجو حس کند در دانشگاه پای نهاده است ، حس کند حق انتخاب دارد ، حس کند می تواند هر نوع فعالیتی را که در راستای قانون است بتواند انجام دهد .
حس کند می تواند کار سیاسی انجام دهد . حس کند بالغ شده است ، به آرمان ها و ارزش های دانشجویی او پاسخ داده شده است و .....
دانشجویان جدید الورود با هزار امید و آرزو و با هزار حرف شنیده از سایر دانشگا ه ها به دانشگاه قم قدم می گذارند ، اما امید داریم نا امید نشوند ، همچنانکه ما نا امید شدیم و برای هر فعالیت مشکلات ، سختی ها و مشقت های فراوانی را تحمل کردیم و تا امروز هیچ کدام از آزادی هایی که یک دانشجو در دانشگاه های دیگر ( حتی پیام نور ) دارد را نداشتیم .
برای شمردن محدودیت ها وقت بسایر است ، اما بهتر است به راه کار بیندیشیم .
اگر این ترم هم بیاید و ما همان تجربه ی سایر ترم ها را داشته باشیم واقعا باید تاسف بخوریم .
چند مورد از نکاتی که امید داریم به آن دست یابیم را به اختصار عرض می کنیم .
1) افتتاح مجدد انجمن اسلامی :
همیشه سد راه موجب شکل گرفتن کار های زیر زمینی می شود . اگر به دانشجویان این امکان داده نشود که به صورت رسمی و آزادانه و در چارچوب قانون فعالیت نماید آنگاه فعالیت های غیر رسمی گسترش می یابد که اصلا درست نمی باشد .
2) دادن مسئولیت کامل همایش های دانشجویی به دانشجویان ( مثلا روز دانشجو )
دانشگاه و همایش متعلق به دانشجو است . بنابراین در همایش ها و مراسماتی که متعلق به دانشجو است می بایست تمامی مسئولیت ها به دست دانشجویان باشد و مسئولین فقط هدایت و نظارت داشته باشند تا روند کار صحیح باشد .
3) آزادی بیشتر برای انجمن ها برای ارتباط با گروه های مختلف و واحد های مخالف
این مجدودیت های بی منطق باعث می شود به جای فکر فعالان فرهنگی به مسائل بهتر و نو آوری به حل این مشکلات باشد .
4) دادن بودجه ی بیشتر به انجمن ها برای برگزاری همایش ها و نشریات علمی
برای گرفتن بودجه ی مناسب برای نشریات علمی حداقل خودم دو بار قول از مسولان بلند مرتبه ی دانشگاه شنیدم که هیچ بار محقق نشده است .
5) حمایت های معنوی و تبلیغاتی بیشتر از انجمن ها و کانون ها و دادن امکانات و امتیاز ها به فعالان فرهنگی
6) تخصیص بودجه ی بیشتر به امر پژوهش که گویا در دانشگاه ما اصلا جایگاهی ندارد .
اگر در دانشگاه بودجه صرف پروژه های علمی و تحقیقاتی نشود و برای دانشجویانی که این توانایی را دارند در زمینه های علمی قدم بردارند امکانات فراهم نشود خیانتی بزرگ به استعداد ها و پتانسیل های یک نیروی کیفی کرده ایم .
7) بها و احترام به ارگان های دانشجویی فعال و زحمتکش ( همانند شورای صنفی و ... )
در برخی از فعالیتهای دانشجویی علاوه بر اینکه دانشجو از تمام نیرو و امکانات خود برای بهینه کردن دانشگاه زحمت می کشد اما نه تنها برای تصمیماتی که آنان به طور شورایی می گیرند و طبق مصوبات قانونی وزارت باید عملی شود اهمیتی دیده نمی شود بلکه در برخی موارد تخریب شخصیتی افراد این گروه ها را نیز شاهدیم .
هدف ما پیشرفت دانشگاه است تا در سایه ی آن بتوانیم خودمان نیز به پیشرفت نایل بیاییم و در سربلندی مملکت و وطن اسلامیمان موثر باشیم .
اگر دانشجو نتواند برای زندگی و مدیریت های آینده از دانشگاه استفاده کند و استعداد ها و خلاقیت های مثبت خود را در مسیر تعیین شده هدفمند کند هیچ جای دیگری برای پرورش نیرو های مفید و موثر برای اداره جامعه نخواهیم یافت .

ابتکاری از امور فرهنگی
اردو برای جدیدالورود ها
شنیده بودیم که دانشگاه شریف ورودی های جدیدش را به مشهد می برد ، دانشگاه شیراز به اصفهان و ......
مرتبا با خودم فکر کردم که چرا دو سال پیش هیچ اردو یا معارفه دلچسب و برنامه ریزی شده ای برای من و دوستانم برگزار نشد ؟؟؟
آیا اردو بردن جدیدالورود ها و صرف بودجه برای فردی که قرار است چهار سال در یک مکان زندگی کند مشکل شرعی دارد ؟؟؟
اگر فرد از همان ابتدا حس کند که برای او ارزش قائل شده ایم و ورود او را جدی گرفته ایم و برایش برنامه و هدف داریم در ادامه ی راه تلخی ها راحت تر تحمل می کند ، با پیش آمدن هر مشکلی ناسزا به مسئول را اولین راه تخلیه خود نمی یابد و چون با انگیزه و پر نشاط آغاز کرده سازشکار تر خواهد بود .
اما همینطور که گفتم برای ما هیچ اردو و برنامه ی مفیدی نگذاشتند ، یعنی تا امسال برای هیچ گروهی هیچ قدمی برداشته نشد .
دانشجو که خودش بی امید پای به اینجا می گذاشت و با دیدن این موضوع که حضور و ورودش جدی گرفته نشده است دیگر تمام آرمان هایی که از یک دانشگاه در نظر داشت را از همان ابتدا مدفون می کرد .
**** امسال با همت معاونت دانشجویی و امور فرهنگی دانشگاه یک اردوی دو روزه به کاشان برای جدیدالورود ها برگزار شد .
ما هم این افتحار را داشتیم که در این اردو شرکت داشته باشیم .
در کل اردوی مفید و پر نشاطی بود و فضای خوبی بین مسئولین فرهنگی و دانشجویان برگزار شد .
در غروب این روز اردو جناب آقای دکتر دانش شهرکی و جناب آقای تقی زاده به همراه چند تن دیگر هم به جمع دانشجویان پیوستند و دقایقی هم برای مخاطبان صحبت کردند .
این حرکت از یک منظر بسیار ارزشمند بود که مسئولین تراز یک دانشگاه با گذاشتن بیش از 6 ساعت از زمان خود به دانشجو بها دادند و او را مورد تفقد خود قرار دادند تا حس وحدت و همدلی بهتری بین دانشجو و مسئولیت برگزار شود . ( البته در میان صحبت های آقای دکتر دیرباز نکات منفی هم وجود داشت که به خاطر احترام به جمع و اساتید چیزی نگفتیم )
یکی از نکات بسیار جالب تدارکات بسیار قوی این اردو بود .
دانشجویانی که در اردو های متعدد دانشگاه شرکت کرده اند به نوع پذیرایی دانشگاه آشنا هستند ، اما این بار ما شاهد تدارکات و پذیرایی بسیار قوی بودیم که نشانگر تلاش های بسیار مسئولین مربوطه مخصوصا آقای آسوده بود .
این ابتکار امور فرهنگی را در اول این ترم به فال نیک می گیریم و امید داریم در سایر عرصه ها نیز پر فروغ و غافلگیرانه ظاهر شود .
پس از کسب افتخار به جهت پر ببیننده و برترین وبلاگ این بار
اولین سایت انجمن های علمی دانشگاه قم
توسط
انجمن علمی علوم کامپیوتر
افتتاح شد
پس از اینکه انجمن علمی علوم کامپیوتر پیرو تمامی فعالیت های سطح وب خود ( وبلاگ – گروپ - فتو وبلاگ ) گوی سبقت را از تمامی رقیبان خود ربود و با اختلاف های فاحش به کار خود ادامه داد . گروه وب انجمن طی تلاش های بی دریغ خود توانست با یک برنامه ریزی دقیق و تحمل هزینه های فراوان به جهت تامین فضای سایت ( 1 GB ) سایت را طراحی و افتتاح کند .
این تلاش و کوشش گروه وب انجمن از این جهت بسیار درخور توجه است که با این تدبیر و حرکت هوشمندانه علاوه بر مزیت هایی که یک سایت نسبت به سایر فعالیت های وب دارد گروه علوم کامپیوتر به برخی اهداف عالی دیگر نیز دست یافته است که اهم این موارد را به اختصار برایتان اعلام می داریم .
1) حرکت و تلاش همه جانبه و حفظ روحیه مسابقه علمی برای حفظ جایگاه برتر خود در دنیای مجازی در سطح دانشگاه های استان قم .
2) افزایش انگیزه ی دانشجویان گرامی و نخبگان رشته علوم کامپیوتر برای فعالیت در نت ( به جهت تبدیل وبلاگ به سایت )
3) کسب مهارت و تجربه برای مدیریت ، طراحی ، آپدیت سایت برای علاقه مندان به این علوم .
حال در اینجا برخی از قابلیت های سایت ecqom.com را برای آشنایی علاقه مندان عرض می نماییم .
الف) بخش مطالب وبلاگ : که همیشه آخرین مطالب آپدیت شده در وبلاگ را به صورت لینک در سایت نمایش می دهد .
ب) بخش چت سایت :
این بخش که بسیار زیبا و جذاب طراحی شده این امکان را به بازدید کنندگان می دهد که با ورود به سایت با تمامی افرادی که در این بخش سایت هستند ارتباط برقراد کرده و با آنان به گفتگوی آنلاین بنشینند .
ج) بخش موضوعات وبلاگ :
به جهت اینکه وبلاگ ecqom.tk پس از گذشت یکسال و اندی آپدیت مرتب و هدفمند دارای آرشیو موضوعی بسیار قوی و سودمند می باشد حیف دیدیم عزیزانی که از سایت ecqom.com بازدید می کنند از عناوین موضوعات مطرح شده در وبلاگ که در طول زمان کیفی و حجیم هم شده است غافل بمانند و استفاده نکنند .
بنابراین بخش آرشیو موضوعی وبلاگ را هم در سایت گذاشتیم .
د) فروم و گروپ در سایت :
فروم با تغییراتی و گروپ بدون تغیر ظاهری هر دو از.tk به .com تغییر یافته اند که امید داریم همچنان در پیشبرد اهداف انجمن سودمند باشند .
در پایان جا دارد از آقایان سعید حیدری ، محمد حسن ناجی و محمد حسنی اقتدار به جهت پیگیری و تلاش های بی شائبه در جهت طراحی و تنظیم این مهم تشکر به عمل بیاوریم .
امید داریم این دوستان در سایر مراحل تحصیل خود نیز موفق و جسورانه ظاهر شوند .
از انجمن فعال ، پویا ، دلسوز و تاثیر گذار واحد خواهران نیز در جهت کمک به این امر تشکر بعمل می آوریم .
از تمامی علاقه مندان نیز برای طراحی ، آپدیت ( و هر چه یک سایت نیاز دارد ) دعوت بعمل می آوریم دستان پر توان خود را به کمک ما بدهند تا در سایه ی همکاری های همه جانبه به اهداف خود دست پیدا کنیم و مانند همیشه پر فروغ و استوار ظاهر شویم .
در ضمن مرز بازدید وبلاگ هم از ۵۰۰۰۰ نفر گذشت
اگه يه بار همه 20 واحد رو توي يه ترم افتادين ! ......... بي خيالش ![]()
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن ! ......... خوب شده ديگه ![]()
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم ! ......... بگه ![]()
اگه يه دفعه هارد 40 گيگابايت شما هاپولي هاپو شده ! ......... پيش مياد ديگه ![]()
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه ! ......... ببازه ![]()
اگه سر مراسم خواستگاري ، همونجا ، عروس خانوم گفت نه ! ......... ايشاالله خوشبخت بشه ![]()
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما ! ......... مسئله اي نيست ![]()
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6 ، ساعت 7 رفتين سر كار ! ......... دقيقا" رفتين سر كار ![]()
اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن ! ......... تعجبي نداره ![]()
اگه درست شب امتحان بعد از مدت ها به عروسي دعوت شدين ! ......... مباركه ، عروسي رو كه نمي شه نرفت ![]()
اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين ! ......... اينجوري هم يه صفايي داره ![]()
اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده ! ......... حتما" حكمتي توي اون بوده ![]()
اگه بعد از 3 ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500 تومن وصل شده بودين ! ......... مهم نيست ![]()
اگه شمع هاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن ! ......... لبخند بزنين ![]()
اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين ! ......... خودتون رو نبازين ![]()
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده ! ......... عيبي نداره بابا ![]()
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد ، شش دور پيچوند ، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد ، خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد ! ......... نه ! اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره ![]()

اردوی اردبیل :
اگه سوار تاب چرخون شدی و از ترس سیخ شدی ! ......... احتمالا تابش با سرعت نور می چرخیده ! ![]()
اگه بین 80 نفر تنهایی غذا خوردی ! ........... خوب تنهایی هم صفایی داره ![]()
اگه هر جا می ری ، مجبوری دود بخوری ! ............ احتمالا تو تهران زندگی می کنی ![]()
اگه رفتی بالا کوه و عملیات اکشن انجام دادی ! ............ باد قوی بوده و شما رو تکون داده ! ![]()
اگه تیم محبوبت ( برزیل ) باخت و حذف شد ! ............ عیب نداره ، دفعه ی بعد ![]()
اگه روز اول اقامت ، یه پسر 5 ساله جلوتو گرفتو ازت پول زور خواست ! .......... احیانا اونجا برره بوده ![]()
اگه با عجیب ترین تابی که تا حالا دیده بودی برخورد کردی ! ............ تو سرزمین عجایب به سر می بری
![]()
اگه 10 بار سفارش یه بستنی دادی و دهمین بار برات آوردن ! ............ باید یاد بگیری بستنی به زبان انگلیسی چی می شه ![]()
اگه رفتی دیدن آثار باستانی و فقط قسمت درب اونو فهمیدی که چه قدمتی داره ! ............ احتمالا در موزه بسته بوده ![]()
اگه 4 بار به یه ماشین سرک کشیدی ! ............ احتمالا ماشینه آشنا بوده ( شاید مال خودت بوده ) ![]()
اگه 3 ساعت با mp3 به گوش و عینک دودی به چشم رو زمین سیخ و افقی دراز کشیدی و از جات تکون نخوردی ! ............ مُردی ![]()
اگه رفتین استخر و فقط 15 دقیقه تونستید توش دووم بیارید ! ............ استخر درجه یک بوده ، شما شنا بلد نبودید ![]()
اگه 3000 تومان دادی و شورت مایو خریدی و بعد فقط 15 دقیقه باهاش شنا کردی ! ............ داشتن 3 تا مایو لازمه برا آدم ![]()
اگه رفتی سفر و به جای اینکه پول های تو جیبت کم شه ، سه برابر شد ! ............ خیلی رو شانسی بابا ![]()
اگه تو سفر مهندس شدی ! ............ بابا با سفر کردن هم می شه مهندس شد ، پس درسو بی خیالش . فقط به یه آدم شوخ احتیاج داری تا مدرکتو بهت بده ![]()
اگه شما تنها گروهی بودید که کل اتوبوس سر به سر شما می ذاشتن ! ............ بچه های خیلی با حالی بودید ![]()
اگه 6 جای بدنت زخم و زیلی شد ! ............ پشه های بزرگی داشته ![]()
اگه سر شوخی زیاد باز می شده ! ............ کرم نداشتید ها ، آدمای شوخی بودید ![]()
اگه تو تاریکی با عینک دودی به چشم رفتی بیرون ! ............ خورشید یادش رفته که شبه ![]()
اگه مجبور شدید 11 نفری از بالای در وارد اقامتگاه بشید ! ........... مطمئن باشید شما آدمای وقت شناسی بودید ، مسئولا زود خوابیدن ![]()
اگه دم به دم شارژ موبایلت خالی بود ! ............ موبایلت خیلی زنگ خور داره ![]()
اگه گفت برو اونور حرف بزن چون این اینجا نشسته ! ............ احیانا بیماری واگیر دار داشتی ، شاید هم از ستون پنجم بودی
اگه هوار می زدید که صدا تلویزیونو زیاد کن و انجام نمی شد ! ............ اشتباه می کردید صداتون بلنده ! ![]()
اگه طبقه پایین نوشتن ، دستشویی طبقه ی بالاست ولی وقتی هر دفعه می ری ، می بینی درش قفله ! ............ احیانا نوشته رو بهروز پکاجکی نوشته ![]()
اگه وسط اتوبوس افرادی زیگ زاگ حرکت می کردن ! ........ مطمئن باش عروسی نبوده ، شک نکن ، اتوبوس بد راه می رفته ![]()
بقیشو از زبون شما بشنویم ( تو قسمت نظرات ) البته اگه خواستید ...

در یک مجموعه ی کاری ، همیشه تشویق و تشکر باعث ایجاد انگیزه و یک روحیه ی مضاعف برای ادامه آن فعالیت می باشد .
در دانشگاه ما ، معمولا علاوه بر اینکه از فعالان علمی ، فرهنگی و ... تشکر نمی گردد بلکه در اکثر مواقع به تخریب آنان پرداخته می شود .
معمولا کانون ها و انجمن ها می بایست علاوه بر صرف پول شخصی ، وقت و ... و گذاشتن از درس بسیاری از تهمت ها و تهدیدات را نیز تحمل نمایند .
در جلسه ای که انجمن های علمی با جناب آقای دکتر دانش شهرکی ( قبل از عید سال 1385 ) داشتند جناب آقای دکتر قول دادند که یک اردوی تفریحی برای اعضای انجمن ها برگزار نمایند .
جناب آقای دکتر دانش شهرکی روی حرف خود ایستادند و یک اردوی تفریحی 5 روزه را به اردبیل با دو دستگاه اتوبوس فراهم کردند .
در این اردو اعضای انجمن ها و کانون ها حضور داشتند و اردوی بسیار جالب و در خور تشکری بود .
جناب آقای راونجی و آقای علیزاده نیز در اردو حضور داشتند و هدایت و سرپرستی گروه را برعهده داشتند .
5 نفر از اعضای انجمن علمی علوم کامپیوتر در این اردو شرکت داشتند و توانستند بهره ی لازم را ببرند .

معمولا هر کار گروهی نقاط ضعف و قوتی دارد ، و بسته به نوع نگاه فرد می توان به یک مجموعه نگریست .
اگر فقط بخواهیم نیمه ی پر لیوان را ببینیم و نقاط ضعف را چشم پوشی کنیم شاید باعث شده باشیم این نکات در سایر چنین حرکاتی مجددا تکرار شود و باعث می شود یک کار گروهی به خاطر ایراداتی هر چند اندک به هدف آرمانی خود نرسد .
از نگاه دیگر هم اگر بخواهیم به نقاط منفی و ضعف فشار بیاوریم و زحمات ، دوندگی ها و ... دوستان را نادیده بگیریم باعث ایجاد دلسردی در گروه و زحمتکشان می شویم .
در اینجا اصلا قصد نداریم این سفر را نقادی کنیم یا به تجلیل و تمجید از آن بپردازیم .
چند نمونه از نکات مثبت این اردو را به اختصار بیان می کنیم .
1) مسولان اردو ( آقای راونجی و علیزاده ) سازگاری بسیار بالا با دانشجویان داشتند بدین نحو که حتی یک بارر درگیری لفظی بین این دو عزیز و دانشجویان بوجود نیامد و دانشجویان کاملا باز عمل کرده و هیچ گاه احساس فشاری از سوی مسولان نداشتند .
2) امکانات در نظر گرفته شده برای دانشجویان ( از اتوبوس ، غذا ، مکان استراحت و ... ) در حد بسیار مطلوبی بود و این نشان دهنده ی این می باشد که مسولان قبل از اردو زحمات فراوانی جهت اسکان ، تغذیه و هماهنگی برای اتوبوس کشیدند .
۳)مدیریت ۸۰ نفر دانشجو ( آن هم دانشجویانی که در حالت عادی در دانشگاه نمی توانند آرام باشند ) کار بسیار سخت و کنار آمدن با سلایق مختلف آن ها نیز ( در انتخاب غذا و رفتن به اماکن تفریحی و .. ) نیاز به صبر و حوصله دارد که مسولان این اردو به نحو احسنت توانستند این کار را انجام دهند .
اگر اجازه بدهید در اینجا یک نکته را بدان اشاره کنیم که اگر اعمال شود همچین مراسماتی به بهترین نحو انجام خواهد شد .
---- برای بردن دانشجو به اماکن تفریحی و سیاحتی برنامه ی خوبی موجود نبود و می توان گفت برنامه ی مطلوبی برای استفاده از زمان به بهترین نحو برای بهره بردن دانشجو از مناطق تفر یحی ، سیاحتی نبود و شاید این نقطه ی ضعف از اینجا حاصل شود که تسلط کافی بر شهر و اماکن آن وجود نداشت .
برای مثال از برخی مناطق استان اردبیل ( همچون سبلان و دامنه ها ی منحصر به فرد آن ، کنا ره های رود ارس ، پیست اسکی آلوارس ، گردنه ی حیران ، یازده پل تاریخی و .. )
منظور این است که با این زمان کوتاه می بایست برای رفتن به مناطق مختلف مناطق مهم تر و در خور توجه تری انتخاب می شد .

برای انجمن
چند نکته جالب هم از انجمن علمی علوم کام در اردو شنوید :
1) در میان 80 نفر اردو کلا 8 دستگاه MP3 PLAYER موجود بود که سه دستگاه از آن برای بچه های انجمن ما بود .
2) جناب آقای صبا و اقتدار هم علاقه ی شدیدی به موزیک نشان دادند و حتی آقای اقتدار با عینک دودی و ام پی تری به گوش به بستر می رفتند که قرار شد برای این دو عضو که جدیدا به جمع عشاق و علاقه مندان به موزیک پیوستند نیز Mp3 player تهیه شود .
3) جناب آقای صبا از حدود 30 ساعتی که در اتوبوس بودیم حدود 25 ساعت آن را خوابیدند و جالب برایتان این باشد که با یک بار گذاشتن سر خود به شیشه ی اتوبوس به خواب فرو می رفتند اما سایر دوستان با وجود خستگی فراوان تنوانستند 3/ 1 ایشان هم بخوابند .
4) آقای حاجی پور هم سر شوخی را با همه باز کردند ( از تیکه کلام های خودشان است ) و همه در اتوبوس به ایشان مهندس می گفتند !!!



جناب آقای تقی پور ( مدیر گروه ریاضی ) و جناب آقای دکتر بابا زاده ( مدیر گروه فیزیک ) از جای خود کنار رفتند و گویا هنوز جانشینان قطعی برای پست قبلی آنان گماشته نشده است .
در اینجا جای دارد از جناب آقای تقی پور به جهت همکاری و راهنمایی های ایشان برای فعالیت های انجمنی گروه علوم کامپیوتر تشکر کنیم و این امید را داریم باز هم بتوانیم از ایشان استفاده ی مطلوب را بنماییم .

***
البته خدا کند اگر جناب آقای دکتر شیردل رئیس دانشگاه هم شد ، هم چنان مدیر گروه ما باقی بماند و هیچ گاه این نعمت بزرگ از بچه های علوم کامپیوتر گرفته نشود .
تبریک
قبل از اینکه به موضوع اصلی این تاپیک برسیم جا دارد موفقیت و همت انجمن علمی علوم کامپیوتر واحد خواهران در برگزاری کلاس های رباتیک برای واحد خواهران را تبریک بگوییم .
این کلاس ها با هماهنگی ها و پیگیری های انجمن علمی علوم کامپیوتر و هدایت های جناب آقای دکتر شیردل برگزار شد .
حالا می رسیم به موضوع اصلی :
جناب آقای صبا راهیابی تیم ورزشی پینگ پونگ دانشگاه قم به المپیاد ورزشی کشوری و کسب مقام سوم تیمی را به شما و خانواده ی محترمتان تبریک می گوییم . امیدواریم در سایر عرصه های زندگی نیز سربلند و پر افتخار باشید .
چهار شنبه
۱۰ / ۳ / ۱۳۸۵
یک روز کامل با استاد مرشد ( مثل دوران ابتدایی
)
جلسات آخر کلاس اصول سیستم ها و ذخیره و بازیابی بود
یک روز سخت
و پر کار و در عین حال پر خاطره و شاد ![]()
عکس گرفته شده در آخر کلاس :

با تشكرات فراوان از زحمات استاد مرشد
برای اینکه رقابت بوجود بیاوریم می بایست کاری می کردیم که انگیزه بوجود بیاید .
برای اینکه در وبلاگ نویسی هم یک تحرک خوبی بوجود بیاید خوب دیدم که یک مسابقه برگزار کنیم .
اکثر دوستان گفتند از تعداد بازدید کنندگان وبلاگ همه چیز مشخص است . ( آمار بازدید ecqom نسبت به اکثر وبلاگ ها در کل سیستم بلاگفا بالا می باشد ) اما ما نخواستیم فقط از روی بازدید وبلاگ برترین وبلاگ را معرفی کنیم .
به این نتیجه رسیدیم که یک نظر سنجی در وبلاگ بگذاریم تا هر دانشجویی بتواند رای بدهد و با هزار مصیبت یک کد برنامه بدست آوردیم که هیچ کس با یک آی پی نتواند دو بار رای بدهد .
گرچه برخی دوستان بسیار معترض بودند اما این اعتراض مخدوش و فاقد اعتبار بود زیرا اگر تقلبی هم می توانست با این سیستم صورت بگیرد این کار برای تمامی دانشجویان امکان پذیر بود و اینطور نبود که گروهی بتواند تقلبی کند و گروهی نتواند و آفت های این برنامه متعلق به تمامی گروه ها بود .
طبق این نظر سنجی وبلاگ انجمن علمی علوم کامپيوتر برتر شد .
اما ما به این هم قناعت نکردیم و راه سوم که پرسش از اساتید بود را هم پیمودیم اما با کمال افتخار عرض می کنیم که تمامی اساتید هم به وبلاگ انجمن علمی علوم کامپيوتر رای دادند .
در لیست زیر اسامی اکثر استادی که نظر آن ها اختصاصی پرسیده شده است و آن ها نظرشان را با میل ابلاغ کرده اند را می آوریم . ( لیست کامل این اساتید بزرگوار را به هر گروهی که مشتاق است می دهیم )
جناب آقای دکتر پورپاک ( عضو هیات علمی دانشگده فنی تهران )
جناب آقای مهندس مرشد
جناب آقای مهندس شمس ( هیات علمی دانشگاه آزاد قم )
جناب آقای دکتر دیانت ( البته ایشان به وبلاگ انجمن علمی علوم و مهندسی کام به طور مشترک رای دادند . )
جناب آقای دکتر شیردل
گروه انفورماتیک دانشگاه صنعتی شریف
و .......
ما پس از تست تمام راه حل ها برای اعلام یک وبلاگ برتر با در نظر گرفتن آمار بازدید و نظر اساتید و دانشجویان برترین وبلاگ ها را به شرح زیر اعلام می داریم :
1) وبلاگ انجمن علمی علوم کامپیوتر
2) وبلاگ انجمن علمی مهندسی کامپیوتر
3) وبلاگ انجمن علمی مهندسی صنایع

چند خبر مهم و جالب برایتان داریم !!!
اول اینکه فردا ( سه شنبه ۲۱ / ۲ / ۸۵ ) ساعت ۱۶ الی ۱۸ در طبقه ۲ بلوک ۱۵یک نشست با حضور استاد شیردل و دانشجویان علوم کام برگزار خواهد شد .
از تمامی دانشجویان علوم کام خواهشمندیم در این جلسه شرکت نمایند . ( تمامی کلاس های علوم کام که فردا ساعت ۱۶ برگزار می شود با هماهنگی انجمن با دکتر شیردل تعطیل می باشد ) شماره ی اتاق برقراری جلسه هم فردا صبح در برد انجمن نصب خواهد شد .

دومین نکته اینکه آنلاین ۳ هم تکثیر و از فردا برای فروش آماده می باشد .
علاقه مندان به اولین نشریه کامپیوتری دانشگاه قم ( آنلاین ) می توانند فردا نشریه را از انجمن و یا بوفه تهیه کنند .
سومین مطلب هم یک خبر خوش برای تمام علوم کام است :
دانشگاه قرار بود سه دستگاه اتوبوس برای روز جمعه به نمایشگاه تهران بفرستد که باعث شده بود تمامی علوم کام که یک جا ثبت نام کرده بودند و دوست داشتند در یک اتوبوس باشند دیگر این امر برایشان امکان پذیر نباشد و سه اتوبوس همان ساعات اولیه پر شد .
با پیگیری های مکرر انجمن یک دستگاه اتوبوس برای اردوی نمایشگاه تهران در روز جمعه ( ۱۵ / ۲ ) اضافه شد و طبق قول قبلی تمامی ثبت نامی های علوم کام هم در روز جمعه برای نمایشگاه آماده باشند .
پیشاپیش از همکاری شما متشکریم
انجمن علمی علوم کامپیوتر دانشگاه دولتی قم
سلام بچه ها ! امروز عصر که با امین حاجی پور رفتیم دانشگاه . دانشگاه خیلی شلوغ بود . در حدی که اگر می خواستی یه نفر رو پیدا کنی باید یه ساعتی توی دانشگاه دور میزدی . ساعت 5 بود که وقتی برای دومین بار رفتیم جلوی درب بلوک 16 قفلش کرده بودن . حالا نمی دونم بعضی بچه ها یکشنبه می خواستن سر کلاس کدوم استاد برن ؟!!

تعطیلی دانشگاه قم در آستانه سال نو !!!

کاری نوین از انجمن علمی علوم کامپیوتر واحد برادران
همیشه در خاطره ها و حافظه ها بمانیم
فوتو وبلاگ دانشجویان رشته علوم کامپیوتر
دانشگاه دولتی قم
از تمامی دوستانی که در این امر ما را یاری کردند ممنونیم
تمامی دانشجویانی که نامشان در این فوتو وبلاگ می باشد می توانند برای به نمایش در آمدن و یا تعویض تصاویرشان و یا ایمیل شان با مدیر وبلاگ ( محمد حسنی اقتدار ) تماس حاصل نمایند .
به دلیل کمبود جا امروز جلسه انجمن در کارگاه کامپیوتر برگزار شد

![]()
تجمع دانشجویان و اساتید دانشگاه قم در اعتراض به تجاوز به حرم شریف دو امام عسکری در سامرا




بالاخره یک ماه قبل از امتحانات ترم موافقت شد و امضا شد که تابلوی ما تهیه و نصب شود و مکان آن را در بلوک 16 نشان مسئول نصب دادیم ولی باز هم با بی توجهی روبرو شدیم و تا وسط امتحانات از نصب تابلو خبری نشد . و در اواخر امتحانات تر م 3 ( بهمن 84 ) تابلو را در محل مشخص شده نصب کردند ولی چه فایده ؟!
چرا که گروه ، از بلوک 16 به بلوک 15 نقل مکان کرده است . با توجه به وضع موجود فکر می کنیم مجبور شویم تا حال ، یک ترم هم به دنبال این باشیم تا تابلو را به بلوک 15 منتقل کنیم . ( خدا رحم کنه ، چه قدر دیگر باید دوندگی کنیم .
با این حال همه ی اعضا خوشحال بودیم که بالاخره تابلو رو گرفتیم و روز چهارشنبه به اتفاق دوستان و جمعی از دانشجو ها تابلو رو افتتاح کردیم .

جالبه که به مناسبت همین موضوع یک ساعت زیر این تابلو روی زمین نشستیم و بعضی از دوستان که رد می شدن ، می گفتن که پس سیبیل های کلفتتان کوش ؟؟؟

به مناسبت دهه ی اول محرم یک بخش دیگر در وبلاگ افتتاح می شود .
انشا ا... این بخش به مرور زمان تکمیل تر می شود .
دانشجویان رشته علوم کامپیوتر دانشگاه دولتی قم
این ترم هم به پایان رسید
شما از خودتان راضی بودید ؟؟؟
( تحلیلی بر عملکرد دانشگاه و انجمن ها )
آرام آرام زمان می گذرد و چه زود ثانیه ها را طی کردیم و فصلی دیگر از دفتر زندگیمان را سپری کردیم .
ترمی دیگر هم گذشت ، ترمی که در آن شاهد حوادث و اتفاق های نادر در آن بودیم ، ترمی که فراز و نشیبش زیاد بود و حال در این مقاله قصد داریم عناوین مهمترین رخ داد های سپری شده در این ترم را با هم مرور کنیم ( برخی مربوط به کل دانشگاه و برخی مربوط به رشته و انجمن خودمان می باشد )
اگر بخواهیم از زاویه ی علمی دانشگاه را بررسی کنیم آب از آب تکان نخورد ، مقام خاص علمی یا المپیادی و یا ... بدست نیاوردیم ( البته اگر بدست می آمد تعجب بود ! )دانشجویی نبود که در یک مسابقه ی مهم مقام قابل توصیفی در این ترم کسب کند و به دانشجویان سایر دانشگاه ها بفهماند که غیر از دانشگاه پردیس و دانشگاه پیام نور یک پادگان نظامی دیگر هم با نام " دانشگاه قم "در دور ترین نقطه ای از قم که عقول بشری می توانست آنرا فرض کند نیز وجود دارد .
دانشگاهی که با سایر دانشگاه های کشور تفاوت دارد ، در اینجا همه چیز سیاه و سفید است یا افراد عاشق هم هستند و یا از هم متنفرند ، حد وسطی وجود ندارد ، روابط اداری و یا درسی مناسب و سالم معنایی ندارد ، گروهی را نخواهید دید که بیش از 7 ماه برای همکاری دوام بیاورند ( سابقه ی تمام گروه ها و عملکرد هایشان را پیگیری کرده ایم ) ، علت آن هم وجود کار زیاد در گروه ها و عدم ارتباط کافی می باشد ، بدین معنا که وقتی مثلا برای برپایی یک کار جمعی ، پاره ای از امور اطرافت را فرا گرفته اند و نیاز داری با گروه مقابل همکاری کنی به هیچ وجه نمی توانی بی پرده و در زمان مناسب آن گروه را بیابی ( در صورت حاصل شدن ارتباط از طریق تلفن انجمن هم شنود مکالمات تلفنی انجمن ها خود توهینی بزرگ به تمامی دانشجویان می باشد ) و وقتی نتوانستی هماهنگ کنی خوب اجبارا شخصا تصمیم گیری می کنی و بعد از حصول نتیجه می بینی که گروه مقابل کاملا از این نوع عملکرد ناراضی بوده اند و هم زحمت ما به هدر می رود و هم دوستان مقابل حق دارند .
1) برگزاری نشست صمیمانه مسو لین دانشگاه قم با دانشجویان بود ( که البته همزمان با بستری بودن مدیریت دانشگاه برگزار شده بود ) که واقعا در جای خود جالب و شعف انگیز بود ، گرچه دبیر خانه ی همایش تحت فشار بود و سوالات تنظیم شده خوانده می شد اما حداقل حسن این همایش این خواهد بود که مسولین در یابند که " دانشجو می داند در اینجا در اکثر زمینه ها سرش کلاه رفته است " دانشجو می فهمد و می داند که چی می گذرد و اگر فریاد ها کم است از سر عادت است و از اینجا ناشی می شود که هر کس می خواهد معترض شود غیر از مسئولین ، برخی دانشجویان ( که البته از هیچ حیث لایق نام دانشجو نیستند ) می گویند خوب شما که در دفترچه فضا و جو این دانشگاه را می دانستید پس چرا ......
در آن همایش چیز های عجیبی دیده شد برای نمونه سه دختر دانشجو ( جالب این است که از رشته های پر ادعا نبودند و با اندک ادعا حرف های بزرگی زدند ) به خود جرات دادند و مشکلات خود را بیان کردند و چه خوب آن دختر دانشجو فریاد کشید " که چرا وقتی امکانات ندارید دانشجو می گیرید ؟؟؟ چرا پول واحد عملی می گیرید اما ارائه نمی کنید و ... " آنجا بود که متوجه شدیم در واحد خواهران هم دانشجویانی وجود دارند که نترس می باشند ، فرق دانشجو و دانش آموز را به معنی واقعی کلمه در یافته باشند و جرات کنند جلوی مسولین داد بکشند و حق خود را طلب کنند و ...
2) نکته ی دیگر برگزاری دو جلسه کلاس روباتیک بود که کاملا فرمالیته و سمبلیک بود . برایتان جالب باشد که در هر دو واحد افراد علاقه مند و ذی تخصص در این زمینه وجود دارند اما از بودجه خبری نبود چون فعلا بودجه ها صرف امتداد دادن دیوار های تفکیک صرف می شود و تا کامل نشود بودجه ای صرف تحقیقات علمی و ... داده نخواهد شد .
البته می دانید که از لحاظ شرعی هم ساخت رباط بی مشکل نمی باشد چون نوعی دخالت در خلقت محسوب شده و جدا جای نگرانی دارد .
3) افتتاح بلوک ۱۵ آن هم بدون هیچ آداب و کار خاصی هم در نوع خود بدیع بود ، من به دانشجویان ترم بالایی تبریک می گویم زیرا پس از چند سال قول برای رفتن به این بلوک بالاخره افتتاح آن را هم دیدند گرچه دیگر دیر شده چون دارند فارغ اتحصیل می شوند !!! در مورد کتابخانه هم گفته می شود در چشم انداز 20 ساله قرار دارد و گزارشات حاکی است که این کتابخانه فعلا مکانی برای بازی های تفریحی و شاد شبیه گرگم به هوا ، قایم باشک ، اتل متل توتوله می باشد و تا به بهره برداری برسد دوستان می توانند به فعالیت های مفر ح خود ادامه بدهند ( البته با توجه به کمبود شهر بازی در شهر قم توجه مسولین دانشگاه ما به حفظ و به پا داشتن چنین فضای جالبی در خور تقدیر است ) .
4) کارتی کردن همایش های ادبی و ممنوع شدن برپایی همایش پس از ساعت 5 نیز خود طرحی جالب و بدیع از مسولین بود . برخی دانشجویان می گفتند روز قبل از همایش تیکه ریشی هر چند باریک و سوزنی گذاشته تا این کارت ها نصیبتان گردد !!!
سوال اساسی اینجاست که دانشجویان دانشگاه قم با سایر دانشجویان چه تفاوتی دارند ؟؟؟ چه طور شده است که آنان اینقدر پاک و منزه گردیده اند و به درگاه ساحت حق نزدیک گشته اند اما ما اینقدر منحوس و بد طینت گشته ایم که همایش هایمان را هم با نگاه فساد می نگرند . تا کی باید شاهد نگاه های توهین آمیز و تحقیر کنند ه ی مسولین باشیم ؟؟؟
5) با پیگیری مکرر انجمن یک سایت با 5 دستگاه رایانه ( که البته 4 عدد از آن ها به دلیل عمر زیاد قرار است به سازمان میراث فرهنگی تقدیم شوند ) در بلوک ۱۶ دایر شد اما فعلن در اختیار کار کنان است !!! نوش جانشان . ما دوییدیم آن ها بخورند .
6) برترین انجمن ها :
الف) انجمن علمی فیزیک
ب) انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی
ج) انجمن علمی علوم کامپیوتر
واحد دختران : انجمن علمی مهندسی کامپیوتر
داخلی
مربوط به گروه علوم کامپیوتر
1) گرفتن دانشجوی در مهر ماه به طور همزمان در هر دو واحد
2) انجمن از اشک تا خون
۳) تغییری در وبلاگ صورت نخواهیم داد ( جوابی به میل های انتقادی در مورد وبلاگ )
3) امتحان گراف و توهم آقای صبا
1)وقتی شنیده شد به طور همزمان دانشجو گرفته اند تنمان لرزید . واقعا جای بسی تاسف دارد زیرا مسولین واقعا فکر نکرده اند که این همزمانی شاید باعث پدید آمدن برخی پیوند ها و روابط دانشجویی شود ؟؟؟ انصافا خجالت نمی کشید طی 1 سال از آوردن این رشته تعداد خواهران و برادران آنرا یکسان کرده اید ؟ ( در حالیکه در تمامی رشته های فنی دانشگاه حتی یک دانشجو از واحد مخالف وجود ندارد )
می دانید چه خیانتی به شرع و عرف کردید و چه طور امکان دوستی ها و روابط پنهانی را افزایش داده اید ؟
خدا خود از شما بگذرد . البته قابل ذکر است با اضافه شدن 60 علوم کامپیوتری در مهر ماه و 60 دانشجوی کامپیوتری ( مهندسی و روزانه ی علوم )حتی یک فلاپی هم به سیستم های این دانشگاه اضافه نشده است .
خدا بده برکت . فعلن می گیرند ان شا ا... واحد های عملی و ... هم دوره ای بین آنان تقسیم شده و هر ترم یک بار سیستم و سایت به آنان می رسد .
2) انجمن هم با وجود تمامی مشکلات و بحران ها و با توجه به عدم امکانات مورد نیاز برای انجمن ما ( امکانات رایانه ای ) کار خود را کردیم و هر آنچه خواستیم را با یک ( یا علی ) انجام دادیم . هر دو واحد زحمت کشیدند و از جان مایه گذاشتند و اختلافات را هم منکر نمی شویم اما طبیعی است و اگر اختلافی نبود تعجب عادی بود .
۳) یکی از دختران ورودی جدید یک میلی به ما زد که خلا صه ای از متن این میل را برایتان می گذارم " ....... شما درست و سنجیده کار نکردید ......... ما قبول داریم که از مسایل داخلی بی اطلاعیم اما تبدیل کردن وبلاگ به مکانی برای دعوا و عقده گشایی کار خوبی نیست . پر بیننده ترین وبلاگ شدن به هر ترفندی و اهانتی واقعا دانشجویی نیست . چرا مسایل داخلیتان را داخلی حل نمی کنید ؟ ..... چرا از وبلاگی که زیاد بازدید کننده دارد استفاده ی ابزاری می کنید و به جای گذاشتن مطالب علمی مطالب جنجالی می زنید ..... و چرا فعالیت را منحصرانانه کرده اید ؟؟؟ .... ما یک طرفه قضاوت نمی کنیم اما شما زیاده روی کرده اید ... "
پاسخ : وبلاگ ما دومین وبلاگ انجمنی بود که در دانشگاه قم تاسیس گشت . اما ما هیچ گاه ( چه در امتحانات و چه زمان های عادی ) از آپدیت کردن مطالب چشم پوشی نکردیم . علاوه بر وبلاگ اصلی حدود ۱۰ وبلاگ دیگر هم ساختیم که هر دفعه هر مطلب را با توجه به موضوع آن ( علمی - اطلاعیه -اخبار - تفریحی - ترفند و ... ) در آن ها جای دادیم .
یعنی هر مطلب علاوه بر اینکه در وبلاگ می آید در آن وبلاگ ها دسته بندی می شود و به صورت لینک موضوعی در همین وبلاگ موجود است . حال خواهشمندم به آرشیو موضوعی ما نگاه کنید . ( هر کس منکر است نگاه کند ) آرشیو مطالب علمی - خبری - ترفند - برنامه نویسی و ... از تمامی وبلاگ ها بیشتر است و در موضوعات طنز و تفریحی هم این تنوع و تکثر موجود است . پس با اینکه از موضوعات مختلفی مطلب می زنیم باز در زمینه ی علمی بیش از همه مطلب زده ایم .
وبلاگ علمی و خشک را قبول نداشته و نداریم ... البته اشتباه نشود . گاه یک محقق هر از چند گاهی مقالات و بحث های علمی خود که حاصل تحقیقات شخصی و یا گروهی خودش است در وبلاگش می ریزد . چون مطلب زایده تفکر خود فرد است ارزشمند است و صرف علمی بودن آن هم قابل تقدیر است .
اما اگر مطالب رایانه ای که در سایت های مرجع کامپیوتری ( که هر کس بخواهد با یک جستجوی ساده در گوگل آن سایت ها را پیدا خواهد کرد ) به وفور آمده است ما باز عینا رونویسی کرده و یا برنامه هایی که در سایت اصلی وجود دارد و ما آنرا در وبلاگ خودمان بگذاریم ( که دانلود آن در سایت اصلی بسیار پر سرعت تر صورت می گیرد تا از لینک آن در وبلاگ ) تا دانشجو ببیند اینکار گرچه پر زحمت و ذی ارزش است اما اگر فردی اهل وب گردی و رایانه باشد همیشه خبر ها و برنامه های مفید را از سایت های اصلی خواهد دید و دیگر با چند بار بازدید از وبلاگ سر به آن نخواهد زد . وبلاگ باید همه جوره مطلب داشته باشد . وبلاگ باید زنده و بیان کننده ی مشکلات و احساسات گروهی یک رشته باشد . وبلاگ باید فرد را هر شب به خواندن مطالب آن بکشاند . همیشه هم علمی کار کرده ایم ، هم تفریحی و ادامه خواهیم داد .
در مورد توهین هم اگر منظور شخص من بودند هیچ گاه در وب توهینی نکرد ( اگر کردم در نظران پیست کنید ) و هر یک از دوستان هم که مطلبی نوشته اند در پاسخ به یک حرکت و یا توهین فرد مقابل بوده و برخی دیگر ازموارد هم در کلاس از سوی خود دانشجویان غیر انجمنی کلاس مطرح شده و باز علتش عدم برخورد صحیح خود دوستان بوده است .
فعالیت منحصرانه هم نداریم . ما دوست داریم همه بیایند مطلب بدهند در جواب میلی که به آقای اقتدار هم زده بودید هم این را گفته بودیم . ما با این که در تمامی زمینه ها در گروهمان حرفه ای داریم اما باز ادعایی نداریم و دست همکاری بسوی تک تکتان دراز می کنیم .
۴) برای دوستانی که ترم بعد درس گراف را دارند پیشنهاد داریم سطر به سطر اثبات های آنرا را از اول ترم بخوانند ، چون اگر اینکار را نکنند و همانند کلاس ما فقط در هنگام درس دادن دکتر سر تکان بدهید آخر ترم دچار مشکل خواهید شد و روز قبل از امتحان دوستانتان را یک مسیر نا هم بند به سوی نا کجا آباد فرض خواهید کرد !
سر کلاس گراف هیچ کس سوالی نداشت . آخر کلاس دکتر می گفت دوستان سوال ندارید و همه با صدای بلند می گفتیم : " نخیـــــــــــــــر " . البته حق هم داشتیم چون سرویس دیر می شد و تازه از مفاهیمی که هیچ بار تورق نکرده ایم هیچ سوالی هم در نخواهد آمد .
برای خواندن این امتحان من و آقای صبا و اقتدار به مجتمع هدایت رفتیم . به زور سعی کردیم تمامش کنیم و تازه به دفتر هم قناعت کردیم . دیگر مخمان سوت کشیده بود . به قسمت تدارکات رفتیم در آنجا چند پفک و ساندیس خریدیم و تا به مجتمع برسیم صحبت کردیم ، غافل از اینکه درون این پفک ها گرد نخود وجود داشت و آقای صبا هم که در خوردن کم نیاوردند بیشتر دچار توهم شدند . ظهر روز امتحان بود پس از مرور گراف در هدایت ، در یک رستوران نزدیک دانشگاه داشتیم ناهار می خوردیم ، به دلیل توهم بالا فرض شد یکی از ..... هم در حال میل ناهار در این رستوران می باشند . پول ایشان را هم حساب کردیم اما آقای صبا لطف کردند و این مطلب را در نظرات وبلاگ منعکس کردند و چه بحران ها که باز پیش نیامد .
آقای صبا را کنار بگذارید !!!!
چند میل و پی ام از دوستان داشتیم که خواستار این بودند که جناب آقای صبا را به دلیل بحران ساز بودن کنار بگذاریم .
در این جا ، جا دارد چند نکته را یاد آور شویم :
توصیف صبا در یک جمله می باشد " آدمی که حرف در دلش نمی ماند " محمد رک است . و رک حرف می زند . به زور نمی تواند کسی را تحمل کند و یا به خاطر مصلحت جمعی آنچه را می بیند و برایش رنج آور است را ابراز نکند . او می گوید و ترسی هم ندارد و البته ما بعدش مجبوریم یا تکذیب کنیم یا نظری نرمتر بنویسیم !!!
اما از یک دید دیگر این رک بودن یک حسن رفتار می باشد و قابل تمجید است . کم هستند انسان هایی که تکلیفتان را با آن ها بدانی و بدانی از تو تنفر دارند یا با تو دوستند ، معمولا حرف دل و اصل مطلب را نمی گوییم و پشت صد پرده مخفی می کنیم ( اینجانب خود شاهد بودم که در مقطعی آرام و بدون تنش و با توجه به همین عدم شناخت از فرد مقابل سر یک مساله ی بی معنا می خواستند پای ما را به برخی ارگان ها باز کنند ... )
پس قبول کنیم اگر بدانیم با چه شخصیتی طرفیم ، بهتر می توانیم با او کار کنیم و این بد نیست بلکه خوب هم می باشد .
در زیر هم عکس محمد صبا 15 دقیقه قبل از امتحان گراف می باشد . دیگر این پسر را اینطور آرام نخواهید دید . پس این صحنه را غنیمت بشمارید !

اولين نشست صميمانه با مسئولين دانشگاه
با حضور :
معاون محترم دانشجويي جناب دكتر دانش شهركي
معاون محترم آموزش جناب دكتر گندمكار
معاون محترم پژوهشي جناب دكتر تقي زاده
همه ي دوستاي من !
بالاخره انتظار به سر آمد و وقت رؤيت مسئولان رسيد . بگوييد هر چه دل تنگتان مي خواهد اما بي زحمت پر گويي نكنيد !
من كه هميشه مي خواستم با مسئولان رو در رو شوم حالا هم مي خوام اما نمي دونم چه بايد بگم و تا چه حد مجازم . راستي من از مسئولان چه مي خواهم ؟
وعده ی ما چهارشنبه ۷/۱۰/۱۳۸۴ ساعت ۱۰ در سالن ...

امروز 16 آذر روز دانشجو در دانشگاه قم
اولين برنامه سرود جمهوري اسلامي ايران
سپس ايراد سخن توسط مجري كه سخنگوي شبكه ي خبري استان هم هست
پخش سرود يار دبستاني و سالن تاريك و همخواني دانشجويان پسر . همزمان پخش تصاويري از دانشگاه اما همه با دانشجويان پسر
مجري در برابر پر ادبي پاره اي از دانشجويان : ” ما در ادامه برنامه هايي جهت تخليه ي هيجانات عده اي از دانشجويان داريم ! ” و ولوله در ميان دانشجويان پسر
خيلي ناراحت كننده است . حتي تفكيك و اهانت دانشجويي به فيلم ضبط شده هم قدم گذاشته است . تصاوير ، چهره ها و اجتماعات همه از دانشجويان پسر است و مناظر همه مربوط به بخش پسرانه ي دانشگاه . مگر دختر ها دانشجو نيستند ؟! 16 آذر روز بزرگداشت دانشجو است و دانشجو هم شامل پسر مي شود و هم دختر . با اين اهانت ها چه بايد كرد و چه مي توان ؟ در عجبم از دانشجويي كه سال ها پيش قيام كرد تا با انقلابي كه به پا مي كند نامش ماندگار شود و صفحه اي از تاريخ را به خود اختصاص دهد . حال چگونه اين دانشجو در خاموشي و خفقان فرو رفته است و اهانت ها را به جان خريدار است ؟
سخنان مجري به درازا كشيده شد . جمعي از دانشجويان پسر دست به تشويق مي زنند تا بلكه مجري رت به سكوت وادارند اما مجري همچنان بي وقفه مي گويد و مي گويد و مي گويد
محقق ، شاعر جوان با تشويق فراوان برادران همراه به موجي از هيجان به روي سن هدايت شد و شعري در گلايه از فضاي دانشگاه و گهگاهي ابراز هيجان از سوي دانشجويان پسر
“ ! و امروز روز توست . روزت مبارك ”
و باز مجري و گفتن هاي خسته كننده
سالن كيپ تا كيپ پر شده از دانشجو . از سه رديف طبقه ي پايين دو رديف از پسر ها و يك رديف از دخترها پر شده . طبقه ي بالا هم در اختيار جماعت دختر ….
” يك دست مرتب و جانانه به افتخار خودتان ”
واي ! دانشجويان پسري كه تازه از راه رسيده و پا به سالن گذاشتند ( تقريباَ پنجاه دقيقه بعد از آغاز مراسم ) همه سر پا ايستادند تعدادشان به قدري زياد است كه حتي جايي براي سوزن انداختن در ميانشان نيست . آخه : امروز روز دانشجو است
تصاويري از دانشجويان در لباس ورزشي ، تصويراكيپي ازجوانان دانشجوي عضو هلال احمر ، تصاويري از اجتماعات دانشجويي ، تصويري از دروازه ي فوتبال ، تصاويري از سر در بعد از يك عمر تكميل شده ي دانشگاه و تالار شيخ مفيد ( ره ) با دانشجويان اما همه دانشجوي پسر !!! دانشجوي دختر حتي به اندازه ي دروازه ي فوتبال ، حتي به اندازه ي مناظر ساختماني هم ارزش ندارد و بايد هميشه پشت پرده ها قرار گيرد
سخنران در لباس روخاني مشغول صحبت است و دانشجويان هم دو به دو يا بيشتر در لباس هاي خود گرم صحبت هستند
” منظور از خاورميانه ي بزرگ خاورميانه با مركزيت اسرائيل است ”
يادي از سانحه ي دلخراش هوايي ديروزكه حدود نود كشته در بر داشت . افراد جان نثار و هوا خواه مطبوعات و رسانه ها
مجدداَ خاموشي لامپ ها و پخش تصاويري از جاي جاي ايران همراه با پخش سرود “ اي ايران ” و هيجانات فراوان دختران دانشجو . در اين لحظه پرواز دو موشك كاغذي از جانب دختران بالا نشين بر فراز آسمان سر پسران دانشجو و معطوف شدن نگاه ها به بالا در عين اين كه پيك صباي دختران توسط پسران در پرواز بود
از روز ها قبل سخن از حضور رياست دانشگاه در سالن و به بحث نشستن ايشان در پاسخ به دانشجويان بود اما امروز هم دوباره به سان ديگر روز ها كه درهاي اتاق رياست به روي دانشجو بسته است خبر رسيد كه رياست محترم امروز در قم تشريف ندارند و نتوانستند حضور به هم رسانند .
درخواست از معاونين دانشگاه كه بر روي سن تشريف فرما شوند و به سؤالات دانشجويان پاسخ دهند و شر باز زدن ايشان و موجي از ابهام در ميان صداهاي غالب بم و خشم آگين پسر
نماينده ي دانشجويان بر روي سن و گله از قاضي كه سال گذشته فقط تشريف آوردند و روز دانشجو را تبريك گفتند بي هيچ پاسخي به سؤالات دانشجويان
پذيرايي با موز و تي تاب براي مشغول كردن دهان دانشجويان و بستن آن
كشان كشان مسئولي از دانشگاه بر فراز سن و بيان اين كه به زودي جلسه اي در حضور دانشجويان تشكيل خواهد شد و مسئولان پاسخگو خواهند بود.
تقدير و تشكر از فعالان كانون ها و انجمن ها به اهداي لوح يادبود ولي اين بار ، هم دانشجويان پسر و هم دختر
اعلام پايان مراسم و خروج دانشجويان
چه كسي بايد به دانشجو از جنس دختر بها دهد ؟!
دوست عزيز سركار خانم معلمي بله حق با شماست ؛ كسي مانع سرود خواندن و دست زدن دانشجويان دختر نشد . كسي جلودار ابراز هيجانات گاهاَ بي مورد دختران دانشجو نشد. سالن آمفي تئاتر و تالار شيخ مفيد ( ره ) تنها نقطه ي مشترك دانشگاه است كه دانشجويان از هر دو جنس در كمال آزادي به ابراز وجود خود مي پردازند . جايي كه تمام عقده هاي ناشي از پاره اي سختگيري هاي بي مورد سر باز مي كنند . بله . من بر آن نيستم تا بگويم چه با ما مي كنند و آن چه مي كنند درست است يا نه . من مي گويم پيش از دست به اصلاح زدن و بي خودي بهانه تراشيدن بايد ذهنيت نادرست را از ميان برد . به نظر من پيش از آن كه چشم ها را ببنديم و خصمانه قضاوت كنيم بهتر است اول در پي يافتن حقيقت باشيم ؛ بهتر است اول بدانيم ما چه مي خواهيم و بعد عاقلانه فرياد برآريم .
شديداَ با شما موافقم . بله در دانشگاه قم ، در شهر قم همچنين در ساير شهر هاي ايران زمين حتي در روي كره ي زمين آن چه كه بر سر زنان و دختران آمده همه از خود آن هاست . به نظر من در كشور ما هيچ منع و محدوديتي براي فعاليت هاي زنان وجود ندارد . هيچ عاملي بي دليل به هيچ عنوان آزادي زن را در جامعه از او سلب نمي كند . آنان كه سخن از اختلاط به ميان مي آورند نه در پي دفاع از حقوق زن هستند بلكه همه در فكر مقاصدي شوم هستند . آنان كه خواهان آزادي زن هستند فقط و فقط مي خواهند زن هم چون كالايي بي قيمت در بازار عرضه شود . دانشگاه قم جزو معدود دانشگاه هايي است كه دقيقاَ مطابق با آن چه اسلام مي گويد اداره مي شود . اسلام براي ارزش نهادن به وجود زن ، جهت حفظ شخصيت وي ، جهت پايداري اجتماع و به منظور دوام پيوند هاي خانوادگي برنامه هايي دارد . بر خلاف تصورات آكنده از اشتباه و خصومت عده اي اسلام ستيز اسلام هرگز و به هيچ عنوان مانع فعاليت زن نيست . اسلام مانع حضور زن در اجتماع نيست . اسلام اين اجازه را به زن مي دهد كه در فعاليت هاي اجتماعي شركت كند اما با رعايت متانت همراه با عفاف و پوششي مناسب . عده اي بسان غربيان خواهان فعاليت تن به تن و حضور دوش به دوش مردان و زنان در اجتماع مي باشند . در حالي كه بر اساس انديشه هاي آن استاد شهيد نتيجه اين است كه دو هم دوش از دو جنس در يك محيط يكسان به جاي اين كه ذهن خود را به فعاليت معطوف كنند به هم دوش خود مشغول مي شوند و آن مي شود كه اكثر اين هم دوشي ها به هم آغوشي كشيده مي شوند . و فرجام آن چيزي مي شود كه نه تنها جوامع غرب كه دانشگاه هاي داخل ايران هم از آن رنج مي برند . زنان مي توانند فعاليت كنند اما لزومي ندارد كه در يك صف واحد با مردان فعاليت كنند بلكه مي توانند همان فعاليت را در دو صف جداگانه به انجام رسانند .
بله . قبول دارم آن چه بر سر زن مي آيد از خود اوست . بيش از آن كه انتظار داشته باشيم ديگران براي شخصيت زن ارزش قائل باشند خود زن بايد به خودش ارزش دهد .
برگرفته از : وبلاگ گروهی دانشجویان قم
صوت و تصاویری از همایش توسط بعضی از دوستان از همایش به دست ما رسیده است .

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
سی دی فیلم روباتیک و فلش پخش شده در همایش IT تهیه شده است .
دوستانی که خواستار کپی از آن می باشند به دفتر انجمن ( و یا مستقیما به آقای منصور نژاد ) مراجعه کنند .
با تشکر
انجمن علمی علوم کامپیوتر
شاید به عنوان مدیر اجرایی همایش نباید دست به قلم می بردم و این مطالب را می نوشتم زیرا مسئولیت تمام این حرف ها و مشکلات همایش با خودم بود اما از خستگی و به خصوص اصرار دوستان بر آن شدم ، اندر حواشی همایش مان ( IT دوشنبه 21 آذر ) کمی بنگارم .
اواخر مهر ماه 84 بود که آغاز کردیم همه چیز را اعم از موضوع مکان زمان ، سخنران و برنامه های جنبی مصوب کردیم . تا حال اکثر گروه تجربه برپایی همایش نداشتند ولی حداقل همایش زیاد دیده بودند . بنابراین در آن سوی تخیلات مان فکر می کردیم که کار راحت تر از این حرف ها باشد ، تقسیم بندی کار را انجام دادیم هر فردی مسئولیتی پذیرفت و گوشه ای از کار را به عهده گرفت ، طرح های دوستان زیاد بود ولی مشکل این بود که هر طرحی را که می خواستیم اجرا کنیم پول نداشتیم هزینه ای که برای همایش مصوب کرده بودند صد هزار تومان بود حساب کردیم اگر به هر دو سخنران مان یک نیم سکه هم بدهیم که آبروریزی نشود باز پول کم می آوریم و دیگر به قسمت های دیگر برنامه نمی رسیم هر چی دو دوتا چهار تا کردیم دیدیم چاره نداریم جز اینکه باز طبق روال همیشگی دانشگاه قم ، دست به جیب خودمان کنیم و از دانشجو پول بگیریم .
برای اینکه همایش متنوع باشد مقرر کردیم یک فیلم روبات آماده کنیم و آنرا میکس کرده به همایش برسانیم ، حال فیلم روبات کجاست ؟
هر چه گشتیم فیلم آماده در این زمینه پیدا نکردیم گفتیم خوب از اینترنت دانلود می کنیم ، دانلود فیلم هم در خانه میسر نیست پس دست به دامان سایت دانشگاه شدیم اما دیدیم هفته ای یک ساعت وقت داریم که از اینترنت استفاده کنیم و با توجه به اینکه در آن موقع کمتر از دو هفته به همایش مانده بود زمانی برای میکس و آماده کردن فیلم نبود پس باز سراغ دانشجویان بیچاره ای رفتیم که از سر اشتباه عضو انجمن شده بودند و از آن ها اکانت گرفتیم و در مدت تقریبا ده روز حدود 25 ساعت از سایت و کامپیوتر مدیر گروه محترم مان استفاده کردیم و به دنبال فیلم های با کیفیت روبات که حاصل این زحمت جمع آوری یک ساعت فیلم های مختلف و گوناگون از اینترنت بود . سپس با استفاده از تخصص و تجربیات برخی از دوستان حدود بیست دقیقه فیلم میکس شده ای را از روبات آماده کردیم تا در همایش ارائه دهیم غافل از اینکه اینجا دانشگاه قم است و باید برخی از فیلم ها کاملا حذف می شدند البته مشکل از دانشگاه قم نیست مشکل از غربی های علیه ما علیه است که در مراسماتی که به معرفی روبات ها می پردازند از مجری زن استفاده می کنند و آن هم زن هایی که روسری و چادر به سر نداشته و متاسفانه در اوج وقاهت با یک پیراهن و شلوار به اجرای مراسم پرداخته بودند که قرار شد برای همایش بعدی در این رابطه یک تذکری هم به غربی ها بدهیم .
پس از سانسور کردن اکثر صحنه هایی که یک زن به عنوان مجری برنامه معرفی روبات بود و حذف تمام صحنه هایی که از آهنگ های با ریتم تند استفاده می شد دیدیم کلا 14 دقیقه از کل فیلم جمع آوری شده باقی ماند که دیگر جای هیچ انگیزه ای برای میکس و افکت گذاری نبود چون به ناچار تمام آن چهارده دقیقه می بایست پخش می شد ( جالب برای تان این باشد که پس از زحمت های بسیار زیاد این دوستان و علیرغم اینکه این فیلم مورد توجه دانشجویان قرار گرفت و سی دی آن درخواست شد بعضی دیگر از دوستان با گفتن برخی کلمات در حین پخش فیلم به جای تشکر گله گذاری می کردند که این واقعا جای ناراحتی بود ولی بنا به مصلحت چیزی نگفتیم )
برای پذیرایی هم به بحران رسیدیم ، چون همان طور که می دانید پذیرایی در دانشگاه قم ممنوع است چون مسئولین دوست ندارند دست و لباس دانشجویان کثیف شود ، اما ما دیدم جالب نیست به دانشجویی که زحمت کشیده است و به مدت 2 ساعت در همایش شرکت کرده است حتی یک کیک ساده هم ندهیم ، پس دوباره جیب های اعضای انجمن را نشانه رفتیم و سعی کردیم مراسم را آبرومند برگزار کنیم .
نکات بسیار مهم در مورد همایش ها در دانشگاه قم ( اگر می خواهید همایش برگزار کنید حتما این را بخوانید )
1) فیلمبرداری دانشجو از مراسم ممنوع است مگر اینکه فیلم پس از اتمام مراسم به مسئولین داده شود تا آن را بازبینی کنند تا نکند یک مشکل اخلاقی ، شرعی ، قانونی ، صنفی ، عرفی ، حقوقی در فیلم پیدا شود . پس فراموش نکنید اگر می خواهید مراسم برگزار کنید در تبلیغات حتما بنویسید از آوردن دوربین جدا خودداری کنید .
2) موقع پخش فیلم که نیاز به تاریک شدن سالن پیدا می کنید به دلایل نا معلومی سالن ابتدا کمی روشن تر شده و با غر زدن های فراوان جز دو لوستر وسطی ، مطمئن باشید همه لامپ ها خاموش خواهند شد . البته علت اینکار هم این است که یک موقع دانشجویان زمین نخورند .
3) در بین همایش مرتبا افرادی که کاملا مشخص است از سوی چه ارگانی هستند به همایش سر می زنند تا یک موقع بچه ها با هم دعوا نکنند !!!
4) اگر فلش یا فیلمی دارید که می بایست با ویدئو پروژکتوری که به رایانه متصل است کار کند این را بدانید که تا روز قبل از همایش مشخص نیست که آن ویدئو پروژکتور به شما برسد یا نه . چون ممکن است یکی از اساتید دقیقا در همان زمان همایش بخواهد از آن استفاده کند پس اگر وسط همایش آمدند و ویدئو پروژکتور را بردند تعجب نکنید .
5) خانم ها باید اول روی انتهایی ترین قسمت سالن در سمت چپ بنشینند حال اگر دانشجویی دختری دوست داشت کمی اینطرف تر بنشیند انتظامات باید سریع گوش او را کشیده و به او تذکر دهند که مگر نمی بینی طرف چپ خالی است برو آنجا بنشین . ( البته دانشگاه بیچاره هم به فکر دانشجویان است چون اگر می گوید سمت چپ سالن بنشینند برای این است که خدای نکرده در اتمام مراسم درب خروجی را گم نکنند و اذیت نشوند )
6) پس از اتمام مراسم و رفتن دانشجویان ، دانشجویان مسئول همایش می بایست سریع از سالن خارج شوند تا درب بسته شود چون امکان دارد دیر به منزل برسند و خانواده نگران آن ها شود ، حال اگر دانشجویان مسئول ، کیف ، موبایل ، کاپشن ، کلید و یا هر وسیله خود را در حین همایش گم کرده باشند و حال بخواهند با خیال راحت دنبال آن بگردند و یا یک عکس یادگاری با هم بگیرند ابتدا با یک نگاه غضب آلود و سپس در صورت عدم توجه با یک جفت لگد باید سالن را ترک کنند .
7) معمولا برخی از اعضا چه در قبل همایش و چه در همایش کمی ضعیف عمل می کنند ، پس اگر حس کردید دارید کار چند نفر را انجام می دهید و دارید از خستگی می میرید اصلا تعجب نکنید ، در اینجا سفارش می کنیم 2 عدد قرص استامینوفن آن هم از نوع کدئین همراه داشته باشید .
8) این نکته برای افرادی است که در جزء چند نفری قرار می گیرند که در راس همایش قرار می گیرند : زمان همایش را طوری تنظیم کنید که پس از همایش وقت حذف و اضافه تمام نشده باشد ، چون به دلیل فشار کاری بالا پس از همایش بی زحمت می بایست چند واحدی را حذف نمایید .
9) و به عنوان آخرین نکته از من بپذیرید که اگر خواستید یک همایش ساده برگزار کنید اول و اول تکلیف بودجه را معلوم کنید ... اگر بودجه زیر صد و پنجاه هزار تومان بود اصلا استارت کار را نزنید . ( البته این هزینه برای همایش های رسمی و قویتر اصلا کافی نیست )
امیدوارم این حرف ها مفید واقع شود گرچه تا دانشجو نخواهد آب از آب تکان نخواهد خورد .
نویسنده : عباس منصور نژاد
از دوستانی که از همایش عکس گرفته اند ، خواهشمندیم تا جهت تکمیل تر شدن گالری آن ها را برای ما توسط ایمیل ارسال کنند .
E-Mail : mhe_hm@yahoo.com
با تشکر
محمد حسنی اقتدار